ارسال به دوستان
کد خبر : 57043
تاریخ انتشار : 8/8/2014 5:28:56 PM

خطیب: امام و مدير مرکز اسلامی هامبورگ آيت الله رمضانی

اسلام شناسی 123 ــ اسلام و شریعت 17

آنچه که درباره مصلحت احکام الهی اشاره شده می تواند برای قانع شدن و قانع کردن همه قوانین و احکام الهی مفید و راه گشا باشد؛ زیرا ممکن نیست خداوند آنچه را که به مصلحت و صلاح انسان نباشد، مورد تکلیف قرار دهد و به آن امر و نهی نماید.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.  

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از جمله مباحث مهمی که باید در جای خود یعنی در علم فقه به صورت تخصّصی و تفصیلی به آن پرداخته شود، مسأله وجود مصلحت در احکام الهی و تشریع مقررات الهی است؛ زیرا اگر احکام الهی تابع مصالح و مفاسد واقعی برای مخاطبان و مکلّفان نباشد، معنای این حرف آنست که خدای متعال بدون علت خاص و دلیل منطقی دستور العمل هایی را قرار داده است که این با حکمت و علم بی پایان الهی منافات دارد. از این رو علما و صاحب نظران در همه مذاهب اسلامی بر وجود مصلحت، چه به صورت مستقل و چه به شکل ابزاری تاکید می کنند.

بر این اساس خدای متعال بلحاظ وجود مصالح و منافع مشخص، احکام شرعی را تشریع کرده و به عنوان قانون درآورده است. گرچه در منشا وجود مصلحت احکام شرعی از جهت عقلی و شرعی اختلافاتی وجود دارد، ولی همه علما اصل آنرا پذیرفته اند. البته بسیار روشن است خداوندی که همه امکانات رشد را برای انسانها قرار داده و برای هدایت آنها پیامبران متعدد فرستاده و کتاب های آسمانی را نازل کرده است، به لحاظ عشق و محبتی که به مخلوقات خود دارد، مصالح آنان را مورد توجه قرار داده و اراده نموده تا با نشان دادن راه درست زندگی، انسان ها به غرض اصلی خلقتشان نائل گردند و با استفاده از استعدادها و ظرفیت های وجودی بتوانند خود را به کمال مطلوب برسانند.

بی شک این همه تشریفات و تشکیلات در نظام تکوین و تشریع، آن هم از طرف خدای حکیم برای غرضی معقول و هدفی معین بوده و همه آنچه که تنظیم و تدوین شده، بر اساس مصلحت بوده است؛ زیرا آنچه مستلزم مفسده باشد، هیچ گاه در شریعت الهی، از انسان خواسته نمی شود؛ زیرا بر خلاف حکمت و غرض آفرینش او خواهد بود.

در شریعت اسلام در هرآنچه که به صورت قانون درآمده است، مصلحت وجود دارد، حتی در جائیکه دو حکم با یکدیگر تزاحم داشته باشند، مصلحت اهم در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال در جائیکه انسان به دو عمل مختلف تکلیف شده که یکی حفظ جان دیگران و دیگری حرمت اتلاف مال دیگران. حال اگر تزاحم بین حفظ جان غیر و مال وی به وجود آید، در اینجا بر اساس مصلحت عقل عملی، حفظ جان غیر بر احترام مال او مقدم خواهد بود.

توجه به این نکته، مهم و ضروریست که خدای متعال این اجازه را به عقل به عنوان یک منبع استنباط داده است که در جائیکه مصلحت یا مفسده لازم التحصیلی را تشخیص دهد و حکم به حُسن و قبح فعل دهد و آنرا درک کند، شرع نیز به فعل یا ترک آن حکم می نماید. البته حکم واجب و حرام از جانب خدای متعال است و شأن عقل کشف آن حکم خواهد بود.

درباره قرآن و حدیث نیز گفته می شود که آن دو، اراده و فرمان شارع و مولای حکیم را کشف می کند که البته چون این بحث تخصصی است باید در جای خود به تفصیل آن پرداخت ولی به صورت اشاره لازم به یادآوری است فهم این نکته در حل بسیاری از معضلات فقهی کمک می کند و این مهم را نتیجه می دهد که همه آنچه که در شریعت اسلام از بایدها و نبایدها وجود دارد، بر اساس مصلحت و حکمت است. لذا نباید به صرف آنکه فلان حکم با عقل محدود افراد قابل فهم نبود، مورد تردید و یا انکار قرار گیرد. البته در مباحث اجتهادی باید تابع دلیل بود تا برای هر حکمی حجتی وجود داشته باشد. اما کسی که هیچ آشنایی با منابع استنباط احکام شرعی ندارد، نمی تواند اظهار نظر نماید و در صورتیکه برای صاحب نظری نظر و فرضیه علمی پدید آمد، راهش آنست که با متخصصین مباحثه و مناظره نماید، تا پیش از هرگونه ارائه نظر قطعی با ایرادها و اشکالات شبهه علمی اش آشنا شود و آنرا به صورت تخصصی مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.

به هر حال بر اساس مقدمات قطعیه که خدای متعال انسان را بیهوده نیافریده و بلکه براساس غرض و حکمتی آفریده شده و نیز هر آنچه را که مورد نیاز بشر بود به او ارزانی داشت و راه های شکوفایی استعدادها را با حجّت درونی یعنی عقل و حجت‎ های بیرونی یعنی پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام با منبع وحیانی یعنی قرآن کریم در اختیار بشر قرار داد تا انسانها به نحو شایسته مسیر کمال را طی نمایند. از این رو برای رسیدن به مقصد، بایدها و نبایدهایی که همان شریعت و راه و قانون الاهی است را مشخص نمود تا آدمیان در گمراهی و سرگردانی به سر نبرند و با جهل و نادانی نسبت به راه و مقصد از رسیدن به کمال انسانی محروم نشوند.

آنچه که درباره مصلحت احکام الهی اشاره شده می تواند برای قانع شدن و قانع کردن همه قوانین و احکام الهی مفید و راه گشا باشد؛ زیرا ممکن نیست خداوند آنچه را که به مصلحت و صلاح انسان نباشد، مورد تکلیف قرار دهد و به آن امر و نهی نماید. از این رو عده ای به خاطر توجه نداشتن به این ضابطه و قاعده، نسبت به اصل شریعت و یا بخشی از احکام تشریعی دچار شک و تردید می شوند و حال آن که شریعت اسلام همان قانون جامع و فراگیر، آن هم در همه ابعاد زندگی برای خوشبختی انسانها است و اگر همه به ابعاد فردی و اجتماعی آن توجه داشته باشند و به صورت عملی آن را در زندگی خود عملی سازند، چیزی جز آرامش و امنیت نصیب آنها نخواهد شد و توسعه ایمان، تقوی، ارزش های انسانی، عقلانیت و معنویت را برای جامعه بشری به ارمغان خواهد آمد.

شریعت اسلام در حقیقت یک شریعت سمحه سهله است که هر نوع ضرر و زیانی را از انسان دور می کند و غرر و حرج و سختی نخواهد داشت و تابع مصالح دنیا و آخرت است که قصد و نیت پاک و الهی نیز هم به جاودانی آن کمک می کند و با ملاک تقوی الهی مورد پذیرش حق تعالی خواهد بود زیرا قرآن می فرماید: انّما یتقبل الله من المتقین.


08.08.2014

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی