ارسال به دوستان
کد خبر : 39528
تاریخ انتشار : 12/3/2013 3:17:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

اسلام شناسی88 ــ اسلام و معنویت 15

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در مباحث پیشین این نکات به دست آمد که حقیقت معنویت را باید در گوهر ادیان الهی جستجو کرد و چون اسلام آخرین دین الهی است، بی شک بحث معنویت در آن به شکل کامل­تر و دقیق‌تری مطرح گردیده است. همچنین به این جمع بندی رسیدیم که معنویت اسلامی با عقلانیت و عدالت و عمل به احکام و مناسک دینی رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. به عبارت دیگر معنویت دینی حقیقتی هدفمند است که با اجرای احکام و مناسک دینی و با توجه به ظاهر و باطن دستورات الهی به دست می‌آید. از اینرو مسلمان معنویت­گرا، دارای مسئولیت است و اینگونه نیست که فردی گوشه نشین و به دور از اجتماع و جامعه باشد. چنین فردی همواره دغدغه کمک به نیازمندان و رفع مشکلات جامعه را دارد. او برای افراد جامعه خواهان عدالت است به این معنا که هر انسانی باید به حق و حقوق خود برسد و به اندازه ظرفیت و استعدادش باید حقش را دریافت نماید. این نکته نیز به دست آمد که انسان­های معنوی رابطه خود را با خداوند بسیار قوی احساس می‌کنند و همواره لطف الهی شامل حال آنها می‌شود و به این واسطه و با این احساس و انگیزه درصدد یک نوع زندگی توام با امید و نشاط می ‌باشند.

 با این توضیحات روشن است که هرگاه سخن از معنویت دینی و اسلامی است، مراد از آن معنویتی است که در آن سعادت دنیا و آخرت مورد نظر است. از منظر آموزه های دینی انسان در دنیا دارای هر فکر و عقیده و اخلاق و عملی که باشد، در آخرت باطن همان افکار و عقائد و اعمال را خواهد داشت و در حقیقت میهمان همان داشته‌های خود می‌باشد.

آری زندگی در دنیا حقیقتی است که دارای دو لایه­ ی ظاهری و باطنی است و معنویت به باطن این زندگی راه پیدا می‌کند و زندگی انسان را با معنی و با نشاط و با انگیزه خواهد نمود.

به همین دلیل هر آنچه از انسان صادر می‌شود اگر با نیت و انگیزه قرب الهی و رسیدن به مقام معنوی باشد، به همه ابعاد زندگی اقتصادی، سیاسی، عملی و فرهنگی انسان معنا می‌دهد. چه اینکه اگر نیت آدمی بر اساس خودخواهی و خودپرستی باشد، موجب انحطاط، تنزّل و سقوط آدمیان خواهد شد. این حرکت معنوی نظام توحید را در فرد و جامعه شکل می‌دهد و باعث می‌شود انسانها در دنیا بهشت را تجربه کنند، یعنی در امنیت و آرامش و نشاط و امید بهشت دنیائی را چه به صورت فردی و چه خانوادگی و چه جمعی تجربه نمایند و این همان هدف متعالی پیامبران الهی در طول تاریخ بوده است که بشریت را در این مسیر قرار دهند.

 برخی ممکن است این سوال را مطرح کنند که به راستی چه ضرورتی دارد همیشه پای دین را در معنویت به میان آوریم؟ از نظر این افراد بدون دین هم می­توان به معنویت رسید. این نگاه باعث می‌شود همه بشریت ( و نه فقط دین داران ) از معنویت برخوردار شوند و معنویت، حقیقتی برتر در زندگی همه انسان باشد.

در جواب باید گفت: اینکه زندگی انسان باید معنوی باشد و بشریت باید زندگی خود را به این سمت جهت دهد، سخن درستی است ولی آنچه مهم است اینست که چگونه می‌توان این حس معنویت خواهی را که یک حس درونی در همه انسانهاست شکوفا نمود؟ و در حقیقت سخن از اینست که اگر ما تصویر صحیحی از معنویت داشته باشیم و آنرا یک امر الهی و خدائی بدانیم، بدون وحی و برنامه­ ای درست از جانب خدای متعال این حقیقت در وجود انسانها شکوفا نمی‌شود. در نتیجه بشر خود را امور بدلی ( بجای معنویت حقیقی ) مشغول می‌سازد. آنچه امروزه در جوامع گوناگون شاهد آن هستیم اینست که افراد به صورت مقطعی و با امور غیر واقعی و پنداری سعی میکنند خود را به معنویت نزدیک کنند ولی هرگز نتیجه مطلوب به دست نخواهد آمد.

از این رو نباید از این مسئله به صورت سطحی عبور کرد و خود را به هر گروه و یا مدّعی معنویت بسپاریم تا شاید نیازهای معنوی ما انسانها تامین گردد. اگر زندگی انسانها در طول تاریخ مطالعه شود همواره بشر با دو نوع ادّعا مواجه بوده است. یکی ادعای حق که منشا عقلانی و وحیانی دارد و دیگری ادّعای واهی و باطل که منشا مادّی و غیر عقلانی دارد. در این میان همواره عاقبت مدعیان باطل و پوچ، عاقبت بدی بوده است به گونه‌ای که در تاریخ از آنها به عنوان مدعیان دروغین یاد می‌شود که در زمان خود برای رسیدن به انحرافات نفسانی و مادّی خود، عدّه ‌ای را مشغول ساخته‌اند. قرآن کریم و روایات اسلامی نیز اشاراتی نسبت به این ادعاهای باطل و واهی داشته تا جامعه بشری را آگاه سازد که بدون حاکمیت عقل و وحی هیچگاه انسان به سعادت دنیا و آخرت نخواهد رسید و زندگی آرام و امنی را برای خود نخواهد داشت.

به نظر می‌رسد باید موعظه‌ها و پندها و اندرزهای معلمان جامعه بشری از جمله انبیاء و جانشینان به حق آنها را بجدی گرفت چه اینکه نگاه به زندگی را نیز باید عمیق نمود و از سطحی نگری و ظاهرگرائی به شدت پرهیز نمود.

 

قرآن همواره از وسوسه‌های شیطانی سخن می‌گوید و به انسان هشدار می دهد که مراقب مکر و حیله‌ و نیرنگ‌های این دشمن قطعی خود باشد. آموزه های دینی به ما می­گوید که انسان نباید حرف و سخن حق را رها کند و در مسیر باطل گام بردارد. قرآن که در آیه 10 سوره ملك می فرماید : "وَ قَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ" برای همین است. چون برخی دعوت‌های به حق را گوش نکرده و تعقّل ننمودند و نتیجه آن عذاب وجدان، محرومیت و آتش دوزخ بود.

آری برای رسیدن به معنویت حقیقی که آرامش، نشاط، امید و امنیت را به دنبال خواهد داشت، باید به گوهر دین بازگشت نمود و آن هم در صورتی است که دین با آفت تحریف، مواجه نشود. اگر دین با آفت تحریف مواجه گردد، ممکن است نتیجه عکس را به دنبال داشته باشد و آرامش لازم را برای روح و روان انسان بدنبال نداشته باشد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی