ارسال به دوستان
کد خبر : 53196
تاریخ انتشار : 6/10/2014 7:05:50 PM

خطیب: امام و مدير مرکز اسلامی هامبورگ حضرت آيت الله دکتر رمضانی

اسلام شناسی 117 ــ اسلام و شریعت 11

در شریعت اسلام مساله حقوق به صورت دقیق و جامع مورد عنایت و توجه قرار گرفته است، به گونه ای که حتی نسبت به احکام فردی مانند وجوب نماز ، برای آن حکمت و فلسفه ای در نظر گرفته شده که انسان بتواند به وسیله نماز به آرامش واقعی که حق انسانی اوست نائل شود.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.             

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در مباحث پیشین به این نکته مهم اشاره شد که شریعت اسلام به صورت دقیق به موضوع تکالیف و حقوق انسانها پرداخته و حتّی در جائی که میان حقوق فردی و اجتماعی تعارضی بوجود آید، مشخص نموده است که وظیفه و تکلیف انسان چیست. در مسئله حق گفته شد که «حق» به چیزی گفته می شود که به نفع فرد و برعهده دیگران است و «تکلیف» آن چیزی است که بر عهدۀ فرد و به نفع دیگران است. از این رو میان حق هر کسی و تکلیف دیگر رابطه توازن و تناسب برقرار است. به این معنا که هر فرد در جامعه به همان اندازه که تکلیف و تعهّد دارد، حق پیدا می کند. همچنین درگذشته اشاره گردید: در جامعه ای که بر اساس عدالت و حکمت عمل می کند، رابطه میان حق و تکلیف یک سویه و یک طرفه نیست و لذا می توان نتیجه گرفت، هر عضو از اعضای جامعه نسبت به جامعه و دیگران هم حق دارد و هم تکلیف. این طور نیست که انسان فقط مکلّف باشد و یا فقط خود را صاحب حق بداند. البته بسیار روشن است که حق هر کسی به اندازه تکلیف و مسئولیت او نسبت به جامعه و دیگران می باشد و لذا کسیکه در قبال جامعه و دیگران هیچ نوع احساس مسئولیت و تکلیفی نداشته باشد، از حق و حقوق دیگران نیز برخوردار نخواهد بود.

با این حال باید توجه داشت، در جائی تکلیف معنا پیدا می کند که قدرت بر انجام هم وجود داشته باشد. پس افراد پیر و از کار افتاده یا کسانی که بیمارند و قدرت کار و تلاش و دائره زندگی را ندارند، به خاطر ناتوانی شان تکلیفی در برابر جامعه و دیگران ندارند. از این رو اسلام که بر اساس رحمت و رأفت خود، برای این گروه از افراد جامعه نیز برنامه و قانون دارد. در آموزه های اسلامی آمده است که با آنها باید با نهایت احترام برخورد نمود و ایشان از حق شهروندی و حق حیات انسانی برخوردارند و باید مورد احترام همه افراد جامعه و حاکمیت قرار گیرند و هیچ کس حق ندارد حق آنها را برای ادامه زندگی نادیده بگیرد. اینکه در روایات ما آمده است که : « وَقّروا کِبارَکم ، با بزرگان و افراد مسنّ با احترام و وقار رفتار کنید » تأکید بر حفظ حقوق همین طبقه از جامعه است.

در شریعت اسلام مساله حقوق به صورت دقیق و جامع مورد عنایت و توجه قرار گرفته است، به گونه ای که حتی نسبت به احکام فردی مانند وجوب نماز ، برای آن حکمت و فلسفه ای در نظر گرفته شده که انسان بتواند به وسیله نماز به آرامش واقعی که حق انسانی اوست نائل شود.

از آنجا که نماز، دعاء و سایر احکام فردی در این زمینه نقش حساس و کلیدی را ایفاء می کنند، لذا واجب دانسته شده اند و اگر انسانها درصدد آن هستند که خود را به آرامش واقعی و نه صرفاً لذت مادی زودگذر برسانند، راه رسیدن به این آرامش همان است که آموزه های وحیانی دین برای ما مشخص کرده است. به همین جهت قرآن کریم می فرماید: « اقم الصلوة لذکری » [1] و در آیه ای دیگر یاد خدا را تنها عامل آرامش و اطمینان آدمی معرفی می کند. «الا بذکر الله تطمئن القلوب»[2] و چه بسا بتوان ادعا کرد همه تکالیف الهی برای اینست که در نهایت انسان ها بتوانند به حقوق انسانی و الهی خود برسند. خلاصه کلام اینکه در اسلام راه رسیدن به سعادت و خوشبختی واقعی از طریق عمل به شریعت برای انسانها مشخص شده است. آنچه در این بین مهم است اینست که بدانیم و متوجّه باشیم که همه منفعت ها و سودهایی که در انجام تکالیف الهی وجود دارد، به خود انسانها بر می گردد. لذا بسیار روشن و واضح است که در انجام هیچ کدام از این تکالیف و وظائف دینی، سودی برای خدا متعال نیست، زیرا او غنی بالذّات است و هیچ نیازی به هیچ مخلوقی از مخلوقاتش ندارد و همۀ این تکالیف از جانب خداوند مانند تکلیف طبیب برای بیمارانش می باشد که عمل به دستور پزشک فقط به سود فرد است و نه پزشک و در صورتیکه از دستور پزشک سرپیچی شود به خود انسان و جامعه او ضرر وارد می شود.[3] لذا اگر انسان به تکالیف الهی عمل نکند و خود را در آن مسیر و صراط قرار ندهد، فقط انسان است که زیان می کند. خداوند مهربان و رحیم برای اینکه نعمت و رحمت خود را بر انسان از هر جهت تمام کند، انبیاء الهی را با برنامه هدایت بشر فرستاده است. شکر این نعمت های بزرگ به این است که به وظیفه خود به درستی عمل کنیم تا به آسایش و آرامش و سعادت دنیا و آخرت نائل شویم. در بیان امیرالمومنین(ع) آمده که فرمودند: «خداوند خانۀ آخرت را پر از نعمت آفرید و پیامبران را فرستاد تا انسانها را به آن دارالنعمة دعوت کنند. افسوس که برخی آن دعوت الهی را اجابت نکردند و در نتیجۀ اعمال خود به خوردن مردار دنیا و رسوایی آن دچار شدند.[4]



[1] . طه، 2.

[2] . رعد، 28.

[3] . ملاصدرا، تفسیر القرآن الکریم، ج 2، ص 49.

[4]. نهج البلاغه، خطبه 109، با ترجمه مرحوم دشتی.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :