ارسال به دوستان
کد خبر : 58647
تاریخ انتشار : 9/5/2014 5:52:58 PM

حیا و عفّت، عامل پایداری خانواده

خلاصه: بحث درباره­ی خانواده در قرآن کریم بود و از اوّلین خانواده در تاریخ بشر صحبت می کردیم. این هفته با موضوع «حیا و عفّت، عامل پایداری خانواده» سه مطلب بیان می­شود: اوّل: پوشش هم حکم اخلاقی است و هم حکم فقهی و الزامی اسلام. برخی از مصادیق حیا عبارتند از: حیا در پوشش و پوشاندن اعضاء بدن از نامحرم، حیا در صدا کردن همسر، حیا در هنگام عضب و ناراحتی، حیا در روابط درون و بیرون خانواده و...دوم: پوشیدگی خواسته خدای سبحان است و برهنگی نشانه­ی فریب خوردن از شیطان می­باشد. تحریف تاریخ انبیاء برای ترویج فرهنگ بی حیایی و برهنگی دروغ بزرگ و یک خیانت فرهنگی است. سوم: حیا برجسته­ترین صفت اهل آخرت است و اشکالاتی که بر آن می­شود ناشی از جهل یا غرض ورزی شیاطین می­باشد.

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریح برگزاری: 05.09.2014

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.  

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

فدلیهما بغرور فلما ذاقا الشجره بدت لهما سوءاتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة  اعراف 22 (... فبدت لهما...)  طه 121

مطلب اوّل:

فرمود: بدت لهما سوءاتهما. «سوأة» به معنای عیب و نیز به معنای عورت و شرم­گاه است (لسان العرب). «بدت لهما» یعنی شرمگاه هر یک بر دیگری یا بر خودش آشکار شد. پس عورت آدم و حوا قبل از خوردن میوه ممنوع، بر دیگری یا بر خودشان پوشیده بود. «طفقا» یعنی آغاز کردند و «خصف» چون با «علی» متعدّی شده، به معنای به هم دوختن چیزهایی و نهادن آن بر جایی خواهد بود. ما دقيقاً نمي دانيم «سوءات» آدم و حوّا چگونه آشکار شد؟ ولی همين قدر مي دانيم كه پیش از تناول از درخت ممنوعه، شرمگاه آدم و حوا پوشیده بود و بعد آشکار شد و آن دو، برگ ها را به یکدیگر متصل کرده و با آن خود را پوشاندند. امّا آیا اثر طبیعی درخت این بود که وقتی از آن تناول کردند، این عیوب برایشان پدید آمد و یا این که پس از تناول از درخت، به شرمگاه خود توجّه پیدا کردند؟ برخی احتمال داده­اند که خوردن از میوه درخت ممنوعه موجب شد غریزه شهوت در انسان پدید آید و اندام مربوط به آن در بدن ظاهر گردد.[1]

میل به پوشش به ویژه پوشاندن شرمگاه مصداقی از مصادیق حیاست و علاوه بر آن که از نظر اخلاق اسلامی ارزش محسوب می­شود، از نظر فقه اسلامی و ادیان ابراهیمی نیز الزامی است. برخی دیگر از مصادیق حیا عبارتند از: 1ـ حیا در طرز پوشش و نوع لباس و پرهیز از لباس­های بدن نما یا چسبان یا کوتاه به ویژه برای زنان نزد نامحرم؛ 2ـ حیا در صدا کردن همسر و فرزندان؛ 3ـ حیا در هنگام عضب و ناراحتی و زمانی که انسان در تنگنا قرار می­گیرد؛ 4ـ حیا در روابط درون و بیرون خانواده و...

مطلب دوم:

برهنگی نتیجه و نشانه­ی فریب خوردن از شیطان است. خداوند سبحان زن و مرد را پوشیده خواسته تا حرمت شان محفوظ گردد و بنیان خانواده مستحکم شود:

يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ  (اعراف 26)

ای فرزندان آدم، برای شما جامه­ای فرستاديم تا شرمگاهتان را بپوشد و نيز جامه­ی زينت و جامه­ی پرهيزگاری از هر جامه­ای بهتر است و اين يکی ازآيات خداست، باشد که پند گيرند.

ترویج عریانی یکی از ضدّ ارزشهای عصر ماست. اخیرا هم برنامه­­ای به اسم «آدم در جستجوی حوا» در برخی از شبکه های تلویزیونی آلمان پخش می­شود که در تعارض آشکار با عفّت عمومی و بر خلاف ارزشهای اخلاقی ادیان و دروغ بستن به انبیاء عظام است، همان طور که در فیلم حضرت نوح نیز شاهد این گونه دروغ پردازیها و افتراء به انبیاء هستیم. یقینا اگر انبیاء الان حضور داشتند علیه ساختن این گونه فیلم ها شکایت می­کردند.

