ارسال به دوستان
کد خبر : 47807
تاریخ انتشار : 3/7/2014 5:22:00 PM

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

«هماهنگی زن و شوهر در خانواده»

اساساً كمالات انسان مربوط به انسانيت اوست و انسانيت انسان به نفس اوست، نه به مرد بودن يا زن بودن؛ زيرا ذكورت و انوثت، در جانِ مجرّد آدمي راه ندارد. هر كس خلوصش بيشتر باشد تقرّبش به خدا بيشتر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. ثم الصلاه و السلام علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

خطبه­ی متقین: نزلت أنفسهم منهم في البلاء كالذي نزلت في الرخاء، لولا الأجل الذي كتب الله لهم لم تستقر أرواحهم في أجسادهم طرفة عين، شوقا من العقاب. عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم، فهم والجنة كمن قد رآها، فهم فيها منعّمون، وهم والنار كمن قد رآها، فهم فيها معذبون. قُلُوبُهُمْ مَحْزُونَةٌ، وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ، وَاَجْسادُهُمْ نَحيفَةٌ، وَ حاجاتُهُمْ خَفيفَةٌ، وَ اَنْفُسُهُمْ عَفيفَةٌ. صَبَرُوا  اَيّاماً قَصيرَةً اَعْقَبَتْهُمْ راحَةً طَويلَةً، تِجارَةٌ مُرْبِحَةٌ يَسَّرَها لَهُمْ رَبُّهُمْ. اَرادَتْهُمُ الدُّنْيا فَلَمْ يُريدُوها، وَ اَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا اَنْفُسَهُمْ مِنْها.

«هماهنگی زن و شوهر در خانواده»

موضوع مورد بحث ما خانواده در قرآن کریم بود. آیه­ی 35 سوره مبارکه بقره را ـ به عنوان اوّلین خطاب خداوند به خانواده ـ تلاوت کردیم و درباره­ی آن به بعضی از نکات اشاره نمودیم: (وقلنا يا آدم اسكن أنت و زوجك الجنّة وكلا منها رغداً حيث شئتما ولاتقربا هذه الشّجرة فتكونا من الظالمين) در این خطبه نیز نکاتی چند در این باره بیان می­شود:

نکته­ی اوّل:

مطابق معمول برای جنس مؤنّث یعنی همسر حضرت آدم باید از تعبیر «زوجه» استفاده می­شد، ولی بدون علامت تأنيث به کار رفته و این افصح است؛ چرا که اين كلمه اسم است، نه وصف. جمع کلمه­ی «زوجه» در قرآن کریم نیز «ازواج» است، نه زوجات: (ولهم فيها أزواج مطهّرة) [1] بنابراین، خداوند سبحان اسم یکسانی را در مورد زن و شوهر به کار می­گیرد. در واقع این اسم (یعنی واژه­ی زوج) و معادل آن در فارسی (یعنی واژه­ی همسر) برای هر کدام از زن یا مردی که زندگی مشترک با هم دارند استعمال می­شود؛ به اين اعتبار که آن دو در کنار یکدیگر یک زوج (واحد دوتایی) تشکیل مي­دهند. این تعبیر، اشاره­ی لطیفی می­تواند باشد به ضرورت هماهنگی بین زوجین. زن و شوهر در خانواده باید یک روح در دو پیکر باشند. نمود و نشانه­ی این هماهنگی در خانواده فراوان مصادیق فراوانی دارد، از جمله:

1ـ همه­ی اعضای خانواده با هم و بر سر یک سفره غذا می­خورند؛

2ـ ساعات کاری و ایام تعطیل و مرخصی خود را با هم تنظیم می­کنند؛

3ـ ساعتی گرد هم می آیند و دور هم  به گپ و گفتگو و انس می­گذرانند؛

4ـ یکدیگر را در جریان مسائل خانوادگی قرار می­دهند و با مشاوره هم تصمیمات مشترک اخذ می­کنند؛

5ـ برنامه­ی عبادی مشترک مانند تلاوت قرآن کریم در خانه دارند یا به صورت خانوادگی در نمازهای جماعت و جمعه در مسجد شرکت می کنند یا به زیارت خانه خدا یا مرقد و حرم مطهر اولیاء خدا مشرف می شوند. و موارد دیگر.

تنها در صورت وجود این هماهنگی­ها بین زوجین است که خانواده واقعی شکل می­گیرد. این در حالی است که یکی از آسیب­های جدّی در روزگار ما عدم هماهنگی بین زوجین است. متأسفانه مواجهه­ی نادرست با دوره­ی مدرن، و اتخاذ «سبک زندگی غیر معنوی» باعث شده در بسیاری از خانواده­ها، زوجین تنها جسمشان در زیر یک سقف باشد ولی هیچ گونه هماهنگی جدّی و عملی بین آن دو به چشم نخورد. در  این نوع خانواده­ها هر کس دنبال کار خودش است و برنامه­ی انفرادی خود را دنبال می­کند و اعتنای چندانی به بقیه­ی اعضای خانواده ندارد. بدون شک چنین سبکی از خانواده داری با سبک زندگی قرآنی منطبق نیست.

نکته­ی دوم:

در این آیه­ی شریفه چهار تعبیر (كُلا)، (شئتما)، (لا تقربا) و (فتكونا) به طور مساوي متوجه آدم و حوّا (زن و مرد) شده است، چنان که در جای دیگر دو فعل غايب «قاسمهما» و «دلّیهما» به طور مساوي ارائه شده: (و قاسمهما إنّي لكما لمن النّاصحين فدلّماهما بغرورٍ)[2] یعنی شیطان آن دو را قسم داد و فریفت. و نیز دو فعل غایب «فأزلّهما» و «فأخرجهما»: (فأزلّهما الشيطان عنها فأخرجهما ممّا كانا فيه)[3] یعنی شیطان آن دو را لغزاند و باعث شد از بهشت بیرون گردند. از این تعابیر قرآنی می­توانیم بفهمیم که خطاب الهی به زوجین (زن و مرد) یکسان و مشترک می­باشد و در توجّه خطاب الهی به زن و مرد، جنسیت اهمّیتی ندارد و از جهت ارتباط خدای سبحان با انسان، فرقی بین زن و مرد نیست. امّا اگر این گونه است، پس چرا در صدر آیه که فرمود: ( يا آدم اسكن أنت و زوجك)[4]«آدم» محور خطاب الهی است و اصل واقع شده و حوّا به تبع او مورد خطاب قرار گرفت؟ پاسخ دقیق­تر همان­طور که برخی مفسّرین اشاره کردند[5] اين است كه: حوّا عليهاالسلام تحت تدبير و ولایت آدم (عليه‏السلام) بوده و حضرت آدم با قطع نظر از زوجيت، امام و پيامبر آينده حوّا بود.[6] با دقّت در آیات دیگری که خطاب به آدم است نیز همین جهت فهمیده می­شود.[7] از نگاه قرآن در مقام ولايت الهی كه غایت كمال انساني است بين زن و مرد تفاوتي نيست و برای آن نه ذكورت شرط است و نه انوثت مانع. اساساً كمالات انسان مربوط به انسانيت اوست و انسانيت انسان به نفس اوست، نه به مرد بودن يا زن بودن؛ زيرا ذكورت و انوثت، در جانِ مجرّد آدمي راه ندارد. هر كس خلوصش بيشتر باشد تقرّبش به خدا بيشتر است. از اين رو مريم عليهاالسلام در كنار اولياء الله قرار مي‏گيرد و آن جا كه خداوند شمارش اولياي الهي و بزرگان ربّاني را با تعبيري چون «واذكر في الكتاب...» در سوره (مريم) آغاز مي‏كند، در ضمن آن تعبيرها مي‏فرمايد: (واذكر في الكتاب مريم إذ انْتبذت من أهلها مكاناً شرقياً)[8] و نيز در ميان برجسته‏ترين اولياي الهي حضرت فاطمه عليهاآلاف‏التحية و الثناء را مي‏بينيم كه حتي از بسياري از انبيا نيز برتر است. و همچنین حضرت زینب کبری سلام الله علیها که در بعضی از روایات با لقب «عقیله» از ایشان یاد شده است؛ یعنی (المرأه المخدره، المحبوسه فی بیتها و عقیله کل شیأ اکرمه)[9] و مقصود زنی است که زیباییهای ظاهری خود را برای خانه و همسرش نگه می دارد و زیبایی­های عقل و علم و اخلاق و معنویت خود را به بشریت عرضه می­کند. حضرت زینب سلام الله علیها به حدّی از کمالات انسانی نائل شده که امام زین العابدین علیه السلام در وصف ایشان فرمود: «یا عمه انت بحمدالله عالمه غیر معلّمه فهمه غیر مفهّمه».

لذا می بینیم حتی بعد از زندگانی دنیوی خود نیز منشأ خیر و برکات هستند؛ به طوری مرقد حضرت زینب، آن شریکه الامام الحسین علیه اسلام شیرزن دشت کربلا در دمشق زیارتگاه مسلمانان و عاشقان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله مى باشد. توسل به آن حضرت زینب سلام اللّه علیها براى حل مشکلات بزرگ بسیار تجربه شده است و کرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است. به عنوان مثال، «شبلنجى» یکى از علماى اهل تسنّن در «نور الابصار» مى­نویسد: «شیخ عبدالرحمن مقرى در کتابش مشارق الانوار می­گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشکلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده­اى در مدح آن حضرت سرودم که مطلع آن چنین بود: آلِ طاها لَکُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواکُمْ بِما لَکُمْ آلآء و خدا به برکت آن بانوى گرامى مشکل مرا حل کرد.»

یقینا زیارت ایشان که بنده­ی خاص الهی و جگر گوشه­ی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله هستند، مصداقی از آیه­ی شریفه­ی (وابتغوا الیه الوسیله) است. و از خدای سبحان مسألت می کنیم امنیت زیارت حرم­های مطهر اولیائش را به بشریت ارزانی فرماید تا همگان بتوانند از آنان کسب معنویت کنند و با یاد آوری آن الگوهای والا به حق تعالی تقرّب جویند.

پروردگارا! در دنیا زیارت مرقد مطهر آن بانوی بزرگ و در آخرت شفاعت او را به ما نصیب بفرما.

پروردگارا! خانواده های ما را کانون آسایش و ایمان و محبت قرار بده! 

ما و فرزندان مان را از بهترین بندگان خود و مفیدترین انسانها برای بشریت قرار بده!

 از کسانی که دوست دارند خانواده تشکیل دهند به ویژه پسرها و دخترهای جوان را در نیت خیرشان حمایت بفرما!

و السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته.

 

 



[1] . البقره، آيه25.

[2] . الاعراف، آيات 21 ـ 22.

[3] . البقره، آيه36.

[4] . البقره، آیه35؛ الاعراف....

[5] . تسنيم، جلد 3 صفحه 355.

[6] . ولایت شأنی حاصل بود و ظاهراً ولایت انشائی و فعلی بعداً جعل شد.

[7] . طه، آيات 115 ـ 122.

[8]. مریم، آیه16.

[9] . احمدبن خلیل، کتاب العین؛ صاحب بن عباد، المحیط فی اللغه.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :