ارسال به دوستان
کد خبر : 26715
تاریخ انتشار : 5/7/2013 4:25:00 PM

نـماز جمعـه

اسلام شناسی77 ــ اسلام و معنویت 4

یکی از مباحث مهم در مسأله معنویت اینست که انسانیکه خود و جهان را معنادار می­داند، معنویت را در همه موجودات عالم تسّری می­دهد

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

یکی از مباحث مهم در مسأله معنویت اینست که انسانیکه خود و جهان را معنادار می­داند، معنویت را در همه موجودات عالم تسّری می­دهد؛ زیرا همه موجودات تجلّی خدای متعال می­باشند و حق تعالی به عنوان متجلّی و جلوه­دهنده و وجودبخش، قدرت و علم و حکمتش را در همه تجلّیاتش ظهور داده است؛ از اینرو همه به نوعی از معنویت برخوردارند. اما آنچه که در خصوص انسان به عنوان برترین مخلوق خداوند مطرح می­باشد، اینست که آدمیان در تلاشند که با اختیار و اراده خود به واسطه ارتباط با عالم غیب و حق، از بیشترین معنویت برخوردار شوند و نیز بتوانند با شکوفائی استعدادها و ظرفیت­های وجودی خویش، بیشترین بهره را از دنیای معنویت ببرند. لازمه این امر آنست که آدمی فکر و ذهن خود را به این سمت جهت داده و خود را چنین تربیت نمایند. بدیهی است اگر انسانها بتوانند قوای وجودی خود، چه قوای جسمانی و چه قوای معنوی را به سمتی سوق دهندکه برای آن آفریده شده اند، بیشترین بهره را از معنویت خواهند برد. به همین جهت اسلام برای رسیدن به اعتدال در قوای گوناگون، دستورات و آموزه های مهمی را ارائه می­دهد که انسانها با برخورداری از بهداشت جسم و ذهن و روح بتوانند بیشترین درک و فهم و معرفت را از نظام حکیمانه الهی داشته باشند. این همان است که انبیاء برای آن آمده­ اند. لذا به نظر می­رسد همه باید در شناخت نیازهای واقعی در همه ابعاد وجودی تلاش کنیم و در صدد تامین واقعی آن نیازها برآئیم. بنابراین اگر نگاه ما نسبت به عالم و آدم یک نگاه آیتی و نشانه­ای باشد، یعنی هر چیزی را آیه­­ای از آیات الهی و نشانه­ای از قدرت و علم و حکمت الهی بدانیم، بی­ شک چنین نگاه و باوری در همه مراحل زندگی ما نقش مثبت ایفا خواهد نمود که مهم­ترین اثر آن اینست که همه این آیات، حکایت و دلالت بر وحدانیت حق تعالی خواهد نمود.

وَ فِي كلِّ شيءٌ له آية      تَدُلُّ على أنّه الواحدُ

به همین جهت انسان معنوی همیشه نگران این نوع حقائق است و همواره خود را محاسبه می­ نماید و از خود مراقبت می­نماید که از این مسیر خارج نشود. او می­خواهد سهمیه خود را بر اساس عهدی که با خود بسته است، به دست آورد و نمی­خواهد همچون یک موجود بی غرض و بی هدف، فقط زمان را بگذارند، بلکه می­خواهد از تمام صحنه ­های عمر استفاده کند. خدای متعال به این عهد و پیمان اشاره کرده و فرموده:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى

شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ

و به خاطر بیاور هنگامى راكه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريّه آنان را برگرفت و ايشان را برخودشان گواه ساخت كه آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا، گواهى داديم. تا مبادا روز قيامت بگوييد ما از اين [امر] غافل بوديم‏. (اعراف / 172)

آنچه مهم است، توجه به این گرایش فطری است که حقیقت وجود ما را به سمت معنویت گرایش می­دهد و اگر همه انسانها این امر ثابت و اصیل و حقیقی و باطنی و ذاتی را جدّی می­گرفتند، بسیاری از مشکلات جامعه بشری از بین می رفت، اما غفلت از این باورها و نگاه­های عمیق به زندگی باعث شده که بسیاری از مردم از مسیر اعتدال جسم و ذهن و روح، خارج شوند و خود را در ورطه­ی نابودی و هلاکت قرار دهند. آدمی پاسخ همه مسائل مربوط به حیات خویش را با این نگاه به دست می­آورد و هیچگاه سرخورده و افسرده و مضطرب نخواهد بود و با عدم پاسخ نسبت به برخی پرسش ها خود را هلاک نخواهد ساخت. متاسفانه عده­ای گمانشان بر این است که می­توانند هدایت فکری و ذهنی بشر را عهده­دار شوند درحالیکه خود آنها نتوانسته اند به پاسخ­های صحیح و عمیق زندگی دست یابند. این به خاطر آنست که این افراد در مسیر صحیح زندگی حرکت کرده و در جریان غیر اعتدال قرار گرفتند و خیال نمودند که راه را پیدا کردند و حال آنکه در گردآبی از گمراهی و حیرت و سرگردانی فرو رفته اند، به گونه­ای که حتی نتوانستند خود را نجات دهند تا چه رسد به اینکه دیگران را به سعادت برسانند. پس انسان باید به آن گرایش فطری و درونی و حقیقی روی آورد که این همان مسیر حق است.

خداوند متعال در آیه 30 سوره مبارکه روم می فرماید:

فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ

پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدا تغییر ناپذیر است. این است همان دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی دانند.

در نتیجه انسانی که به دنبال معنویت حقیقی است، همواره در صدد است که خود را به نحو صحیح بشناسد. شناخت و معرفتی که در متون اسلامی بر آن تاکید بسیار شده است؛ زیرا این شناخت مسیر بسیاری از شناختها را برای انسان هموار می­سازد. به همین جهت است که بر طبق روایات سودمندترین معرفتها دانسته شده است:  انفع المعارف معرفه النفس. اگر این شناخت حاصل شود،انسان خدای خود را نیز خواهد شناخت.من عرف نفسه فقد عرف ربّه و نیز زمینه معرفت بیشتر نسبت به دیگران هم فراهم خواهد شد. من عرف نفسه کان لغیره اعرف .


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :