ارسال به دوستان
کد خبر : 56625
تاریخ انتشار : 8/1/2014 6:11:29 PM

خطیب: امام و مدير مرکز اسلامی هامبورگ آيت الله رمضانی

اسلام شناسی 122 ــ اسلام و شریعت 16

نماز به عنوان یک فریضه الهی آثار فردی و اجتماعی فراوانی را در اصلاح روابط انسان دارد و همانطور که در حوزه فردی معنویت انسان را اوج می دهد و بالا می برد، در تقویت ارتباط با خدا و انسانها نیز این نقش مهم را ایفا می نماید.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در خصوص رابطه میان اخلاق و شریعت از منظر قرآن و روایات مباحث فراوانی مطرح می باشد. ولی به نظر رسید با توجه به اینکه نماز به عنوان یکی از پایه های مهم دین در همه ادیان و مذاهب الهی مورد تاکید قرار گرفته و به عنوان ضروری دین دانسته شده است، مباحثی در خصوص رابطه این فریضه الهی با اخلاق و معنویت مطرح شود.

از آیات و روایات به صورت صریح استفاده می شود که آدمیان برای این غرض مهم و اصلی آفریده شدند که به حقیقت برسند و خدای متعال همه زمینه های وصول و رسیدن به حقیقت را برای انسانها قرار داده است؛ از جملة آن وسائل که چه بسا مهمترین نقش را برای دین داشته باشد نماز است. در حقیقت نماز مهمترین وسیله و ریسمان رسیدن به حق و قرب الهی است و بسیار روشن است کسی که به چنین حالتی نائل شود، در حقیقت به اساس و پایه معنویت که همان قرب و زندگی الهی است، دست یافته است؛ لذا در روایتی از امام حسن عسگری(ع) نقل شده که فرمودند: «إِنَّ‏ الْوُصُولَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَجَلَّ سَفَرٌ لايُدْرَكُ إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّيْلِ مَنْ لَمْ يُحْسِنْ أَنْ يَمْنَعَ لَمْ يُحْسِنْ أَنْ يُعْطِيَ؛[1] رسیدن به خدا سفری است که آدمی به آن سفر توفیق نمی یابد مگر به نماز و توجه به عبادات شبانه». در بیان امام باقر(ع) آمده که آن حضرت فرمودند: « آنقدر نماز در نزد حقتعالی مهم است که اگر کسی حق آنرا اداء کند به طوریکه قبول درگاه الهی گردد، سایر اعمال او نیز به فضل الهی قبول می شود:

« أَوَّلُ‏ مَا يُحَاسَبُ‏ بِهِ‏ الْعَبْدُ الصَّلَاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا و ان رُدَّت رُدَّ ما سِوَاهَا ».[2]

این همه توجه به نماز به این جهت است که این فریضه الهی هم در صعود انسان به اوج معنویت و اخلاق موثر است و هم بهترین درمان برای بیماریهای روحی و روانی است؛ بلکه نماز می تواند تا حدی ایمان و مقام توحیدی انسان را مشخص نماید؛ زیرا انسان در نماز می تواند با ادراک قلبی و شهودی، جمال الهی را مشاهده می کند و هر روز در چندین مرتبه حقیقتِ توجه خود به خدای متعال را عرضه می کند و مرتبه قرب و نزدیکی خود را به رخ می کشد و یک عاشق دل داده، حضور معنوی خود را به معشوقش نشان می دهد.

نماز در سفر از کثرت به وحدت و از خلق به حق نقشی بی بدیل دارد. مؤمن نمازگزار می تواند با فنای در اسماء و صفات الهی، خود را به بالاترین مرتبه و درجه و اوج معنویت که یقین است برساند: « وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ».[3]

در عرفان اسلامی به صورت تفصیل این بحث مطرح می باشد که اگر آدمی  بخواهد به حقیقت و باطنی زیبا و معنوی نائل شود، باید از راه شریعت و احکام الهی عبور کند؛ زیرا شریعت تنها راه رسیدن به حقیقت و معنویت است، آن هم تا آخرین لحظه حیات دنیوی. بنابراین این پنداری باطل است که اگر کسی با شریعت به یقین و حقیقت و اوج معنویت برسد، بی نیاز از شریعت و راه می شود؛ زیرا انسان اگر به اوج معنویت هم برسد، در آن اوج هم مراتبی وجود دارد که نیازش به راه و شریعت را نسبت به گذشته بیشتر می کند. افزون بر آنکه تهدیدها در هر مقامی به شکلی ظهور و بروز می نماید و لذا نیاز به تکیه گاه و پناه گاه بیشتر می شود که در هر مرتبه و مرحله ای به او پناه برند و این خداوند متعال است که که در همه مراحل سلوک به انسان پناه می دهد؛ چه اینکه در آیه سوره مبارکه حمد به این نکته تصریح شده : « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ».[4]

نمازی که با دقّت در شرائطش خوانده می­شود، حضور قلب و تقوای الهی را افزایش می­دهد و انسان را محو جمال و جلال الهی می نماید. آدمی با چنین حضور و توجهی از عذابی که بر دیگران وارد می شود عبرت می گیرد؛ چه اینکه در آیه شریفه به این مهم یادآوری شده است « إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيدٌ [5] ؛ قطعاً در این عقوبت ها عبرتی است برای آنکه قلب هوشیاری دارد یا با دقت گوش فرا می دهد».

اما اگر چنین حالت معنوی و روحی برای انسان نباشد، آدمی با تهدید جدی مواجه می شود، به گونه ای که بر قلبش زنگار وارد می شود و قوه و قدرت اثرپذیری قلب از بین خواهد رفت که در آیه شریفه « كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »[6] به آن اشاره شده است و در روایتی از امام باقر(ع) نقل شده است که: «مَا مِنْ‏ عَبْدٍ إِلاّ وَ فِي‏ قَلْبِهِ‏ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً خَرَجَ فِي النُّكْتَةِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ فَإِنْ تَابَ ذَهَبَ تِلْكَ السَّوَادُ وَ إِنْ تَمَادَى فِي الذُّنُوبِ زَادَ ذَلِكَ السَّوَادُ حَتَّى يُغَطِّيَ الْبَيَاضَ فَإِذَا غَطَّى الْبَيَاضَ لَمْ يَرْجِعْ صَاحِبُهُ إِلَى خَيْرٍ أَبَداً وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَ‏: كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ؛[7] هیچ انسانی نیست مگر اینکه در قلبش نقطه سفیدی قرار داده شده اما وقتی گناهی می کند یک نقطه سیاه در آن به وجود می آید و اگر توبه کند آن نقطة سیاه از بین می­رود. امّا اگر آنقدر گناه کند که نقطه سفید کاملا پوشیده شود، دیگر صاحب آن قلب خیری نخواهد دید و مصداق این آیه می­شود که: كَلَّا بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ».

اما اگر انسان در حال نماز به عنوان مهمترین راه رسیدن به معنویت توجه به خدای متعال داشته باشد، به اندازه توجهش خدای متعال نیز به او عنایت و توجه دارد؛ چه اینکه در روایتی امام باقر(ع) از قول رسول خدا (ص) فرمودند: آمده است که فرمودند: «إِذَا قَامَ‏ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ‏ فِي صَلَاتِهِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ أَوْ قَالَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَنْصَرِفَ وَ أَظَلَّتْهُ الرَّحْمَةُ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ وَ الْمَلَائِكَةُ تَحُفُّهُ مِنْ حَوْلِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ وَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكاً قَائِماً عَلَى رَأْسِهِ يَقُولُ لَهُ أَيُّهَا الْمُصَلِّي لَوْ تَعْلَمُ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا الْتَفَتَّ وَ لَا زِلْتَ مِنْ مَوْضِعِكَ أَبَداً؛ وقتی انسان مومن برای نماز می ایستد و با قلبش به خدا توجه می کند خداوند هم به او نظر و توجه می کند تا وقتی که نماز او تمام شود که او را زیر چتر رحمت خودش قرار می دهد که دائره این چتر رحمت از بالای سر این نمازگزار تا افق آسمان است ».[8]

نماز به عنوان یک فریضه الهی آثار فردی و اجتماعی فراوانی را در اصلاح روابط انسان دارد و همانطور که در حوزه فردی معنویت انسان را اوج می دهد و بالا می برد، در تقویت ارتباط با خدا و انسانها نیز این نقش مهم را ایفا می نماید.


 ما در این بحث نماز را به عنوان مثال مورد توجه قرار دادیم که ارتباط عمیقی را در حوزه اخلاق و معنویت دارد و می توان همین ارتباط را در همه احکام الهی و شریعت ربانی سرایت داد؛ به این معنا که همه قوانین الهی چنین تاثیر را بر روح و روان فرد و جامعه بر جای می گذارد و امنیت و آرامش را در جامعه بر جای می گذارد. لذا همانطور که نماز برای آراسته شدن به فضائل و دوری از رذائل نقش ایفا می کند، داشتن صفات اخلاقی خوب و بد هم در میزان مقبولیت نماز اثر می گذارد؛ به گونه ای که در روایت آمده که اگر انسان ذره ای کبر داشته باشد و یا ریا و خودنمایی در عبادات جزء نیت او باشد، نماز او ارزش ندارد و بلکه در برخی از موارد از نظر فقهی صحیح نخواهد بود و این نکته بسیار مهم و ظریفی است که باید به آن به صورت عمیق توجه داشت که ارتباط میان قوانین اخلاقی و احکام فقهی از نظر صحت و قبول بسیار زیاد است و غفلت از آنها باعث می­شود که هیچ کدام از آن عبادات، جایگاه خاص خود را به لحاظ ثبوتی و نفس الامری پیدا نکند و اگر به آیات و روایات در این باره بیشتر توجه شود این مهم به دست می آید.

نتیجه سخن اینکه همه احکام الهی مانند نماز، روزه حج و حتی آن احکامی که به حسب ظاهر جنبه مالی دارد مانند خمس و زکات، رابطه ای بسیار عمیق با حوزه اخلاق و مسائل معنوی بر جای می گذارد که اگر آداب و اسرار همه آنها مورد توجه و عمل قرار گیرد، جامعه بشری جلوه جامع اخلاقی دین را تجربه خواهد کرد و مشاهده خواهد نمود.

 

 



[1].  بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج:‏75 ؛ ص: 380

[2] . بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج:‏7 ؛ ص:267

[3] . حجر(15)؛ آیه: 99

[4].  الفاتحة(1)؛ آیه: 5  

[5] . ق(50)؛ آیه: 37.

[6] . مطففین(83)؛ آیه: 14.

[7] . اصول کافی، ج: 2، ص: 273.

[8] . وسائل الشیعه ج 4 ، ص 32 ، ح 5 .


نظر شما



نمایش غیر عمومی