ارسال به دوستان
کد خبر : 43866
تاریخ انتشار : 1/31/2014 5:18:00 PM

اسلام شناسی103 ــ اسلام و صلح و امنیت 10

همواره بر این نکته تأکید شده است که هیچکدام از ادیان ابراهیمی، پیروان خود را به جنگ و خونریزی فرا نمی خوانند؛ بلکه صلح و امنیت و آسایش و آرامش مهمترین آموزه های آنها در زندگی اجتماعی انسانها است که باید مورد توجّه همگان قرار گیرد.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

 پس از شناخت اقسام امنیت، مناسب است به صورت مختصر به عواملی که امنیت را تهدید می کنند اشاره شود.

عوامل سیاسی تهدید کننده امنیت

لازم به یادآوری است که جامعه امروز بشری بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجّه به مشترکات ادیان است تا انسانها با آموزه‌های ادیان و پیامبران بزرگ الهی در کنار هم و با احترام به ادیان یکدیگر به زندگی خود ادامه دهند. امّا متأسفانه عده‌ای این تقریب میان ادیان و مذاهب را به ضرر خود می‌دانند و همواره درصدد هستند که به اختلافات دامن بزنند و تخم کینه و تفرقه را در میان پیروان ادیان بکارند. در این هنگام دانشمندان بزرگ و رهبران و معلمان دینی باید تلاش کنند با جلسات دیالوگ و گفتگوی میان ادیان و مذاهب بر توسعه ارتباط پیروان همّت گمارند. البته برای همه روشن است که این عده‌ از مخالفان، هیچ نوع دغدغه‌ای نسبت به ادیان الهی ندارند؛ بلکه فقط می‌خواهند به مشکلات دامن بزنند و بار دیگر جنگ میان پیروان ادیان را به وجود آورند و در حقیقت درصددند که جلوی حاکمیت دینی را بگیرند. لذا قرآن کریم می‌فرماید: «و لا یزالون یقاتلوکم حتی یردّوکم عن دینکم ان استطاعوا»[1] (آنان همواره با شما می‌جنگند تا شما را در صورتیکه بتوانند از دینتان برگردانند.) این آیه شریفه این نکته را به خوبی آشکار می‌سازد که ستیز مستکبران و دشمنان دین به عنوان یک راهبرد مورد توجّه مخالفان ادیان است که بر این اساس درصددند هر نوع مصالحه‌ای را در زندگی بشر ناممکن جلوه کنند و لذا همواره باید مراقب مهاجم‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی بود که نقشه اختلاف افکنی را اجرائی نکنند.

همواره بر این نکته تأکید شده است که هیچکدام از ادیان ابراهیمی، پیروان خود را به جنگ و خونریزی فرا نمی‌خوانند؛ بلکه صلح و امنیت و آسایش و آرامش مهمترین آموزه‌های آنها در زندگی اجتماعی انسانها است که باید مورد توجّه همگان قرار گیرد. ولی متأسفانه عده‌ای به واسطه قدرت‌طلبی و ثروت‌اندوزی درصدد هستند جوامع ضعیف را تحت سیطرۀ خود درآورند و بی‌شک با این شیوه نمی‌توان جامعه را به امنیت و آرامش فرا خواند؛ بلکه باید حق و حقوق همه ملتها و افراد در جامعه و نظام بین‌الملل مورد توجّه قرار گیرد. از این رو سازمان‌های بین‌المللی مهمترین وظیفۀ خود را باید دفاع و استیفاء حقوق همه انسانها و ملتها و خصوصاً جوامع ضعیف بدانند و از بروز هرج و مرجها جلوگیری کنند و ثبات و امنیت را به هر جامعه‌ای برگردانند و حقوق ملتها را در تعیین سرنوشت خود محترم شمارند و باید جلوی قدرتهایی که درصدد سیطره و تسلّط بر ملتها هستند گرفته شود تا به خود اجازه ندهند جوامع بشری را با بی‌ثباتی و ناامنی مواجه سازند.

قرآن کریم همواره بر این نکته تأکید می‌کند که هیچگاه نباید از موازین عدالت خارج شد؛ بلکه باید ملاک هر نوع رفتاری در برخوردها و مواجهه‌های دو طرف، عدالت باشد و لذا می‌فرماید: «یا ایها الّذین آمنوا کونوا قوّامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنأن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون»[2] (ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بر پا دارندگان (حقوق الهی) برای خدا باشید و گواهان به عدل باشید و کینه از گروهی، شما را وادار نکند که عدالت نورزید. عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیک‌تر است و تقوا داشته باشید یقیناً خداوند به آن چه کنید آگاه است.)

 از این آیه به صراحت استفاده می‌شود که رفتار مبتنی بر عدالت هیچگاه نباید مورد غفلت قرار گیرد، حتی نسبت به گروهی که با یکدیگر کینه دارند. چه اینکه در آیه دیگر خدای متعال به این مهم اشاره می‌کند که اگر در میدان جنگ هستید و از شما امان خواسته‌اند، شما امان بدهید و صلح و امنیت را برقرار کنید. «و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه ما منه ذلک بانهم قوم لا یعلمون» [3] (اگر یکی از مشرکان از تو پناه بخواهد، پس به او پناه ده، تا کلام خداوند را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امن خود برسان، زیرا آنان گروهی ناآگاهند).

این نکته قابل توجّه است که در صدر اسلام بسیاری از مشرکین مخالفت خود را علنی کردند و شروع به جنگ نمودند. مسلمانان فقط از خود دفاع می‌کردند. ولی در عین حال به مسلمانها دستور داده شد که بر اساس عدالت عمل کنند و این مربوط به همۀ پیروان ادیان ابراهیمی است که بشریّت را به صلح و دوستی نسبت به یکدیگر دعوت می‌کنند و در هر جا که جنگ بوده، به شدّت از آن پرهیز می‌دادند که هیچگاه نباید جامعه را به این نوع ناهنجاریها دعوت کرد.

عوامل اقتصادی تهدید کننده امنیت

همانطور که ناهنجاریهای سیاسی در جوامع بشری می‌تواند عامل تهدید امنیت باشد، ناهنجاریهای در حوزه اقتصاد هم به همین صورت است. به این معنا اگر ثروت در میان مردم عادلانه توزیع و تقسیم نشود، افراد جامعه را زمین‌گیر می‌کند و مشکلات فراوانی را در تنظیم روابط انسانها پدید می‌آورد. قرآن کریم تأکید می‌کند که از ثروت‌ها و نعمت‌های مادی که در اختیار بشر قرار داده شد همه باید استفاده کنند تا اینکه انسانها با استفاده از این نعمتها توان انجام عملی صالح را داشته باشند و خود را در مسیر کمالات معنوی و روحانی قرار دهند. لذا در این زمینه می‌فرماید: «یا ایها الرّسل کلوا من الطیبات واعملوا صالحاٌ انی بما تعملون علیم»[4] (ای رسولان، ازخوردنی‌های پاک و مباح الهی بهره بگیرید و عمل صالح انجام دهید. قطعاً من به آن چه می‌کنید دانایم.) از این آیۀ کریمه استفاده می‌شود که آدمی با بهره‌گیری از مال پاک می‌تواند دنبال عمل صالح برود و نکته دیگر جواز استفاده از این نعمتهای پسندیده است. لذا پیامبران که برترین انسانها هستند مورد خطاب قرار گرفتند و در حقیقت خداوند استفاده از زینت‌های حلال را برای بهره بندگانش قرار داده تا آنها به وظیفه خود به درستی عمل کنند.

به نظر می‌رسد آنچه که از منظر قرآن در بخش اقتصادی، تهدیدی برای امنیت شمرده می‌شود چند چیز می‌تواند باشد:

اوّلین از آنها که مهمترین عامل نیز می­باشد، فقر است. زیرا اگر در جامعه فقر و ناداری وجود داشته باشد، جامعه به دزدی، فریب کاری، دروغ و مانند آنها تن می‌دهد که هر کدام ضد آرامش و امنیت را فراهم می‌نماید.

عامل دیگر درک نادرست از زهد است؛ زیرا برخی زهد را به معنای ناداری می‌گیرند و حال آنکه زهد به معنای وابسته نبودن و دل به دنیا نبستن می‌باشد و چه بسا همین نگرش غلط باعث می‌شود که برخی دنبال کار و تلاش و کوشش نروند و باعث شود که تنبلی و بی همّتی در جامعه ترویج پیدا کند.  لذا در روایات به صورت فراوان آمده است که انسانها باید دنبال کسب و کار و تجارت باشند تا با فقر و تنگ دستی مبارزه شود.[5]

در روایت است که روزی مردی به حضور پیامبر اکرم(ص) رسید و گفت: از دور روز پیش تاکنون غذایی نخورده‌ام. آن حضرت بی آن که به او کمک مالی کنند دستور دادند به بازار رود و کسب روزی کند.[6]

 

 



[1] . بقره، 217.

[2] . مائده، 8.

[3] . توبه، 6.

[4] . مومنون، 51.

[5] . ر.ک: تهذیب الاحکام، ج 6، کتاب المکاسب و المعایش، ص 369 ـ 378؛ وسائل الشیعه، ج 12، کتاب التجارة، ص 2 ـ 52.

[6] . سفینة البحار، ج 1، ص 584، ماده «سئل».


نظر شما



نمایش غیر عمومی