ارسال به دوستان
کد خبر : 42506
تاریخ انتشار : 1/14/2014 6:12:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

اسلام شناسی 99 ــ اسلام و صلح و امنيت 6

در بحث اقسام امنیت به دو نوع جانی و حیثیتی اشاره گردید. اكنون اقسام دیگرآن به نحو اختصار مورد بررسی قرار می گیرد. امنیت مالی: از آموزه های قرآن­کریم این گونه استفاده می شود كه انسان اموال خود و دیگران را متعلق به همۀ جامعه می داند پس، حفظ و تأمین امنیت مالی مردم حقی است كه همگان از دولت درخواست می كنند. زیرا؛ اموال جامعه، ثروتی عمومی است و حفاظت از آن در واقع، حفاظت از مایه های قوام و حیات اجتماعی است. البته این نگاه قرآنی بدین معنا نیست كه افراد از مالكیت شخصی برخوردار نیستند، بلكه اسلام به صورت دقیق حریم اموال شخصی و عمومی را مشخص نموده و برای هر كدام قوانین خاصی را تعیین نموده است.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در بحث اقسام امنیت به دو نوع جانی و حیثیتی اشاره گردید. اكنون اقسام دیگرآن به نحو اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد. امنیت مالی: از آموزه‌های قرآن­کریم این‌گونه استفاده می‌شود كه انسان اموال خود و دیگران را متعلق به همۀ جامعه می‌داند پس، حفظ و تأمین امنیت مالی مردم حقی است كه همگان از دولت درخواست می‌كنند. زیرا؛ اموال جامعه، ثروتی عمومی است و حفاظت از آن در واقع، حفاظت از مایه‌های قوام و حیات اجتماعی است. البته این نگاه قرآنی بدین معنا نیست كه افراد از مالكیت شخصی برخوردار نیستند، بلكه اسلام به صورت دقیق حریم اموال شخصی و عمومی را مشخص نموده و برای هر كدام قوانین خاصی را تعیین نموده است.

 

از نظر اسلام آن‌گونه كه از روایات استفاده می‌شود، حرمت مال مؤمن مانند حرمت خون او به شمار آمده است كه باید از امنیت برخوردار باشد؛ چراکه از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمودند:

« وَ حُرمَةُ مَالِهِ كَحُرمَةِ دَمِهِ »[1] « حرمت مال مؤمن مانند حرمت خون اوست » البته، بسیار واضح و روشن است كه مراد از حرمت یعنی، باید به اموالش احترام گذاشته شود و برای او ارزش قائل شد و این‌كه، حرام است که كسی به اموال مؤمن تعدی و تجاوز نماید.

نکته دیگر آنست که امنیت مالی در همۀ سطوح یعنی هم در سطح خُرد و هم در سطح كلان، مورد تأكید اسلام است. لذا همان‌گونه كه اموال تك‌تك افراد جامعه باید در امنیت باشد، ثروت عمومی و ملی یك كشور هم، باید از امنیت برخوردار باشد و بلكه، امنیت اقتصادی میان كشورها چه‌بسا از امنیت نظامی هم، مهم‌تر است؛ زیرا رشد اقتصادی هر جامعه‌ای منوط به این خواهد بود كه هر سرمایه‌ گذاری باید درباره اموال خود و جامعه احساس امنیت داشته باشد تا آن را از معرض هر نوع دستبردی حفظ و حراست نماید. به همین جهت است که رتبه عدالت در بعد اقتصادی پس از امنیت اقتصادی و مالی برای جامعه مطرح است زیرا، اگر عدالت اقتصادی در جامعه وجود نداشته باشد، طبقات مرفه بی‌درد، ستمگر و امتیازخواه درصدد خواهند بود که اموال و ثروت عمومی مردم را به سرقت ببرند و جامعه به یک جامعۀ اشرافی تبدیل شود و عده‌ای با حیله‌های اقتصادی اموال عمومی و ملی را به نفع خود مصادره نمایند و همین باعث تبعیض نژادی و ظلم و ستم در جامعه خواهد گردید و فقر و ناداری و بیچارگی تك‌تك افراد جامعه را فرا خواهد گرفت. البته برای تحقق امنیت اقتصادی باید جلوی اسراف و تبذیر را گرفت و اصل قناعت را مورد توجه قرار داد و افراد جامعه را برای افزایش تولید ملی به سرمایه‌گذاری دعوت نمود.

 

امنیت قضایی: همۀ مردم باید از عدالت ورزی دادگاه‌ها، دادسراها و مجتمع‌های قضایی اطمینان داشته باشند به‌گونه‌ای كه اگر به كسی ستمی روا شد، به حق او رسیدگی ‌شود و حق او را استیفاء نمایند. قرآن كریم اجرای قسط و عدالت را از وظایف مهم پیامبران الهی می‌داند و تأكید می‌كند به هیچ‌وجه نباید به هیچ انسانی ظلم شود. پس، این اطمینان برای افراد جامعۀ اسلامی باید وجود داشته باشد كه هیچ‌گاه بی‌دلیل آزاری به انسان نمی‌رسد. و در حقیقت، فضای جامعه برای همۀ شهروندان از امنیت برخوردار است و هیچ نوع نگرانی و اضطرابی نباید در افراد وجود داشته باشد.

بُعد دیگری از امنیت قضایی در بخش دادخواهی است. به این معنا که اگر هر فرد از افراد جامعه از هر طبقه و صنف و آیینی كه باشند زمانیكه برای احقاق حقوق خود به دستگاه قضایی مراجعه می‌كند، باید این اطمینان را داشته باشد که به حقوق خود دست می‌یابد. حتی به قاضی سفارش شده به گونه‌ای با دو طرف دعوا رفتا نماید كه نه دوست در او طمع كند و نه دشمن از او ناامید شود، بلكه این اطمینان باید داده شود كه به صورت دقیق ادعای آن‌ها مورد بررسی قرار ‌گرفته و حكم داده می‌شود.

 

به همین علت، امیرمؤمنان(علیه السلام) در بخشی از سخنان خود به تشریح وظایف قاضی اشاره می‌فرماید: « ثُمَّ وَاسِ بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ بِوَجْهِكَ وَ مَنْطِقِكَ وَ مَجْلِسِكَ حَتَّى لَا يَطْمَعَ قَرِيبُكَ فِي حَيْفِكَ وَ لَا يَيْأَسَ عَدُوُّكَ مِنْ عَدْلِكَ... »[2] پس در میان مسلمانان، برابری در نگاه، سخن و محل نشستن خود نسبت به آنان را رعایت كن كه نه شخصی نزدیك به تو در سمتت طمع كند و نه دشمنت از عدالتت ناامید شود.

در نقل دیگر از سكونی آمده است كه امام صادق(علیه السلام) فرمودند: مردی نزد امیرمؤمنان(علیه السلام) آمد و چند روزی در خدمت آن حضرت به‌سر برد. پس از آن، موضوعی را كه بر سر آن با دیگران نزاع داشت به آن حضرت در میان گذاشت آن حضرت به او فرمودند:«"تو طرف نزاع و دعوا هستی؟ گفت: آری!" امام فرمودند: « تَحَوَّل عَنَّا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) نَهَى أَنْ يُضَافَ الْخَصمُ إِلَّا وَ مَعَهُ خَصْمُهُ ». از نزد ما برو، زیرا رسول خدا(ص) نهى فرمودند از این‌كه يكى از طرفين دعوا بدون حضور ديگرى ميهمان قاضى باشد."»[3]

اسلام برای حرمت انسان آن‌قدر احترام قائل است كه به هیچ‌وجه اجازه نمی‌دهد كه كسی به كرامت انسان صدمه‌ای وارد كند به‌گونه‌ای اگر كسی توطئه‌ای را برای او زمینه‌سازی كند یا آبروی كسی را ببرد و یا در امور داخلی او تجسس و یا تفتیش نماید و یا كسی را بترساند و به او تهمت بزند و حتی بدگمان شود، هیچ‌كدام از این موارد را جایز نمی‌شمارد و این بسیار مهم است چون، توجه به آن‌ها باعث می‌شود که انسان از فضایی امن و آرام برخوردار باشد و در مسیر حفظ آبروی انسان و جایگاه والای او قدم گذارد.

 تصــاویر بیشتر

 


[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الكافی، ج 2، ص 359، ح 2.

[2]. الف) همان، ج 7، باب أدب الحكم، ص 412، ح 1. 

ب) حر عاملی،  محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسين‏، وسائل الشيعه، ج 27، ص 211، ح 33618.

[3]. حر عاملی،  محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسين‏، وسائل الشيعه، ج 27، 3ـ باب استحباب مساواة القاضي بين...، ح 33624.


نظر شما



نمایش غیر عمومی