مطلب سوم:

چه عاملي موجب شد كه آدم و حوا در پي مخفي كردن عيب هاي خود برآيند؟ مگر انسان ديگري در آن جا حاضر بود و ايشان را مي ديد؟ آيا اين كار را از جايي آموخته بودند؟ تحلیل رفتار آدم و حوا در آیه شریفه نشان می­دهد كه اين رفتار فطری بوده است. چون هنوز دستور ديني، يا توصيه اي اخلاقي صادر نشده بود، فرهنگ يا سابقه رفتار گذشتگان نيز وجود نداشت. تنها تحليلي كه براي اين رفتار مي توان ارايه كرد، اين است كه از آشكار شدن زشتي و عيبشان احساس خوبی نداشتند و این احساس روانی و انفعالي كه ريشه در معرفتي فطري دارد همان چیزی است که «حيا» نام دارد. در اصطلاح منطق، این حالت از عرضی خاص انسان است که انسان را از حیوان متمایز می­سازد، چنان که امام صادق علیه السلام در روایتی به مفضل بن عمر می­فرمایند: آن خصلتی که خداوند ویژه انسان ها قرار داده و حیوانات از آن محرومند، حیاء است. در روايت دیگری آمده است: لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَه[2] کسي که حيا ندارد، ايمان ندارد. در روايتي ديگري نقل شده: الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرْنٍ فَإِذَا ذَهَبَ‏ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ‏ صَاحِبُه؛ ايمان و حيا با هم جفت هستند؛ اگر يکي از آنها برود، ديگري هم به همراهش مي رود.[3] پيامبر صلوات الله عليه ضمن وصاياي خود به جناب ابوذر مي فرمايند: يَا أَبَا ذَرٍّ،... أسْتَحی مِنَ اللَّهِ، فَإِنِّي وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَأَظَلُّ حِينَ أَذْهَبُ إِلَى الْغَائِطِ مُتَقَنِّعاً بِثَوْبِي‏ أَسْتَحِي مِنَ الْمَلَكَيْنِ اللَّذَيْنِ مَعِي؛ من به خاطر شرم از دو فرشته همراهم، هنگام قضاي حاجت سر و رويم را مي پوشانم.[4]

حيا برکات زیادی در زندگی معنوی و دنیایی دارد؛ تا جایی که باعث مي شود انسان مرتکب گناه نشود؛ دروغ نگوید، خلاف وعده عمل نکند؛ ظلم نکند و ... در دعاي بعد از زيارت امام رضا صلوات الله عليه آمده است: رَبِّ إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ‏ اسْتِغْفَارَحَيَاء؛ يعني خدايا من از اين که در حضور تو گناه کنم، خجالت مي کشم.

در روایت دیگر آمده است: اذا اراد اللّه عزّ و جل هلاک عبدٍ نزع منه الحیاء؛ اگر اراده خداوند بر این قرار بگیرد که کسی یا قومی را هلاک کند؛ یعنی به خاطر اعمال بدشان بخواهد آن ها را مؤاخذه نماید، حیاء را از ایشان می گیرد. (یعنی وقتی حیاء که از انسان گرفته شد، دیگرحیات حقیقی برای آنان مفهومی نخواهد داشت.[5]

پس حیا و عفاف برکات زیادی برای اشخاص و خانواده­ها دارد و از نظر اسلام لازم است حیا در تربیت خانوادگی مورد توجه قرار گیرد. امّا گاهی درباره­ی «حیا» اشکالاتی مطرح می شود که خوب است به آن اشاره کنیم. 

اشکال اوّل: برخی این طور تبلیغ می­کنند که حیا یک قید و بند بی جاست که آدمي خودش را از آن باید خلاص کند! جواب: «حيا» یک ابزار مثبت و مفید برای کنترل درونی است و باعث می­شود انسان نزد ديگران عيب خود را بپوشاند يا رفتار ناپسندی بروز ندهد تا مورد تحقیر دیگران قرار نگیرد.

اشکال دوم: برخی مي گويند: آدم با حيا و خجالتي انسان ضعيفي است كه اجتماعی نیست و قدرت دفاع از خودش را ندارد! جواب: بی عرضگی با حیا فرق دارد. احساسي که از آگاهي و توجه نسبت به عيب و نقص در آدمي به وجود مي آيد مي تواند عامل و انگيزه اي براي رفع عيب و نقص شود و انسان را به راه رشد و تعالي سوق دهد. از جناب سلمان فارسی نقل شده که در تمام عمر (حدود سیصد سال) از شدّت شرم و حیا هیچگاه به عورت نگاه نکرد. وقتی این درجه از حیا و شرم مثبت در کنار روحیه­ی اجتماعی وی به عنوان استاندار و یک سیاستمدار اسلامی قرار ­گیرد و مقایسه شود، یکی از معجزه­های تربیتی اسلام آشکار می­گردد.

اشکال سوم: برخی می­گویند: حیا چیزی خوبی نیست چون باعث می شود انسان مریضی یا مشکلات خود را بپوشاند و در صدد حل یا درمان آن بر نیاید. جواب: كوتاهي كردن در رفع عيب با حيای مثبت تفاوت دارد. شرم بی جا پسندیده نیست و حیاء مطلوب از افراط و تفریط به دور باشد.

اشکال چهارم: برخی می­گویند: بعضی از مصادیق حیا مانند خجالت از پرسش کردن باعث باقی ماندن در نادانی و در نتیجه عقب ماندگی می­شود. جواب: حدود حیا در شریعت بیان شده است و در ادبیات دینی پرسش عار نیست. در روایت هم آمده است: لا حیاء فی الدین؛ یعنی در پرسش از مسائل دینی یا انجام وظایف دینی جای خجالت نیست.

بنابراین، همه­ی اشکالات یاد شده ناشی از جهل یا غرض ورزی شیاطین است و همان طور که در حديث معراج ذکر شده: حیا برجسته ترين صفت اهل آخرت است.


[1] . (علامه مصباح، شرح حدیث معراج و شرح حدیث اباذر)

[2] . (الكافي، ج‏2، ص: 106، باب الحياء).

[3] . (الکافی، ج2، ص: 107)

[4] . (الأمالي للطوسي، ص )

[5] . (محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 291، روایت 10)


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :