ارسال به دوستان
کد خبر : 59085
تاریخ انتشار : 9/12/2014 5:28:51 PM

اسلام شناسی 124 ــ اسلام و شریعت 18

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 12.09.2014

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در این جلسه به جمع بندی مباحث اسلام و شریعت می­پردازیم. در جلسات پیشین این نتیجه به دست آمد که دین اسلام دارای شریعتی[1] جامع در همه زمان ها و مکانها و برای همه انسانهاست و دانش فقه نقش اصلی را برای بیان این شریعت جامع و فراگیر عهده دار است. لذا فقهاء با تلاش های بسیار زیاد، آن هم در سخت ترین شرائط درصدد بوده اند که احکام الهی را از منابع استنباطی به دست آورند و راه و قانون زندگی مسلمانی را نشان دهند. دست یابی به قواعد و ضوابط قوانین الهی باید با اجتهاد فقیهانه و عمیقانه صورت گیرد و این همان راه مطمئنی است که ما را به شریعت اسلام می رساند. علم فقه دانشی است که با چند علم دیگر مانند اخلاق، عرفان عملی و تربیت رابطه ای تنگاتنگ دارد و حتی بر یکدیگر به لحاظ نتیجه اثر می گذارند. البته به نظر می رسد باید و نباید در علم فقه تا پایان عمر این دنیایی مورد نیاز می باشد و نمی توان زمانی خود را از آن بی نیاز دانست. پس اگر انسانی درصدد آن است که خود را به کمال برساند، هر کدام از این علوم نقش تکمیلی را دارد. به عنوان مثال گفته شد که فضایل اخلاقی در استفاده بهتر از احکام فقهی نقش ایفا می کنند؛ مثلاً کسانی که از راستی، درستی و صداقت، عفت، بخشش، خضوع و خشوع برخوردارند، از اعمال عبادی که در شریعت مشخص شده است بیشتر بهره مند می شود. چه اینکه وجود رذائل اخلاقی  مانند دروغ، کینه، کبر و ... مانع بزرگی برای مقبولیت عمل خواهد بود. همین رابطه را در نسبت به تاثیر فقه در به وجود آوردن فضائل و دوری از رذائل می بینیم؛ زیرا اعمال عبادی، باعث می شود انسان از ارزشهای اخلاق بیشتری برخوردار گردد؛ به عنوان مثال اگر کسی نماز بخواند، همین نماز او را از فحشا و منکر دور می کند و اگر آداب نماز را بیشتر مورد توجه قرار دهد، آرامش او هم بیشتر خواهد بود و مرتبه این آرامش روحی چه بسا برای برخی انسانها دائمی و همیشگی خواهد بود. قرآن کریم هم بر این نکته تاکید می کند: «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري»[2] و در آیه دیگر می فرماید: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».[3]

در خصوص رابطه فقه با عرفان عملی هم موضوع به همین صورت است؛ عارف سالک با دقتهایی که در انجام احکام فقهی از خود نشان می دهد بهره اش از فقه بیشتر از دیگران خواهد بود. او با مراقبت های ویژه و محاسبه نفس، تلاش می کند از احکام استحبابی و هر آنچه که پیروی محض از خدای متعال را نتیجه دهد، قرب و نزدیکی معنوی خود را به خدای متعال در هر روز و لحظه افزایش دهد. عارف نیاز به شریعت اسلام را برای سلوک عارفانه خود تا پایان عمر ضروری می داند و لحظه ای از آن فاصله نمی گیرد.

میان دانش فقه و تربیت رابطه بسیار روشن تر است؛ زیرا تاثیر فقه در تربیت و شکوفا شدن استعدادها به قدری عمیق است که در انجام هر وظیفه شرعی این نتیجه تربیتی به دست می آید و بلکه فقه برای شکوفایی همه استعدادها و ظرفیتهای وجودی نقشی بی بدیلی دارد و تاثیرش بسیار برجسته خواهد بود.

در خصوص رابطه حق و تکلیف در شریعت اسلامی این نتیجه به دست آمد که هر جا تکلیف باشد حق هم خواهد بود و این دو نسبت به هم ملازمه دارند و دو روی یک سکه می باشند. البته این مطلب در رابطه با حق الناس بسیار واضح و روشن است؛ زیرا اگر فردی نسبت به کسی تکلیفی داشته باشد، آن دیگری حقی بر فرد اول خواهد داشت؛ مانند حق و تکلیف زن و شوهر و یا والدین نسبت به فرزند و بالعکس و یا رابطه میان مردم با حکومت و مانند آنها. اما احکامی که حق الله است مانند نماز، این طور نیست که تکلیف بر عهده انسانها سودی برای خدای متعال داشته باشد؛ بلکه خدای متعال برای هدایت انسانها بر همه آنها لطف نموده و از طریق پیامبرانش راه سعادت را نشان داده، در عین آنکه همه انسانها را از مواهب و نعمتهای وجودی بهره مند ساخته است. آنچه در این میان مهم می­باشد این است که تکالیف الهی در شریعت اسلام، الطاف الهی است که اگر وجود نداشت،  بشر مسیر زندگی خود را به درستی نمی شناخت.

