ارسال به دوستان
کد خبر : 60922
تاریخ انتشار : 10/10/2014 6:23:14 PM

خانواده در قرآن 10 (توبه و نیایش خانوادگی)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریخ: 10.10.2014



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه ( جزء من دعاء الإفتتاح ) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

در قرآن کریم، نیایش خانوادگی با خداوند سبحان و طلب بخشایش از درگاه او راز ماندگاری و کلید خوشبختی خانواده است.

ابتدا میلاد با سعادت امام علی النقی الهادی علیه السلام را تبریک عرض می­کنم. موضوع کلّی بحث، «خانواده در قرآن» بود. داستان زندگی اوّلین خانواده را از قرآن کریم دنبال می­کردیم تا از آن درس­ها و پندهایی برای خانواده­ها برگیریم. بحث این هفته «توبه و نیایش خانوادگی» است. ان شاء الله این سلسله مباحث موجب گردد بایدها و نبایدهای دیگری از خانواده را تحت راهنمایی­های قرآن و عترت طاهره بیاموزیم. در آیاتی از کلام الله می­فرماید:

فَتَلَقَّى آَدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (البقره/ 37) قَالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا (اعراف/23) ثم اجتباه فتاب علیه و هدی (طه 122)

سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت نمود و [خدا] بر او ببخشود آرى، او [ست كه‏] توبه‏پذيرِ مهربان است.

مقدّمه: آیات یاد شده مربوط به زمانی است که خانواده­ی نوبنیاد آدم و حوا علیهما السلام به طمع جاه و رفاه دائمی، عهد الهی را فراموش کرده، فریب وسوسه­ی شیطان را خورد و در نتیجه توفیق اقامت بیشتر در بهشت را از دست دادند و خود را به زحمت و مشقت انداختند. در حقیقت اعتماد نسبت به وسوسه­های شیطان نه تنها برای این خانواده نتیجه­ی مثبتی نداشت، بلکه مورد ملامت خداوند سبحان نیز قرار گرفتند. یکی دیگر از نتایج تلخ وسوسه، از هم پاشیدن خانواده­ی کوچک و خوشبخت آدم و حوا بود که بعد از هبوط به زمین، یکدیگر را گم کردند.

آیات یاد شده اشاره به پشمانی آدم و حوا دارد. ظاهرا این پشیمانی یا لااقل، اوّلین آثار پشیمانی بلافاصله رخ داد و هر چه که می­گذشت پشیمانی آنان بیشتر و بیشتر می­شد. امّا اثر طبیعی خوردن از درخت منهیه، اجتناب ناپذیر بود و به محض خوردن از آن، امکان ادامه حضور در بهشت از دست رفت. به هر حال، به تصریح آیه سوره اعراف، آدم و حوا هر دو پشیمان شدند و به دنبال توبه بودند که در نهایت موفق به توبه می­شوند و مورد مرحمت خدای سبحان قرار می­گیرند و حتی به خاطر این توبه­ی واقعی، خداوند سبحان حضرت آدم را انتخاب کرد و او را برگزید و خوشبختی و شادی بار دیگر به این خانواده بازگشت.

مطلب اوّل:

«تلقّى» یعنی «دريافت داشت». «كلمات» جمع «كلمه» است و «التّوّاب» مبالغه به ‏معناى «بسيار توبه‏پذير» است. «توبه» گاهی به بنده نسبت داده می شود و گاهی به خدای سبحان. توبه از سوی بنده به معنای پشیمانی از گذشته و توبه از سوی خدا به معنای اعطای توفیق بازگشت به بندگان در ابتدا و قبول توبه­ی بندگان بعد از پشمانی آنان است. پس «فتاب عليه» یعنی خدا ابتدا توفيق بازگشت و توبه را به حضرت آدم ـ و البته همچنین حضرت حوا ـ ارزانى فرمود و بعد هم توبه را پذيرفت.

توبه بعد از انجام خطا یک امر فطری است، چنان که حضرت آدم پس از وسوسه‏هاى شيطان و لغزشى كه پديد آمد، براثر حقجويى و به انگيزه بازگشت به سوی حق، به نيايش توبه کرد و به نیایش نشست. البته توبه از هرگناه و حرامی واجب است، همانگونه كه توبه از ترك واجب نيز لازم است، ولی توبه از انجام مکروه و ترک مستحب، مستحب است.

می­بینیم که پس از پذیرش توبه آدم از سوی خداوند، دیگر گناه اوّلیه­ای وجود ندارد تا کسی بخواهد بابت گناه آدم فدا شود. و اگر هم گناهی بوده هر کس تنها در مقابل عمل اختیاری خودش مسؤول است. به علاوه اساسا آنچه از آدم و حوا رخ داد گناه به معنای کار حرام نبوده بلکه به معنای ترک اولی و توبه او هم یک توبه مستحب بود.

مطلب دوم:

قرآن کریم در گزارش فشرده­ی خود از سرگذشت آدم، چگونگى مراحل بازگشت او را یک به یک ذکر نفرموده است. امّا در برخی از روایات آمده:

آدم و حوا علیهم السلام وقتی که از بهشت دنیا خارج شدند، در سرزمین مکّه فرود آمدند. حضرت آدم بر کوه صفا در کنار کعبه، هبوط کرد و در آن جا سکونت گزید و از این رو آن کوه را صفا گویند که آدم صفی الله (برگزیده­ی خدا) در آن جا وارد شد. حضرت حوا بر روی کوه مروه (که نزدیک کوه صفا است) فرود آمد و در آن جا سکونت گزید. آن کوه را از این رو مروه گویند که مرئه (یعنی زن که منظور حوا باشد) در آن سکونت نمود.

طبق روايت امام صادق علیه السلام آدم علی نبیّنا و آله و علیه السلام پس از خروج از بهشت و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود. جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد: چرا گريه مي­كني اي آدم؟ گفت: چگونه مي­توانم گريه نكنم در حالي­كه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است. گفت: اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد. گفت: چگونه توبه كنم؟ جبرئيل در روز هشتم ذي­حجّه (یوم الترویه) آدم را به سرزمین مني برد تا شب را آنجا بماند و صبح روز بعد (روز عرفه) به صحراي عرفات رفت و به تعلیم جبرئيل عصر عرفه غسل كرد و پس از نماز عصر، در عرفات وقوف کرد و به تعبیر قرآن کریم «كلمات» و الفاظی را از پروردگار دريافت كرد.

در اینجا برخی معتقدند کلماتی که به حضرت آدم القا شد از جنس الفاظ و اصوات نبوده بلکه با زبان حال یا به صورت یک نجوای درونی به همراه برخی اعمال بوده؛ چرا که در آن زمان هنوز آدم سخن گفتن نیاموخته بود. آنها معتقدند جناب آدم با عمل خود یعنی با دویدن بین صفا و مروه، مکنونات قلبی خود و پشیمانی و توبه به درگاه الهی را ابراز کرد و صفا و مروه نیز به همین دلیل شعائر الهی شمرده شده­اند: (ان الصفا والمروة من شعائر الله). و این نظیر کاربرد واژه­ی «کلمه» در مورد حضرت عیسی است که خداوند سبحان او را کلمه ­نامید، فی قوله تعالي (انما المسيح عيسي ابن مريم رسول الله وكلمته القاها ....).

مطلب دوم:

طبق روایات، و نیز به تصریح قرآن کریم، «كلمات» که در آیه شریفه به آن اشاره شده از جنس الفاظ نیز بوده و این خانواده با نیایش به درگاه الهی توبه کردند. این که متن نیایش­های آنان چه بود؟ اقوالی مطرح است:

« قَالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ» (اعراف/23)

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك لا الهَ الاّ اَنْتْ  عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي اِغْفرلي اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ؛

اللّهم لا اله الّا انت سبحانك و بحمدك، ربّ انّى ظلمت نفسى فتب علىّ انّك انت ‏التّوّاب‏ الرّحيم؛

سبحان‏اللَّه والحمدللَّه و لا اله الّااللَّه واللَّه‏اكبر؛

5 ـ در روايات بسيارى نقل شده كه آدم به ‏هنگام ندامت و بازگشت به‏سوى خدا، نامهاى بزرگ و پرشكوهى را بر عرش نگريست و از حقيقت آنها پرسيد. پيام آمد كه: اينها نامهاى محبوب‏ترين و برترين بندگان خداست. از ابن عباس روایت شده که گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره­ی کلماتی که آدم از پروردگارش دریافت نمود و خداوند توبه او را پذیرفت پرسیدم، فرمود: از خداوند به حق محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین درخواست کرد که توبه او را بپذیرد و خداوند هم پذیرفت. (کشف الغمه، ج1، ص465؛ العمده، ص 379)

مطلب چهارم:

نیایش و راز و نیاز به درگاه الهی و طلب بخشایش به خاطر کوتاهی­ها در امر بندگی یکی از نیازهای معنوی حفظ بنیان خانواده و از عوامل استحکام خانواده ها و کلید خوشبختی خانواده­هاست. مخصوصا نیایش­ دسته جمعی همان طور که پدرمان آدم و مادرمان حوا، یک صدا از خداوند طلب بخشایش کردند و عرض کردند: گفتند: «پروردگارا، ما بر خويشتن ستم كرديم، و اگر بر ما نبخشايى و به ما رحم نكنى، مسلماً از زيانكاران خواهيم بود».

مطلب پنجم:

توبه و پشمانی آدم و حوا سبب خوشبختی مجدّد آنان شد. شایسته است انسان مؤمن و عاقل، چه مرد و چه زن، به خصوص در فضای خانواده با عمل و با زبان خود، مسؤولیت اشتباهات خود را بپذیرد و درصدد جبران برآید. این که برخی می­گویند: «حرف یک کلام است»، در همه جا صادق نیست؛ چون مؤمن هر گاه فهمید اشتباه کرده باید از حرف غلطش برگردد و پشیمان شود و در صدد جبران بر­آید؛ زیرا اصرار بر حرف غلط و راه غلط، اشتباهی بزرگ­تر خواهد بود. کم نیستند خانواده­هایی که یکی از زن یا مرد خطایی مرتکب می­شود و با کلّه شقّی و خود داری از پذیرفتن اشتباه و عدم عذرخواهی، کار را به جاهای باریک می­کشانند. و این خود یکی دیگر از مکاید شیطان و نقاط ضعف شخصیتی و نفسانی انسان است که اجازه نمی دهد انسان در برابر خطایش عذر بخواهد. اگر در خانواده که نخستین نهاد اجتماعی است، عذر خواهی در برابر خطای گذشته تمرین و تجربه نشود، جامعه عائله­ی بشری به مشکلاتی دچار می شو که امروزه متأسفانه شاهد هستیم.

لذا می بینیم کسانی که تروریست­های سازمان یافته را پروراندند و به جان مردم منطقه انداختند و امروز غرور و خود بزرگ بینی به آنان اجازه نمی­دهد از عائله­ی بشری عذر خواهی کنند. و اگر هم جسته و گریخته چیزی می گویند خیلی زود تحت فشارها از آن بر می گردند. 

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی