ارسال به دوستان
کد خبر : 46412
تاریخ انتشار : 2/21/2014 5:01:00 PM

خطیب: امام مسجد و مدير مرکز اسلامی هامبورگ

اسلام شناسی 106 ــ اسلام و صلح و امنيت 13

آنچه از مجموع مباحث بر می آید اینکه هر رذیلت اخلاقی خصوصا آنچه که مربوط به روابط اجتماعی باشد، در هر محیطی چه در محیط اداره و چه در محیط غیر اداری، باعث ناآرامی و بی ثباتی خواهد بود. و لذا راه چاره آن است با تربیت صحیح نسل جوان جامعه، جلوی هر نوع خطر و آسیبی گرفته شود و نیز در جایی که محیطها فاسدند، باید به هر شکلی جلوی شدت آنرا گرفت و درصدد درمان بر آمد و همه اینها بستگی دارد به اینکه نگرش ها و بینش ها درباره یکدیگر تغییر یابد و بر این آموزه تاکید شود که انسانها از یک حقیقت برخوردارند. مشکل برای هر کسی در حقیقت مشکل برای همه خواهد بود و باید تلاش کرد تا کرامت آدمیان نزد همگان حفظ گردد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.              

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

 

در مباحث گذشته روشن گردید که مقوله امنیت نعمت بزرگی است و هر جامعه ای می تواند بستری برای انسانها باشد تا هر کس به اندازه ظرفیت و استعداد خود در مسیر کمال و سعادت قرار گیرد.

اما آنچه مهم است درک عوامل و موانع تحقق امنیت در جامعه بشری است. در مباحث پیشین به عوامل ایجابی و سلبی امنیت اشاره گردید. در جلسه گذشته هم رابطه اخلاق و امنیت تا حدی مورد بررسی قرار گرفت و روشن شد میان این دو پیوندی ماهوی و عمیق وجود دارد و در حقیقت اخلاق به معنای عام، ضامن تامین امنیت در جامعه است و این را باید توجه نمود که امنیت خود به خود به دست نمی آید؛ بلکه محصول عواملی است که از جمله مهمترین آن عوامل، اخلاق اجتماعی است. بنابراین در جامعه ای که مفاسد اخلاقی شیوع پیدا کند، آن جامعه با بحران معنوی و اخلاقی مواجه خواهد شد و همین بحران نشانه ای خواهد بود که جامعه امنیت خود را از دست بدهد. به همین جهت امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه بر این نکته تأکید می کند و کارگزاران خود را توصیه می نماید از هر آنچه که روابط صحیح اجتماعی را تهدید می کند پرهیز نمایند؛ مثلا تأکید می­کنند که در توزیع امکانات و تسهیلات به شدت از تبعیض که یکی از رذایل اخلاقی است، پرهیز داشته باشند و انصاف را شیوه خود قرار دهند. حضرت در نامه ای که به جناب مالک اشتر می نویسد فرموده است:

أَنْصِفِ‏ اللَّهَ‏ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِكَ وَ مَنْ لَكَ [هَوًى فِيهِ‏] فِيهِ هَوًى مِنْ رَعِيَّتِكَ فَإِنَّكَ إِلَّا تَفْعَلْ تَظْلِمْ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ كَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ‏ وَ كَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتُوب‏؛[1]

انصاف را درباره خدا ـ در عمل به دستورهای او ـ رعایت کن و درباره مردم از سوی خود و نزدیکان و هرکسی که دوستش می داری به انصاف رفتار کن (نه خود به مردم ستم کن و نه اجازه بده به نام تو خویشان و دوستانت به مردم ستم کنند)؛ زیرا در غیر این صورت، ستم کار خواهی بود و هر کسی به بندگان خدا ستم روا دارد، خدا به جای بندگانش با او دشمن خواهد بود و هر کس خدا با او دشمن شود، دلیل و عذر او را نمی پذیرد و با خدا در جنگ است تا از آن دست کشد یا توبه کند.

آنچه که از این عبارت بر می آید این است که باید قوانین اخلاقی مانند انصاف و رعایت حقوق دیگران به صورت قوانین لازم الرعایه درآید تا همه از جمله کارگزاران مسئول، خود را موظف به اجرای آن بدانند و در صورت تخلف به عنوان مجرم شناخته شوند و جریمه جرم خود را به عنوان مجازات بپذیرند.

لذا باید با رشوه، تملق، چاپلوسی، اعتیاد، اسراف و بی بندباری و به طور کلی هر آنچه زمینه هر نوع فسادی را فراهم می سازد برخورد کرد ؛ و هر کدام از این عوامل، ناشی از ضعف و فساد اخلاقی است و می تواند عامل بزرگی برای بی ثباتی در فضای اداری و غیر اداری باشد.

اما متاسفانه همین رذیلتهای اخلاقی در دنیای امروز باعث گردیده است که علاوه بر  تبعیض، فقر و ناداری، افراد جامعه با عقده انتقام، اضطراب و افسردگی و بلکه بی هویتی مواجه شوند که نتیجه همه آنها رشد آسیبها، تهدیدها و آفت های اجتماعی در جامعه می باشد.

 در توضیح رشوه به عنوان یکی از این آسیب ها باید گفت که رواج ارتشاء در جامعه بشری با اینکه در همه کشورها به عنوان جرم قطعی و بزررگ دانسته شده و از نظر شرعی، حرام قطعی است، اما یک وضعیت اسف بار و ناامنی را در بی ثباتی برخی از جوامع بشری پدید آورده که باعث  کاهش شدید ضریب اعتماد عمومی گشته و خصلت ها و ویژگیهای افراد جامعه را با نوعی دوگانگی و بی هویتی و دل زدگی و دل مردگی مواجه ساخته و حیات و زندگی معنوی و الهی و انسانی جامعه بشری را دگرگون ساخته است.

در برخی از موارد کار به جایی رسیده که بدون رشوه هر تلاشی بی نتیجه خواهد ماند و البته ممکن است رشوه جای خود را با هدیه و مانند آن عوض کند؛ ولی در واقع همان رشوه است.

قرآن کریم در این زمینه می فرماید: سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئاً وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ؛[2]

گوش اينان خريدار دروغ و هوسشان خوردن مالى است كه دين و مروتشان را تباه مى‏كند، پس اگر اينان نزدت آمدند مخيرى در اينكه بين آنان حكم بكنى و يا از آنان اعراض نمايى و در صورتى كه مصلحت را در اعراض ديدى بيمى از آنان به خود راه مده كه هيچ ضررى به تو نمى‏رسانند و اگر مصلحت ديدى كه حكم كنى به عدل حكم كن كه خدا عدالت‏پيشه‏گان را دوست مى‏دارد.

 در تفسیر این آیه شریفه امام رضا(ع) از امیرالمومنین(ع) درباره مقصود از « أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ » نقل میکنند که آن حضرت فرمود: « هُوَ الرَّجُلُ‏ الَّذِي يَقْضِي لِأَخِيهِ الْحَاجَةَ- ثُمَّ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ»[3]  

 از ظاهر حدیث استفاده می شود که اگر کسی برای دیگری کاری کند و پس از آن هدیه او را بپذیرد بر او جائز نیست.

 آنچه از مجموع مباحث بر می آید اینکه هر رذیلت اخلاقی خصوصا آنچه که مربوط به روابط اجتماعی باشد، در هر محیطی چه در محیط اداره و چه در محیط غیر اداری، باعث ناآرامی و بی ثباتی خواهد بود. و لذا راه چاره آن است با تربیت صحیح نسل جوان جامعه، جلوی هر نوع خطر و آسیبی گرفته شود و نیز در جایی که محیطها فاسدند، باید به هر شکلی جلوی شدت آنرا گرفت و درصدد درمان بر آمد و همه اینها بستگی دارد به اینکه نگرش ها و بینش ها درباره یکدیگر تغییر یابد و بر این آموزه تاکید شود که انسانها از یک حقیقت برخوردارند. مشکل برای هر کسی در حقیقت مشکل برای همه خواهد بود و باید تلاش کرد تا کرامت آدمیان نزد همگان حفظ گردد.

نتیجه مجموعه مباحث مربوط به امنیت آن شد که اسلام امنیت را یکی از ویژگیهای جامعه سالم می داند و به عنوان یک موهبت و نعمت بزرگ معرفی می کند. جامعه آرمانی قرآن کریم بر این پایه استوار است که امنیت به معنای جامع در حیات بشری تحقق یابد، تا همه در سایه امنیت به کمالات خود نائل شوند. از نظر اسلام این امنیت در همه بخشها مهم است؛ از امنیت جانی و حیثتی و آبروئی گرفته تا امنیت شغل، خانوادگی، قضائی، سیاسی فرهنگی و امنیت دینی و مذهبی. در قرآن و روایات، هم امنیت ـ به عنوان یکی از آرمانهای مهم بشری در جهان ـ مورد تاکید قرار گرفته و هم عوامل تهدید کننده امنیت؛ از اینرو به جاست در خصوص هر کدام از این موضوعات مباحث تفصیلی لازم مطرح و مورد بررسی دقیق تر قرار گیرد.

در پایان این بحث از خدای بزرگ مسئلت می نمایم به همت و یاری همه انسانها و با رهبری مصلح و منجی موعود ملتها و ادیان الهی، امنیت حقیقی در همه ابعاد در جوامع بشری تحقق یابد.

 



[1].  نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص: 428؛ نامه: 53

[2].  المائدة(5)؛ آیه:42  

[3].  وسائل الشيعة ؛ ج‏17 ؛ ص95


نظر شما



نمایش غیر عمومی