از نکات قابل توجه اینکه همه مکلفین تا پایان عمر نیاز به شریعت دارند؛ حتی کسانی که به قرب الهی رسیدند نیز باید به تکالیف فردی و اجتماعی خود عمل کنند و بلکه آنان که درجات و مراتب کمال را طی کرده­اند به شریعت بیشتر نیازمندند؛ زیرا آنها مانند کسی هستند که پله های بسیاری را پیموده­اند. قطعا چنین فردی باید حفاظت بیشتری از خود داشته باشد؛ چون خطر بیشتری او را تهدید می کند. لذا در صورتی که کبر و عجب و خودپسندی در فرد ایجاد شود سقوط خواهد کرد.

از دیگر نکات مهم درباره شریعت آنست که باید به همه احکام و قوانین الهی توجه داشت تا تحلیل جامع و کاملی بتوان از آن ارائه داد. بی شک مجموعه احکام الهی و شریعت اسلام برای هدایت و راهنمایی انسانها است تا در مسیر انحراف قرار نگیرند و البته در صورتیکه انسانها تخلف کنند، باید جریمه آنرا پرداخت کنند که این در نظامهای اجتماعی امری طبیعی است. بنابراین در پاسخ کسانی که شریعت محوری اسلام را ترویج خشونت می دانند باید گفت که اینها با الفبای اسلام آشنا نیستند. البته آنانی که به نام اسلام ترویج خشونت می کنند بدون شک یا جاهلند و یا دست نشانده های مخالفان اسلام می باشند. به هر حال شریعت اسلام برای قانون شکنان و کسانی درصدد ایجاد هرج و مرج در جامعه هستند، مانند دیگر نظامهای اجتماعی مجازات گذاشته و این امر برای اینکه جوامع بشری به درستی مدیریت شود، معقول و ضروری است.

در رابطه با شریعت اسلام و اخلاق، عرفان عملی و تربیت مباحث دقیقی مطرح است و اجمالش آنست که شریعت به معنای دانش فقه که به شرح وظائف فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی مسلمانها می پردازد، رابطه ای تنگاتنگ با اخلاق و معنویت دارد و بلکه در حقیقت نوعی تعامل و تاثیرپذیری متقابل میان آنها وجود دارد؛ چه اینکه همین رابطه میان شریعت و عرفان عملی و تربیت وجود دارد و از نظر اسلام هر آنچه که به تحقق شخصیت انسان کمک می کند و نقش ایفا می نماید مانند عقاید، اخلاق و اعمال و به تعبیر دیگر جهان بینی و ارزشهای انسانی اعم از اخلاقیات و کردار رابطه ای منطقی با یکدیگر دارند که در جای خود با عنوان رابطه بایدها و هست ها و یا جهان بینی و ایدئولوژی به نحو تفصیل درباره آن مباحثی مطرح می باشد. پس همه اینها در تکوین شخصیت انسان و تکامل به سوی فلسفه آفرینش کمک می کند.

نتیجه مباحث درباره دیدگاه اسلام در حوزه شریعت آنست که شریعت به معنای مجموعه قوانین و ضوابط زندگی برای مشخص کردن رسالت زندگی جزء دین  اسلام است و از عوامل مهم تشکیل دهنده شخصیت انسان به شمار می رود و خداوند ، توسط پیامبر اکرم(ص) قانون و راه برای ما مشخص نمود تا انسان در مسیر گمراهی قرار نگیرد و آدمیان در مسیر سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت قرار گیرند و خود را به مقصد نهایی از خلقت که قرب الهی و مظهریت جلال و جمال الهی برسانند.

 



[1] . واژه شریعت، گاه بر کل دین و گاه بر بخشی از دین که وظیفه بیان حق و تکلیف را بر عهده  دارد اطلاق می گردد و در بحث ما معنای دوم ارائه شده است.

[2].  طه(20)؛ آیه: 14 ‏

[3]. الرعد(13)؛ آیه: 28   


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :