ارسال به دوستان
کد خبر : 45494
تاریخ انتشار : 2/14/2014 4:24:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

اسلام شناسی 105 ــ اسلام و صلح و امنيت 12

مقصود از اخلاق در حوزه امنیت اجتماعی هر آن چیزی است که می تواند به لحاظ رفتاری نقش مثبت یا منفی را ایفاء نماید و بالطبع به آن دسته از گزاره های اخلاقی مربوط می شود که بیشتر به رابطه پیرامونی بازگشت می نماید؛ پس اگر سخن از امنیت در جامعه است، بیشتر باید به مسائل اخلاقی از فضیلتها و رذیلتهایی پرداخته شود که نقش مستقیم در بوجود آمدن امنیت داشته باشد. در این قسمت به اهم این عوامل اشاره می شود.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.              

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در مباحث پیشین این موضوع پی گیری می شد که چه اموری برای امنیت تهدیدآور است. برخی از عوامل را مورد بررسی قرار دادیم. در ادامه بررسی عوامل تهدید امنیت به عوامل اخلاقی اشاره می شود.

عوامل اخلاقی تهدید کننده امنیت

 در توضیح مطلب یادآوری می شود که هر کدام از ابعاد فضیلت های اخلاقی انسانها می تواند در تامین امنیت جامعه، نقش خود را ایفاء نماید. مثلا اگر جامعه به سمت عقلانیت، عدالت، حکمت، عفت و مانند آنها سیر نماید، بسیاری از فضیلتها باعث رونق روابط صحیح انسانها خواهد گردید؛ زیرا در این حالت است که قوای فردی و جمعی در مسیر صحیح جهت پیدا می کند و حس امانتداری، خدمتگزاری، دستگیری در میان انسانها، ایثار و از خودگذشتگی، جود و بخشش، کمک به دیگران برای زدودن فقر و ناداری و نادانی در جامعه بشری توسعه می یابد و هر کدام می تواند بخشی از امنیت را در جامعه به وجود آورد. اما فاصله گرفتن جامعه از فضیلتهایی چون وفاداری، دوراندیشی، میانه روی، بخشندگی، دلسوزی، سادگی، بردباری، پاکدامنی، نرم دلی، حسن نیت و محبت به خلق باعث می گردد که انسانها نسبت به یکدیگر اعتماد نداشته باشند و بلکه بدتر از همه، رابطه میان ملتها و حاکمیت تیره گردد. تعامل و تفاهم کم رنگتر شود و در نتیجه امنیت در ابعاد مختلف مورد ضربه قرار خواهد گرفت. از این رو رذیلتهای اخلاقی چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی، از عوامل مهم تهدید امنیت به شمار می رود. در این قسمت به کلیاتی از این مباحث اشاره می گردد و تفصیل آن باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد.

اصول اخلاقی مدیریت منابع انسانی

پیش از هر چیز مناسب است به اصول اخلاقی مدیریت منابع انسانی که به عنوان ده فرمان اخلاقی شناخته شده اشاره شود:

1ـ همیشه مقام عالی انسانی را باید در نظر داشت و در حقیقت به کرامت انسانی باید توجه نمود.

2ـ برای منافع عموم، باید بر اساس وجدان اخلاقی و بی نظری اقدام کرده و نسبت به همه از این جهت نگاه برابری داشت.

3ـ باید اصل شایستگی را تعمیم داد و به شدت از تبعیض پرهیز نمود.

4ـ انجام وظایف و مسئولیتها باید بدون کسب موقعیت باشد و بلکه برای اجرای صحیح وظایف و تکالیفی باشد که به افراد واگذار شده است.

5ـ باید به دقت در تشخیص رابطه میان شغل کارکنان و جامعه تلاش کرد.

6ـ باید از روشهایی استفاده کرد که استعدادها بهتر شکوفا و ابراز گردد.

7ـ برای ایجاد مشارکت، همه باید به برنامه هایی رو آورند که سبب ایجاد انگیزه و تقویت در همگان گردد.

8ـ باید برای احقاق حقوق همه طبقات جامعه احساس مسئولیت نمود.

9ـ باید بر اساس عدالت نسبت به همه رفتار نمود.

10ـ نباید به مسائل خصوصی افراد وارد شد؛ زیرا ورود به چنین مسائلی، محیط خانواده و افراد را ناامن و بی ثبات می نماید.

مقصود از اخلاق در حوزه امنیت اجتماعی  هر آن چیزی است که می تواند به لحاظ رفتاری نقش مثبت یا منفی را ایفاء نماید و بالطبع به آن دسته از گزاره های اخلاقی مربوط می شود که بیشتر به رابطه پیرامونی بازگشت می نماید؛ پس اگر سخن از امنیت در جامعه است، بیشتر باید به مسائل اخلاقی از فضیلتها و رذیلتهایی پرداخته شود که نقش مستقیم در بوجود آمدن امنیت داشته باشد. در این قسمت به اهم این عوامل اشاره می شود.

از جمله عوامل اخلاقی که در تحقق امنیت و ثبات جامعه نقش مهمی را ایفاء می کند، انجام همه امور بر اساس ضوابط است؛ زیرا اگر در برخورد با مسائل مختلف اجتماعی، مسئولین بر اساس ضوابط عمل کنند، این باعث اعتماد سازی میان مردم و حاکمیت می شود و در غیر این صورت عامل بی ثباتی ناامنی خواهد بود. پس اگر در تنظیم امور جامعه، روابط به جای ضوابط، حاکم بر جامعه انسانی و هر نظام حکومتی شود، ضریب اعتماد مردم نسبت به حاکمیت پائین می آید و همین باعث می شود که بی ثباتی در روابط اجتماعی حاکم شود. از این جهت اعمال قدرت بر اساس روابط به جای ضوابط یک عامل ضد اخلاقی است. البته اسلام در خصوص تقویت روابط خویشاوندی تاکید فراوانی دارد، اما در صورتی که در محدوده حقوق شخصی افراد باشد. ولی اگر این روابط خویشاوندی وارد نظام اداری شود، بزرگترین آسیب را وارد خواهد ساخت و باعث می شود که مردم نسبت به مسئولین اعتماد خود را از دست بدهند و اشاره گردید هر چه این اعتماد تصعیف شود، ضریب ناامنی بالا می رود. امیرالمومنین(ع) به یکی از کارگزاران خود به نام «المنذر ابن الجارود العبدي»، به همین نکته سفارش جدی داشت که مسئولیتهایی که به افراد داده می شود بر اساس روابط خویشاوندی نباشد و لذا در نامه ای او را توبیخ کرد که چرا افراد نالایق را متصدی کارها کردید. در بخشی از آن نامه آمده است: لَئِنْ كَانَ مَا بَلَغَنِي عَنْكَ حَقّاً لَجَمَلُ أَهْلِكَ وَ شِسْعُ نَعْلِكَ خَيْرٌ مِنْكَ وَ مَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ أَوْ يُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ أَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ أَوْ يُشْرَكَ فِي أَمَانَةٍ أَوْ يُؤْمَنَ عَلَى جِبَايَةٍ».[1]( و اگر آنچه را كه از تو برايم گفته‏اند درست باشد شتر خانواده‏ات و بند كفشت از تو بهتر است

و هر كه اين صفت تو را داشته باشد سزاوار نيست كه پاسدارى مرزها را به عهده گيرد و كارى را به انجام رساند. و يا درجه‏اش را بالا برند و يا او را در امانتى شريكش كنند.)

 لذا امیرالمومنین(ع) بر این باور است که اگر مسئولی بر اساس روابط خویشاوندی در توزیع مسئولیتها ورود کند و نتواند عواطف خویشاوندی را مهار و کنترل نماید، او شایستگی چنین مسئولیتی را ندارد و باید از مسئولیت خود کنارگیری کند.

ندهد هوشمند روشن رأی          به فرو مایه کارهای خطیر

                                                  بوریا باف اگر چه بافنده است           نبرندش به کارگاه حریر [2]

 

 



[1]. نهج البلاغه؛ نامه 71

.[2] گلستان سعدی، باب هفتم، ص 188.


نظر شما



نمایش غیر عمومی