ارسال به دوستان
کد خبر : 40289
تاریخ انتشار : 12/14/2013 12:56:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

امام حسین (ع) احیاگر سنت های الهی

تاکنون درباره عاشورا مباحث زیادی گفته و نوشته شده است؛ ولی به نظر می رسد زوایای ناگفته از سیره علمی و عملی امام حسین(ع) همچنان فراوان است. چه اینکه ابعاد آن قیام جاودانه نیز نیازمند کاوش­ و تحلیل های جامع تری می باشد. برای بسیاری هنوز این پرسش مطرح می باشد که چرا آن حضرت با زن و فرزندان و اهل بیت خود به کربلا می رود و در مقابل آن قوم ظالم می ایستد. آیا راهی وجود نداشت که به صورت مسالمت آمیز و بدون شهادت پاک­ترین انسان ها و اسارت اهل بیت پیامبر (ص) این قضیه خاتمه پیدا کند؟

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

 در ابتدا شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران با وفایش را به همه آزادی­خواهان جهان و خصوصاً پیروان و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می نمایم. با توجه به اینکه در ماه محرم و در ایام شهادت پیشوای آزادگان، امام حسین(ع) قرار داریم، مناسب است که این خطبه را بررسی برخی از اقدامات بزرگ امام حسین (ع) اختصاص داده و در این باره به برخی از نکات اشاره کنیم.

تاکنون درباره عاشورا مباحث زیادی گفته و نوشته شده است؛ ولی به نظر می رسد زوایای ناگفته از سیره علمی و عملی امام حسین(ع) همچنان فراوان است. چه اینکه ابعاد آن قیام جاودانه نیز نیازمند کاوش­ و تحلیل های جامع تری می باشد. برای بسیاری هنوز این پرسش مطرح می باشد که چرا آن حضرت با زن و فرزندان و اهل بیت خود به کربلا می رود و در مقابل آن قوم ظالم می ایستد. آیا راهی وجود نداشت که به صورت مسالمت آمیز و بدون  شهادت پاک­ترین انسان ها و اسارت اهل بیت پیامبر (ص) این قضیه خاتمه پیدا کند؟

 به نظر می رسد بدون تحلیل محتوائی و معرفت شناختی دینی، پاسخ به این پرسش­ها، غیرحقیقی و غیر واقعی خواهد بود؛ زیرا آنچه در عاشورا به وقوع پیوست به امور مختلفی چون دین، اخلاق، معرفت، عرفان، کرامت، حرّیت و حفظ کرامت انسان، بستگی داشت. اگر در آن زمان با آن شرایط این قیام انجام نمی شد، تمام تلاش­های پیامبر اکرم(ص) برای تثبیت جایگاه دین به هدر می رفت و معلوم نبودکه دینی به نام اسلام بماند و حتی اگر نام اسلام باقی می­ماند، هیچ محتوا و حقیقتی را در درون خود نمی داشت. علت مهم این امر آن بود که عده ای رهبری دنیای اسلام را عهده دار شده بودند که هیچ پایبندی به اسلام و آموزه­ های آن نداشته و برخلاف آموزه های اصیل اسلام عمل می کردند  و این نوع برخورد به جامعه هم سرایت کرده بود. در نتیجه چنین عملکردی نگاه به دین سطحی و ابزاری شده بود و بسیاری برای منفعت شخصی از دین بهره می­گرفتند. لذا وقتی عمر سعد می خواهد سپاه خود را تشویق کند از واژه های دینی استفاده میکند و میگوید :

« یا خیل الله ارکبی و با الجنه ابشری »    ای لشکریان خدا! سوار شوید، من شما را به بهشت بشارت می دهم.

متاسفانه بسیاری از مشکلات دوران پیش از اسلام ( جاهلیت ) بار دیگر به وسیله حاکم ستمگری چون یزید در جامعه مسلمانان به وجود آمد. در جاهلیت پیش از اسلام، انواع کج­روی­ها و نابسمانی­های اجتماعی نظیر هرج و مرج های اجتماعی، ناامنی های جانی و مالی و ناموسی، فاصله طبقاتی، تعصّب و تبعیض های نژادی و ... بیداد می­کرد. در دوران جاهلیت از علم و دانش، عدالت و عواطف انسانی، امنیت و آرامش خاطر، نظم و قانون و شرم و حیا، خبری نبود. انواع قمار و برد و باخت و بخت­آزمایی، برهنه و عریان طواف کردن زنان و مردان به دور کعبه، نصب پرچم فاحشگی بر بام خانه ها، خوردن شراب و خون و گوشت مردار و خوک، قبول نکردن حرف حق و منطقی و افتخار افراد به قبیله و آباء و اجداد، کینه توزی، تفاخر، تکبّر و دیگر رذائل و صفات نفرت انگیز تنها گوشه ای از رفتارهای عمومی موجود میان اکثر قبائل بود.

 متاسفانه در زمان یزید دوباره بخشی از این مشکلات رواج یافت. عیاشی و خوشگذرانی، اهانت به دستورات قرآن، حرمت شکنی نسبت به آموزه های اسلام و توسعه حرم سرای افراد، بخشی از آن وضعیت نابهنجار است.

در بسیاری از بلاد اسلامی حاکمان بجای حفظ و صیانت از احکام نورانی اسلام در مسیر ثروت اندوزی و قدرت طلبی بودند و به معنای دقیق دین ابزار حاکمیت شده بود و هیچ اعتقاد و باوری نسبت به دین وجود نداشت به طوریکه دیگر حتی با امر به معروف و نهی از منکر هم ممکن نبود که مسیر حکومت عوض شود. از سوی دیگر متاسفانه مردم هم یا ترسو بودند و یا در برابر حاکمان وقت مطیع بوده و ایستادگی نمی­کردند. تا اینکه کار بجایی کشید که سنت پیامبراکرم(ص) تعطیل شده و بدعت­ها زنده شدند و احکام  الهی مورد بی اعتنایی قرار گرفتند و مردم هیچ امنیتی نداشتند و هیچ گونه آزادی برای مردم وجود نداشت. خفقان، زور و تزویر جامعه آن زمان را محاصره کرده بود و کار حاکمیت ستمگر به جایی رسیده بود که از امام حسین(ع) می خواست با آنها بیعت کند. اما امام(ع) در بیانات گوناگون، مواضع صریح خود را اعلام کرده و بارها فرمودند: مثلی لایبایع مثله؛ من با فردی چون یزید بیعت نمیکنم.

و نیز فرمود: « لیس شانی شان من یخاف الموت ما اهون الموت علی سبیل نیل العز و احیاء الحق، لیس الموت فی سبیل العز الا حیاة خالدة و لیست الحیاة مع الذل الا الموت الذی لا حیاة معه » وضعیت من مانند کسی که از مرگ می­ترسد نیست، چه آسان است کشته شدن در راه عزت و زنده کردن حق. مرگ در راه عزت، جز زندگی جاوید نیست و زندگی با ذلت، جز مرگ بدون زندگی نمی باشد.

در چنین وضعیّتی، مهم­ترین وظیفه ای که بر عهده امام بود، احیای دین و ارزش­های الهی بود. لذا آن حضرت در نامه ای خطاب به مردم می­فرماید: « انا ادعوكم الى كتاب الله و سنة نبيه (ص) فان السنة قد اميتت و ان البدعة قد احييت و ان تسمعوا قولى و تطعيوا امرى اهدكم سبيل الرشاد » من شما را به سوى كتاب خدا و سنت پيامبرش فرا مى‏خوانم. آگاه باشيد كه سنت­ها نابود شده و بدعت­ها آشكار شده و شما اى مردم ‏اگر با من همراه شويد و خواسته ام را پاسخ مثبت گوييد، من به شما را به راه روشن ديانت هدایت خواهم كرد. در جای دیگر در خصوص حرکتش به کوفه نوشته است: « ان اهل الکوفة کتبوا الی یسالوننی ان اقدم علیهم، لما ارجوا من احیاء معالم الحق و اماتة البدع » کوفیان به من نامه نوشته و از من خواسته اند که نزد آنان بروم، چراکه امیدوارم معالم و نشانه های حق زنده گردد و بدعت ها بمیرد .

آنحضرت در تمام سخنرانی­های خود از مدینه تا مکه و از مکه تا کوفه به مسأله مهم احیاء دین و حقیقت توحید اشاره کرده و با این کلمات، فلسفه قیام و حرکت خود را یادآوری می نمود.

آنحضرت برای اهتمام و توجه ویژه به نماز به عنوان معراج مؤمن، به برادرش حضرت عباس(ع) فرمود: از این گروه بخواه تا نبرد را به تاخیر بیندازند که ما شبی دیگر را به نماز و دعا و استغفار بپردازیم؛ خدا می داند که من به نماز و تلاوت قرآن پیوسته علاقه دارم « لعلنا نصلي لربنا الليلة و ندعوه و نستغفره، فهو يعلم أني قد كنت قد أحب الصلاة له ».

عشق به نماز در روح ابا عبدالله الحسین(ع) و پیروان راستینش موج می زد. لذا آنگونه که در تاریخ نقل شده است، شب عاشورا از خیمه اصحاب امام حسین(ع) آوای مناجات و زمزمه دعا و تلاوت قرآن به گوش می رسید.

 آنچه در این بین مهم است اینست که برای امام(ع) و انصارش دین و احکام الهی مهم بود و همواره در صدد بودند با رفتار و کردارشان فرهنگ دینی را ترویج دهند. آنحضرت همه هستی خود را برای احیاء دین هزینه کرد و امروز این وظیفه ماست که فرهنگ عمیق و غنی عاشورا که فرهنگ توحید و عشق و محبت به خداست را حفظ کرده و به جهانیان معرفی نماییم. البته حفظ این فرهنگ تاکنون نیز آثار فراوانی برای احیاء دین حق داشته است. گرچه خیلی ها تلاش کردند قبر و بارگاه ملکوتی آنحضرت را تخریب کنند ولی خدای متعال نخواست که آنها به مطامع شوم خود برسند و لذا امروز کربلا بزرگ­ترین زیارتگاه عالم است که حداقل در هر اربعین بیش از 15 میلیون زائر به سمت کربلا می رود و در طول سال نیز این بارگاه ملکوتی و معنوی مزار عاشقان و دلدادگان آن حضرت (ع) می باشد


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :