ارسال به دوستان
کد خبر : 33107
تاریخ انتشار : 9/5/2013 3:22:00 PM

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین شاه آبادی

عـامـل گنـاه

گناه بیماری است که فرد گناهکار گرفتار آن میشود و این بیماری یک حرکت برخلاف هویت و حقیقت انسانی است و باعث بیماری انسان از جهت روحی ، روانی ، اخلاقی و رفتاری میشود و حرکتی میکند که درعمق وجودش به آن کار راضی نیست .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 الحمد لله الذی أَرْسَلَ رسوله بِالْهُدَى وَ النُّورِ وَ الْمَوْعِظَةِ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ قِلَّةٍ مِنَ الْعِلْمِ وَ ضَلَالَةٍ مِنَ النَّاسِ وَ انْقِطَاعٍ مِنَ الزَّمَانِ وَ دُنُوٍّ مِنَ السَّاعَةِ وَ قُرْبٍ مِنَ الْأَجَلِ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ رَشَدَ وَ مَنْ يَعْصِهِمَا فَقَدْ غَوَى وَ فَرَّطَ وَ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيداً وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللهم صل علیه صلاه لاغایه لعددها ولانهایه لامدها وصل علی الصدیقه الطاهره وصل علی ائمه المسلمین. 

 أُوصِيكُمْ ونفسی بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهُ خَيْرُ مَا أَوْصَى بِهِ الْمُسْلِمُ الْمُسْلِمَ أَنْ يَحُضَّهُ عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنْ يَأْمُرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ فَاحْذَرُوا مَا حَذَّرَكُمُ اللَّهُ مِنْ نَفْسِهِ .

 

منشاء گناه

  گناه بیماری است که فرد گناهکار گرفتار آن میشود و این بیماری یک حرکت برخلاف هویت و حقیقت انسانی است و باعث بیماری انسان از جهت روحی ، روانی ، اخلاقی و رفتاری میشود و حرکتی میکند که درعمق وجودش به آن کار راضی نیست .

خیلی از افراد ، گناه را در سطوح ظاهری می بینند . میخواهند گناه را محدود به ساحت رفتارهای ظاهری نمایند . ما باید به ساحت های اخلاقی و اعتقادی هم توجه داشته باشیم . گناه فقط این نیست که از گوش ، زبان ، چشم و از این اعضای ظاهری ما سر بزند . گناهان اخلاقی ، آلودگی اخلاقی ، انحرافات اخلاقی ، تمام این ها گناهان اخلاقی است . در فضای اعتقادی که وارد بشویم انحرافات اعتقادی گناهان اعتقادی است مثل کفر ، شرک ، نفاق و بداخلاقی ها . گناه فقط به نامحرم نگاه کردن  ، غیبت  ، دروغ ، فحش و مال حرام نیست .

 حالا چرا انسان این بیماری را تشخیص نمی دهد و قبول نمی کند که بیمار است ؟ چرا حاضر نیست که بپذیرد که این نوعی گرفتاری است و باید خودش را آزاد کند ؟ یا بعبارتی چرا گناه میکند ؟ یکی از عناصر عمده ی این بحث ، ناآگاهی به حقیقت و باطن گناه است . یعنی رفتاری که از ما سر می زند ، ظاهرش یک دروغ است ولی ما اصلا به باطن آن توجه نداریم . رفتارهایی که از ما سر می زند یک صورت مُلکی دارد و یک صورت ملکوتی ، غیبی و باطنی دارد . بعبارتی آنچه که از انسان سر   می زند در دو حوزه ی انعکاس پیدا می کند یکی درحوزه ی ظاهری و دیگری متافیزیکی است . هر مُلکی ملکوتی دارد . هر ظاهری باطنی دارد . این طور نیست که ما یک رفتاری انجام دادیم و این در نظام هستی گم بشود ، گم شدن معنا ندارد . آن چیزی که در درون ما ثبت میشود ، باطن آن عمل است . مثلا در بحث غیبت قرآن می فرماید : غیبت نکنید . ظاهرش صحبت کردن پشت فرد است ولی در باطن ، خوردن گوشت مرده ی آن شخص است . پس ما نمی فهمیم چون آگاه به این حقایق نیستیم . راه این آگاهی دو راه است یا خودمان اهل سیر و سلوک هستیم و یک مقدار راهها را رفته ایم و می توانیم فراتر از این حوزه مباحث فیزیکی راه  به مسائل متا فیزیک پیدا کنیم ، از ظاهر به باطن برویم و خودمان میدانیم که چه اتفاقاتی دارد می افتد و قطعا از آن متنفر هستیم و سراغ آن  نمی رویم . در تعامل روزمره گی معمولا انسانهایی که ساده لوح هستند، ژرف نگر نیستند ، اهل تعمق و تفکر نیستند و سطحی نگر هستند ، فریب میخورند . دروغ ، غیبت و تهمت نوعی  فریب خوردن است . اما عموم ما انسانها که باطن را نمی بینیم . قرآن میفرماید درصورتیکه چیزی را نمی دانید بپرسید . کسی که نمیداند و نمی پرسد ، قطعا     گزینه ی غلط را انتخاب می کند . تردیدی در آن نیست . این همه پیامبر آمده ، قرآن آمده ، این همه توصیه اولیاء الهی آمده ، اگر ما در انتخاب هایمان به فضای تدبر و اندیشه نرویم  ، مسلما دچار لغزش و اشتباه می شویم .  در روایت داریم که روز قیامت سوال میکنند که چرا درست عمل نکردی ؟ میگوید : نمی دانستم ، او را رها نمیکنند چون نمی دانسته ، می پرسند که چرا نرفتی یاد بگیری ؟ من یک مجتمع آموزشی بنام دنیا درست کرده بودم . زمین ، آسمان ، ملک و فلک همه را بعنوان یک مدرسه خلق کرده بودم و قرآن می فرماید : کل عالم یک مدرسه است هفت آسمان را آفرید و زمین را هم مثل هفت آسمان آفرید ، هر چه که لازم بود در آن خلق کرد تا شما عالم و آگاه بشوید . یک دانش آموز بنام انسان در این مدرسه خلق کردم تا آگاه بشود  .

مسئله ی بعدی مسئله ی فرار از مسئولیت است .انسان میگوید اگر یاد بگیرم باید آن گناه را  ترک کنم ، من از آن خوشم می آید در حالیکه غافل از این است که فطرت از آن خوشش نمی آید . آیا فرار از مسئولیت یک راه است یا به بیراهه رفتن است ؟ آیا در رانندگی درست است که به ماشین روبرویی بزند و منحرف شود و یا بر اساس آموزش های رانندگی عمل کند ؟ نگاه موقت و بدست آوردن لذات کوتاه مدت   نمی تواند یک هنر باشد ، هنر این است که انسان به لذاتی برسد که در دنیا و آخرت به دردش بخورد . آثار گناه آثاری نیست که فقط در آخرت انعکاس منفی داشته باشد حتی در دنیا هم گناه آثاری دارد . فرار از مسئولیت یعنی از هویت انسانی فاصله گرفتن ، چرا اگر به شخص بگویند : حیوان ناراحت می شود ؟ زیرا برای خودش شخصیت انسانی قائل هست بنابرین باید درعمل هم  خصلت های انسانی را بروز دهد .

مشکلی که ما گرفتار آن هستیم ، مشکل خود گم کردگی ، نگاه بی ارزش ، مبتذل و سبک به هویت خودمان است . این است که خودمان را خیلی راحت می فروشیم ، این است که تن به لذاتی    می دهیم که عمق وجود ما نمی خواهد . و این لذت را به او تحمیل میکنیم . اگر ما هویت انسانی را درست درک بکنیم ، خواهیم دید که گناه در تعارض بَیّن با هویت انسانی است . امام عسگری (ع) می فرمود : کسی که در نگاه خودش موجود بی ارزش است ، امید به او نداشته باشید . آدمی که نگاه بی هویتی به خودش دارد از شرش در امان  نباشید . رابطه ی بین گناه و کرامت ، یک رابطه ی غیر مستقیم است . هرچه که انسان کرامت بالاتری داشته باشد ، کمتر گناه می کند .

علاج اصرار بر گناه

عاملی که نمیگذارد انسان  ترک گناه کند و به کمال برسد چه کسی است ؟ نفس انسان است . این دشمن درونی ماست .  مرحله ی اول علاج این است که ما قبول بکنیم که دشمن در درون خود ماست . از بیرون کسی ما را وادار به انجام کار نمی کند .  مرحله ی دوم این است که ببینیم ما توان مبارزه با نفس درونی را داریم یا نه ؟ خدا می فرماید : این توانمندی را دارید .

 انسان از این توانمندیهایی که دارد میتواند استفاده کند . او عقل دارد ، قدرت درک و فهم دارد اگر به عواقب این ها در دینا و آخرت فکر کندو اگر این مسائل را در وجودش فعال کند ، به خیلی درجات می رسد . ولی عموما به خاطرسختی ایجاد این درگیری فکری حاضرنیستند این راه را طی کنند  . ولی باید فکرکردکه کدام کاری با راحتی بدست آمده است ؟ آیا درس خواند با راحتی بدست می آید؟ آیا کار اقتصادی سخت نیست ؟ حتی کارهای تفریحی سختی کار خودش را دارد . چرا خدا انسان را در سختی ها قرار داد ؟ چرا در راحتی و آسایش قرار نداد ؟ متوجه این نکته نیستند که لقد خلقنا الانسان فی کبد . انسانیت در دانشکده سختی ها و رنج ها تولید میشود . یک دانشکده ای بنام انسانیت درست کردم و در آن می خواهیم انسانیت خلق کنیم . در این دانشکده تخصص بنام انسانیت است . برای این انسانیت سختی و رنج لازم است . تلاش لازم است . بدون تلاش انسان  انسان نمیشود . رها شدن انسانیت در رفاه و خوشگذرانی و بدون تلاش محصولش حیوانیت است . این حیوانیت رها شده است . اگر ما به این دارائی های مان توجه کنیم

مرحله ی دوم مرحله ی عمل کردن است . بعد از گذر از این مرحله ، لذت گناه نکردن به کام انسان می آید . حالا که لذت ها آمد ، کشش های معنوی قوی تر میشود ارتباط با خدا قوی تر میشود و سریعتر از گناه فاصله  می گیرد .  کسانی که بر گناه اصرا رمی کنند بخاطر این است که نمی خواهند با نفسشان درگیر بشوند و سختیها را تحمل کنند و نوعی راحت طلب هستند. 


نظر شما



نمایش غیر عمومی