ارسال به دوستان
کد خبر : 60716
تاریخ انتشار : 10/5/2014 2:14:12 PM

گزارش مراسم اقامه نماز عید سعید قربان

همزمان با حلول عید سعید قربان ، مسلمانان مقیم هامبورگ با ملیتهای مختلف در روز یکشنبه 5 اکتبر 2014 در مسجد جامع امام علی (ع) مرکز اسلامی هامبورگ ، نماز عید قربان را به امامت آیت الله رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ به جای آوردند. این مراسم معنوی با تلاوت کلام الله مجید آغاز شد و پس از آن حاضران با تکبیر و تهلیل الهی که از مستحبات این روز بزرگ می باشد ،  به استقبال نماز عید قربان رفتند .

لازم به ذکر است این مراسم به طور زنده در سایت مرکز اسلامی هامبورگ برای علاقه مندان پخش گردید.



پس از اقامه نماز عید قربان، آیت الله رمضانی خطبه های نماز عید را به شرح ذیل ایراد نمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 
عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.





هرگاه از عید قربان سخن به میان می آید، آموزه های پیامبر حنیف حضرت ابراهیم خلیل الرحمن در ذهن خطور می کند. این پیامبر بزرگ از یک سو با ابتلائات سخت و سنگین مواجه بود و از سوئی دیگر پیروزیهای در این ابتلائات به دست آورد که همه آنها می تواند برای موحدان و خداپرستان عالم درس و پیام باشد؛ درس همت و تلاش، اخلاص و بندگی، امامت و سرپرستی امت، مبارزه با شرک و بتپرستی. در نتیجه آن معمار توحید و اخلاص الگوئی بزرگ برای همه انسانهاست.
حاجیانی که در این ایام در سرزمین منی حضور می یابند، برای رسیدن به باطن و اسرار و اعمال آن باید داستان آن پیامبر بزرگ خدا را مرور کنند و خود نیز در زندگی شان در آن مسیر را سلوک و صعود نمایند تا پس از بازگشت از این زیارت بزرگ، در وطن خود آموزگار توحید و بندگی شوند و زهد و اخلاص را در عمر باقیمانده بیشتر تجربه کنند؛ زیرا حاجی با مشاهده صحرای عرفات، مشعر و منی با محشری مواجه می شود و به صورت طبیعی به فطرت توحید بازگشت می نماید و نمونه ای از صحرای محشر را خصوصا در مشعر با درنگ چند ساعته تجربه می کند و به یاد مرگ و سوال و حضور در محکمه الهی می افتد. کمی به خود می آید و شاید کمی هم حسرت بخورد که چرا عمر را صرف دنیای بدون خدا نموده است و سالهایی از عمر را بدون تهذیب و تزکیه گذرانده است. در این صحنه ها با رجوع به فطرت هر کسی به قدر ظرفیت خود ظهوری از تجلیات حقتعالی را مشاهده می نماید و با حال خوبی که به او داده می شود با ساحت قدسی خلوتی می کند و آن لحظات را بهترین زمان عمر خود می داند. از خدای بزرگ می خواهد که همیشه بر آن حال بماند. زمزمه دعای عرفه به او معرفتی نو از خود در جهان و خدا می دهد، آنجا که به این زمزمه می رسد: «أيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ مَتَى‏ غِبْتَ‏ حَتَّى تَحْتَاجَ إِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الْآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ إِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لَا تَزَالُ [تَرَاكَ‏] عَلَيْهَا رَقِيبا وَ خَسَرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيبا؛ چه موجودی روشن تر از تو هست تا در پرتو روشنایی او تو را بیابم؟ تو کی پنهان بوده ای تا در دنیا دلیل و راهنمایی در طلبت برآیم؟ کی تو دور بوده ای تا با نشان و علامت رو به سوی تو آییم؟ کور باد آن چشمی که تو را ناظر و مراقب خود نبیند. زیانکار و بی بهره باد آن بنده ای که حظی از محبتت نگیرد».



در این فراز احساس بسیار عجیبی برای انسان بوجود می آید و خود را در محضر حقتعالی نزدیک می بیند. این لحظه ها است که انسان متوجه این حقیقت می شود که چرا عمر خود را به بطالت گذرانده است. اهمیت این توجه را خدای متعال یادآور می شود آنجا که می فرماید: «فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ... از عرفات که کوچ کردید در مشعرالحرام به یاد خدا باشید».
وقتی به مشعر الحرام که فضای تاریک است حضور می یابید، صدایی جز صدای خداجویی از اطراف و جوانب آن وادی به گوش نمی رسد. بی شک آنجا دیگر جای خواب نیست، بلکه باید به تهجد و شب زنده داری خود را مشغول سازند تا از شهر خدائی بوئی خدایی ببرد و آنرا به عنوان سوغات به وطن خود همراه داشته باشد و به هر که به حضورش به عنوان زائر بیت الله می آید، با حقیقت جانش منتقل و منتشر نماید.
یاد و خاطره همه آن صحنه ها آدمی را در مسیر سلوک  بندگی و توجه به حق قرار می دهد و صفا و نورانیتی را به انسان می دهد و همه مناطق اسلام با حضور حاجیان رنگ خدائی می گیرد. مدتی از سیل عظیم حضور موحدان از همه ملیتها سخن می گویند، از عظمت طواف، عرفات، مشعر و منی رمی جمرات و حضور میلیونی حاجیان که همه در تقویت روابط میان همه ملتها با تنوع فرهنگها تاثیر می گذارد.


 اما در روز قربان به این درس بزرگ توجه می کند که هر کسی اگر بخواهد به بارگاه توحید راه یابد باید از هر نوع تعلق و وابستگی جدا شود؛ زیرا آدمی به اندازه انقطاع از تعلق به دنیا در نزد خدای متعال قرب و منزلت پیدا می کند و اگر به کمال ا لانقطاع برسد به عنوان بنده مخلص خدای بزرگ به منطقه و حوزه توحید راه می یابد و عاشقانه و مومنانه معشوق و محبوب حقیقی را بندگی می کند؛ همانطور که جناب ابراهیم چنین کرده است. او با رویای صادقه آموخت که باید از تعلق و وابستگی به اسماعیل که امانت الهی است بگذرد تا معلم توحید برای همگان گردد. آنگاه که در این ابتلاء و دیگر ابتلائات موفق شد، سمت امامت و رهبری و مقام خلّت و دوستی به او اعطاء گردید. جناب ابراهیم پس از این از بیشترین تجلیات جمالی و جلالی بهره گشت و خود را برای همگان الگو ساخت. به همین جهت همه کسانی که به کتب آسمانی و پیامبران الهی معتقدند، خود را از پیروان ابراهیم حنیف می دانند و از این رو ادیان ابراهیمی عنوانیست برای ادیان بزرگ آسمانی و این بزرگترین پاداشی است که خدای متعال در این دنیا به آن پیامبر بزرگ داده است. عید قربان در حقیقت مبارزه و ستیز میان تمایلات نفسانی و شیطانی و اراده تشریعی خدای متعال است. بنده حقیقی با انتخاب اطاعت و بندگی خدا با هر نوع تمایل ستیز می کند و خود را در مسیر بندگی قرار می دهد. عید قربان روز حضور در دانشگاه بزرگ توحید و وصول به قرب و منزلت الهی است. عید قربان روز اقتدار معنوی انسانهای سالک برای مبارزه با وسوسه های شیطانی است. عید قربان روز تجربه بهشت دنیائی با کنار گذاردن همه تعلقات و وابستگی ها است.













نظر شما



نمایش غیر عمومی