ارسال به دوستان
کد خبر : 54757
تاریخ انتشار : 7/4/2014 5:43:03 PM

خطیب: امام و مدير مرکز اسلامی هامبورگ حضرت آيت الله دکتر رمضانی

اسلام شناسی 119 ــ اسلام و شریعت 13

اگر همه احکام الهی مورد دقت و مطالعه قرار گیرد و آداب و اسرار آن به دست آید، این نتیجه قطعی حاصل خواهد شد که راه رسیدن به حق و حقیقت و راستی و هر مقام حقیقی از طریق تبعیّت از شریعت ممکن خواهد بود.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.  

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه. 

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/4/13/d26b60ff0ed549e0b990b16cce9fd5cb.JPG

از مباحث مهمی که دربارة شریعت مطرح می­باشد آنست که شریعت ـ به معنای راه و قانون ـ چه اندازه در سیر کمال انسان و به تعبیر دیگر در سیر و سلوک انسان نقش دارد؟ آیا به طور کلی بدون شریعت می توان به کمال مطلوب انسانی رسید؟

 بی شک این بحث بستگی به معنای کمالِ انسان دارد. اگر کمال و سعادت انسان فقط در امور دنیایی و اعتباری معنا شود؛ به نظر می رسد هیچ نیازی نیست که انسان پایبند به شریعت و احکام الله شود و خود را در انجام کارها محدود نماید. بسیار روشن است برای رسیدن به مقامات دنیوی راه های دیگری غیر از تبعیّت از شرع و شریعت وجود دارد. بلکه برای کسیکه می خواهد هم رنگ جماعت باشد، دشوار است که خود را به قانون الهی ملتزم سازد؛ زیرا ممکن است برای دست یابی به کمال مورد نظر ( مانند ریاست بر یک اداره یا رسیدن به مسئولیتی بالاتر در محیط کار ) ، از ابزار و وسائلی استفاده کند که در شریعت مجاز دانسته نشده است. مثلاً ممکن است شخص از دروغ یا تهمت به دیگران و یا تملّق و چاپلوسی برای رسیدن به اهداف دنیایی خود بهره جوید.

اما اگر انسان مومن و متدین با هدایت دینی جایگاه خود را بسیار برتر از امور دنیوی بداند و شأن و منزلت خود را بسیار بالا و ارزشمند بداند، کمال را در قرب و نزدیک شدن به صفات الهی همچون حکمت، علم، رحمت و رافت و مانند آن معنا می کند؛ همانطور که در قرآن کریم به این معانی اشاره شده است. مانند اینکه انسان جایگاه ولایت و خلافت الهی دارد و باید با ارزش و فضیلت های واقعی به تدریج خود را به آن کمال مطلوب برساند.

بر این اساس برای رسیدن به کمال مطلوب انسانی، شریعت به عنوان راه و قانون الهی یکی امر ضروری است و انسان بدون شریعت امکان ندارد که خود را به آن کمال حقیقی برساند. بلکه تا لحظه مرگ باید به شریعت پایبند و ملتزم باشد و لذا مناسب و بلکه ضروری است که نقش شریعت در سیر و سلوک و کمال انسانی را مورد بررسی قرار دهیم.

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/4/13/d00716afbe0c4e448cbd1a4a8b59d685.JPG

از مباحث گذشته روشن گردید که شریعت در اسلام برای اینست که هر مسلمانی وظیفه خود را هر مرحله از زندگی فردی و اجتماعی به درستی تشخیص دهد و در شناخت راه حیران و سرگردان نباشد. در حقیقت با شریعت الهی، امور معاش و معاد مردم سامان می یابد و موجب آن می شود که انسانها به کمال لایق خود دست یابند. به همین جهت همه مسلمانها از عوام و خواص تا آخر عمر برای سعادت دنیا و آخرت به شریعت به عنوان راه زندگی و راه سیر و سلوک نیازمندند و در هیچ زمانی نمی توانند خود را از آن بی نیاز بدانند. البته نتیجه عمل و پای بندی و التزام به شریعت از دیدگاه اسلام، حفظ کرامت واقعی انسان از هر جهت می باشد؛ به این معنا که او با عبودیت و بندگی خدای متعال نشاط و طراوت و آسایش و آرامش و امنیت را تجربه خواهد نمود.

البته گرچه در مسیر بندگی با مشکلاتی مواجه می شود، اما همه آنها را برای نتیجه مطلوبش می پذیرد؛ زیرا به این باور رسیده است که فقط خدای متعال به عنوان خالق یکتا، عالِم به سعادت واقعی انسانها است و هر آنچه را به عنوان قانون و راه مشخص کرده، بدون شک انسان را به سعادت و خوشبختی واقعی می رساند. او می داند که خداوند، غنی و بی نیاز مطلق بوده و به عبادت کسی محتاج و نیازمند نیست و قطعاً نتیجه بندگی و امتثال فرامین الهی به نفع و سود فرد و جامعه است.

انسان به مرور در انجام هر عملی احساس نورانیت و معنویت خاصی به خاطر انس با خدای متعال به دست می­آورد و با ایجاد همین زمینه ها، مقدمات ظهور و بروز صفات الهی برای او حاصل می گردد. و از این رو مقام محمود که در آیه شریفه آمده: « وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »[1] بیان شده، پس از انجام شب زنده داری و انجام فریضه شب به دست می­آید. یعنی به دلیل آنکه پیامبر الگوی جهانیان هستند، خداوند به ایشان فرمان داده است خداوند برای الگو بودن پیامبر(ص) به آن حضت امر و فرمان داده است تا نماز شب را بر پا دارد. البته انجام هر فریضه و واجب به عنوان مطلوب الهی این ویژگی و خصوصیت را دارد که انسان را به مقام و رتبه ای می رساند. لذا با دقت در هر قانون الهی به عنوان سلوک انسانی، زمینه قرب الهی که غرض آفرینش انسان است فراهم می گردد.

 از دیگر نتایج تبعیّت از شریعت الهی، تربیت بعد مادی و غیر مادی انسان است؛ زیرا با التزام به شریعت، همه قوای انسانی در مسیر فضیلت انسانی و حق قرار می گیرد. لذا قرآن این نکته را یادآوری کرده است که خدای متعال به آنچه که انسان را وسوسه می کند و از مسیر منحرف می سازد آگاه است و تنها راه کنترل و نظارت آن وسوسه ها، رعایت حدود و قوانین الهی است:

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/4/13/e3f3573123ad48f49fb0f9c5beed8e03.JPG

« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ»[2]

اگر همه احکام الهی مورد دقت و مطالعه قرار گیرد و آداب و اسرار آن به دست آید، این نتیجه قطعی حاصل خواهد شد که راه رسیدن به حق و حقیقت و راستی و هر مقام حقیقی از طریق تبعیّت از شریعت ممکن خواهد بود. البته روشن است که هر چه مقام انسان بالاتر رود، نیاز او به شریعت بیشتر خواهد بود و اینگونه نیست اگر به یک جایگاه معنوی و الهی رسیده باشد خود را از شریعت مستغنی بداند؛ زیرا هر چه صعود از پله ها بیشتر باشد، مراقبت هم بیشتر خواهد بود. از این رو عالمان و فقها و حکماء و عرفای واقعی، نیازشان به شریعت و احکام الهی بیشتر خواهد بود؛ زیرا گمراهی آنها باعث گمراهی بسیار زیادی از انسانها خواهد شد.

چه اینکه در روایت آمده است: « زَلَّةُ الْعَالِمِ كَانْكِسَارِ السَّفِينَةِ تَغْرَقُ وَ تُغْرِق؛ و با لغزش عالم- كه بسان شكستن كشتى است- هم خودش غرق مى‏شود و هم سرنشينان كشتى را به غرقاب مى‏سپارد‏»[3]  البته فساد و لغزش عالم زمانی است که از التزامش به شریعت کاسته شود.

در نتیجه شریعت برای هر انسانی در هر طبقه ای، زمینه کمال را فراهم خواهد ساخت و بدون آن هیچگاه به کمال مطلوب راه نخواهد یافت و هر چه پله های کمال را بیشتر طی نماید، نیازش بیشتر خواهد بود. و این مطلب حتی نیاز شامل پیامبران و امامان نیز خواهد بود. به همین دلیل است که پیامبر اسلام با همه آن جایگاه و مرتبه ای که داشت، همواره با خدای خود مناجات می کرد و او را عبادت می نمود و می فرمود: « مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ‏ حَقَ‏ مَعْرِفَتِكَ ».[4]

 



[1]. الإسراء(17)؛ آیه: 79  

[2]. ق(50)؛ آیه: 16  

[3].  بحار الأنوار؛ ج:‏2: ؛ ص:58

[4]. بحار الأنوار؛ ج:‏68 ؛ ص:23


نظر شما



نمایش غیر عمومی