ارسال به دوستان
کد خبر : 42505
تاریخ انتشار : 1/14/2014 6:07:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

اسلام شناسی 98 ــ اسلام و صلح و امنيت 5

امنیت جانی از مهم ترین اقسام امنیت است که نه فقط در اسلام بلکه، در همۀ ادیان الهی و نظام های حقوقی مورد تأکید قرار گرفته است؛ به این معنا که جان هر انسانی باید مورد احترام قرار گیرد و البته، بی حرمتی به جان آدمیان و کشتن انسان ها، آن قدر قبیح و زشت است که حتی قابیل وقتی به خاطر حسادت برادر خود را کشت، از زشتی آن آگاه بود و درصدد برآمد که دامن خود را از آن زشتی مبرا سازد و این قصه را قرآن کریم به خاطر اهمیتش به صورت مفصل یاد کرده است.

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

 در مباحث پیشین اشاره گردید که در اسلام امنیت به شکل گسترده و در همۀ ابعاد مطرح می‌باشد. از این‌رو، مناسب است که به اقسام امنیت هم، اشاره‌ای بشود:

امنیت جانی از مهم‌ترین اقسام امنیت است که نه فقط در اسلام بلکه، در همۀ ادیان الهی و نظام‌های حقوقی مورد تأکید قرار گرفته است؛ به این معنا که جان هر انسانی باید مورد احترام قرار گیرد و البته، بی‌حرمتی به جان آدمیان و کشتن انسان‌ها، آن‌قدر قبیح و زشت است که حتی قابیل وقتی به‌خاطر حسادت برادر خود را کشت، از زشتی آن آگاه بود و درصدد برآمد که دامن خود را از آن زشتی مبرا سازد و این قصه را قرآن کریم به خاطر اهمیتش به صورت مفصل یاد کرده است.[1] از آیات مربوط به این داستان برمی‌آید که حضرت هابیل چنین کاری را مایۀ خشم و غضب الهی می‌دانسته به گونه‌ای که کشتن انسان به عنوان گناه بزرگی شمرده می‌شود و باعث می‌شود که هر کسی مرتکب چنین عمل زشتی شود، به عذاب جهنم مبتلا گردد. بنابراین، پس از نقل این داستان، قرآن کریم می‌فرماید:

« مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُون »[2]

« به همين جهت، بر بنى‌اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همۀ انسان‌ها را كشته و هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همۀ مردم را زنده كرده است.

و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى‌اسرائيل آوردند اما، بسيارى از آن‌ها پس از آن در روى زمين، تعدّى و اسراف كردند. »

بسیار روشن است که آن‌چه از این آیه فهمیده می‌شود این است که ارزش انسان آن‌قدر از نظر قرآن زیاد است که اگر انسان یک نفری را بکشد گویا آین‌که به بشر بی‌حرمتی کرده و حریم انسان را شکسته است. پس آیه به نکتۀ ارزشی قضیه اشاره دارد نه حقوقی آن.

به این معنا نیست که به خاطر کسی که یک نفر را کشته، همۀ انسان‌ها باید کشته شود بلکه، آیه درصدد تبیین این مطلب مهم است که نفوس، خون و جان آدمیان از نظر قرآن و حکم الهی بسیار مهم است. و البته، این حفظ کرامت برای انسان در صورتی است که شخص به دنبال فساد و جنایت در زمین نباشد و به دیگران آزار و اذیت نرساند.

بنابراین، برای تأمین امنیت جانی و شهروندی باید حاکمیت و دولت‌ها تمهیدات و مقدمات لازم را فراهم آورند؛ به این صورت که در اجرای قوانین برای حفظ جان انسان‌ها به صورت جدی اقدام نماید و کسانی که به هر شکلی درصدد ناامنی و بی‌ثباتی در جامعه هستند، باید با اجرای قانون تلاش کرد که این افراد، مزاحمتی برای شهروندان فراهم نسازند.

ابعاد دیگر امنیت انسان‌ها، امنیت حیثیتی است؛ به این معنا که باید آبرو، حیثیت و ناموس افراد دارای امنیت باشد و اسلام از آن جهت به شخصیت انسان حرمت می‌نهد که مخلوق خداست و بلکه از بهترین مخلوقات الهی است. و امانت بزرگ الهی به انسان سپرده شده و انسان در نظام آفرینش جایگاه ویژه‌ای دارد و بر اساس حکمت الهی برای یک غرض مهمی آفریده شد و به همین علت، آبرویش از کعبه که پایگاه و قبلۀ همۀ مسلمانان است، بالاتر است و نباید به هیچ‌وجه مورد هتک و بی‌حرمتی قرار گیرد. بنابراین، از خواسته‌ها و دعاهای انسان از خداوند متعال حفظ این وجاهت و جایگاه است. از این‌رو، در دعای عرفه آمده است:

« وَ لَكَ يَا رَبِّ فِي نَفْسِي فَذَلِّلْنِي وَ فِي أَعْيُنِ النَّاسِ فَعَظِّمْنِي»‏[3]  بار خدایا مرا نزد خویشتن خوار و در چشم مردم بزرگ جلوه ده.

 

حیثیت انسان‌ها به‌ویژه، مؤمنان آن‌قدر در نزد خدای متعال اهمیت دارد که به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد که حتی لحظه‌ای نسبت به آبروی مؤمن بی‌حرمتی شود، حتی اگر خلافی از او ببیند باز باید حریم او حفظ شود.

در همین زمینه، از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که فرمودند:

« يَجِبُ لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَنْ يَسْتُرَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ كَبِيرَةً»[4] بر مومن لازم است که هفتاد گناه بزرگ برادر مومن خود را بپوشاند.

آن‌چه از این حدیث شریف فهمیده می‌شود این است که اگر کسی از گناه شخص دیگری آگاهی دارد، جایز نیست آن را برای دیگران بازگو و افشا کند. و در روایتی دیگر آمده است که هر کسی از گناه و خطای مؤمنی اطلاع یابد و سپس آن را افشا کرده و پنهان نکند و برای او از خداوند طلب بخشش نکند، در پیشگاه او مانند کنندۀ آن کار به‌شمار می‌رود و عقاب آن گناه بر او خواهد بود.[5]

 

اهمیت آبرو از این جهت مورد تأکید است که شخصیتی که به مرور زمان با تلاش، زحمت و رنج به دست آمده نباید صدمه ببیند و به همین خاطر است که اسلام، هم برای امنیت وجود فیزیکی انسان اهمیت قائل است و هم، بُعد اجتماعی و شخصیتی انسان را مورد توجه قرار می‌دهد و از این‌روست که هم ترور شخص و هم، ترور شخصیت در اسلام حرام است و حق شهروندی فقط به حق حیات فیزیکی‌، جسمی و ظاهری اختصاص داده نمی‌شود بلکه، عرف، ناموس و آبروی انسان نیز، باید حفظ شود. در همین زمینه روایتی از امام صادق(علیه السلام) از نقل شده که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

« الْمُؤْمِنُ حَرَامٌ كُلُّهُ عِرْضُهُ وَ مَالُهُ وَ دَمُهُ»[6] همه‌چیز مؤمن حرام است که مورد تعرض قرار گیرد؛ آبرو، مال و جانش.

در نتیجه، امنیت حیثیتی مانند امنیت جانی از دیدگاه اسلام بسیار مهم است و به هیچ‌وجه کسی اجازه ندارد که به این حقوق مسلم تعدی و تعرض کند.
تصـاویر بیشتر



[1]. مائده/31ـ27.

[2]. مائده/32.

[3]. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالأنوار، ج 87، باب 5ـ نوافل يوم الجمعة و ترتيبها...، ص 3، ح 1.

[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، ج 2، باب في إلطاف المؤمن و إكرامه...، ص 207، ح 8.   

[5]. « مَنِ اطَّلَعَ مِنْ مُؤْمِنٍ عَلَى ذَنْبٍ أَوْ سَيِّئَةٍ فَأَفْشَى ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَكْتُمْهَا وَ لَمْ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ كَعَامِلِهَا وَ عَلَيْهِ وِزْرُ ذَلِكَ الَّذِي أَفْشَاهُ عَلَيْهِ... » (نوری، میرزا حسین، مستدرك‏ الوسائل، ج 9، 137- باب تحريم إذاعة سر المؤمن و...، ص 134، ح 10471- 6 )

[6]. نوری، میرزا حسین، مستدرك‏ الوسائل، ج 9، 138- باب تحريم سب المؤمن و عرضه و...، ص 136، ح 10478


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :