ارسال به دوستان
کد خبر : 61298
تاریخ انتشار : 10/17/2014 4:30:48 PM

اسلام شناسی 128 ــ اسلام و حقوق بشر4

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 17.10.2014


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

مباحث فراوانی درباره واژه حق از نظر لغوی و اصطلاحی مطرح است که باید به صورت تخصصی درباره آن سخن به میان آید. امّا چون غرض اصلی طرح مباحث، ارائه مسائل مهم حقوق بشر از دیدگاه اسلام است، بیشتر به مباحث اصلی و محتوایی پرداخته می شود و از طرح مباحث مقدماتی که خیلی به نتیجه بحث کمک نمی کند صرف نظر می شود. از این رو از طرح مباحثی مانند فرق میان حق و ملک، حق و حکم، و یا مباحثی چون حق اختصاص اولویت، مالکیت و یا تقسیماتی مانند حق طبیعی و وضعی، در مجموعه نوشتار و گفتار ما که به لحاظ سطح و نوع مخاطبان هر صنف و گروه و ملیتی را شامل می شود پرهیز می گردد.  البته در جای خود باید به شکل تفصیلی به این مباحث پرداخت تا همه زوایای بحث مورد دقت و توجه قرار گیرد.

یادآوری این نکته نیز ضروری است که برای اصطلاح حق که در «علم حقوق» مطرح است، تعریف متعارف منطقی که ماهیت این واژه را بیان کند نمی توان ارائه داد؛ چون این واژه از مفاهیم اعتباری در اجتماع است و تعابیری مانند «مقررات اجتماعی» برای آن خیلی رسا و روشن نیست. در عین حال می توان از الفاظی استفاده کرد که این مفهوم را شرح بیشتری بدهد و بر همین اساس برخی از صاحب نظران «حقوق» را در اصطلاح اینگونه تعریف کرده اند: «حقوق عبارت است از مجموعه قوانین و مقررات اجتماعی که از سوی خدای انسان و جهان برای برقراری نظم و قسط و عدل در جامعه بشری تدوین می شود تا سعادت جامعه را تامین سازد».

به نظر می رسد این تعریف در برابر تعاریف دیگر از جامعیت بیشتر از منظر دینی برخوردار است.  بر این اساس چه بسا بتوان نتیجه گرفت که حقوق و احکام الهی به یکدیگر باز می گردد. با این بیان اگر گفته می شود حقوق به احکام بازگشت می نماید، به این معنا است که گرچه انسان مثلا دارای حق آزادی است و به هیچ وجه نمی تواند آنرا از خود سلب کند، اما به واسطه این موهبت الهی، احکامی برای انسان ثابت می شود. در حقیقت انسانی که محق است و آزادی برای او مقرر شده است، حکم و وظیفه ای بر عهده دارد و که باید این حق را حفظ کند و نمی تواند آن را از خدا جدا سازد. لذا اگر چه آزادی و حیات و... به صورت حق انسان جلوه می کنند، اما روح این حقوق در مکتب دین حکم خداست. به عنوان مثال همانطور که انسان باید از آب و هوای سالم بهره ببرد و حق ندارد که خود را از این دو محروم سازد، به همین سان موظف است از حقوقی که خداوند برایش معین فرموده است استفاده کند.

اما معنای بازگشت احکام به حقوق این است که خداوند برای آنکه انسانها را به کمال برساند بایدها و نبایدهایی به نام احکام بر او لازم کرده است. در حقیقت روح این احکام همان حق کمال یابی انسان است. لذا همان طور که انسان نمی تواند آن حقوق را از خود سلب کند، این احکام را نیز نمی تواند کنار گذارد. بنابراین همانطور که در بحث شریعت و قانون الهی گذشت ریشه احکام در حقیقت به مصالح و مفاسد در رابطه با انسان بر می گردد و می توان نتیجه گرفت که روح احکام را حقوق الهی و بشری تشکیل می دهد و در قرآن حقیقت دین متن حق و عین صراط است؛ چه این که در آیه شریفه آمده است: « هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ».[1]

یادآوری رابطه و پیوند انسان با جهان تکوینی برای روشن شدن حقیقت مطالب ضروریست است؛ یعنی احکام و دستورات الهی بر اساس این پیوند تنظیم شده است و لذا روح این مقررات اعتباری به آن حقایق عینی بر می گردد. به همین جهت احکام دینی صرف یک قرارداد عادی و اعتبار اجتماعی نیست که با هر نوع تغییر نظمی قابل فسخ باشد، بلکه توحید زیربنای همه حقوق انسان به شمار می رود و خدای متعال با این قوانین اراده کرده است که حق را احیا کند و باطل را بردارد؛ چه اینکه در آیه شریفه آمده است «وَ يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ»[2] و در جای دیگر فرموده است: « لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ».[3] به نظر می رسد تعبیر «حق» برای عنوان دادن اهل دوزخ در آیه شریفه «حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ»[4] فقط برای این نیست که عذاب برای آن ثابت است، بلکه به این جهت است که این عذاب برای آنها در دنیا که متجاوز بودند به جا است، گرچه خوشایند آنها نباشد و لذا هم بهشت برای کسانی که گرایش به حق دارند و هم جهنم برای کسانی که گرایش به باطل دارند به جا و به حق است و هر کدام شایسته همان پاداشی هستند که به آنها داده شده است: « فَريقاً هَدى‏ وَ فَريقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ..[5]

لذا از تعبیر خود آیه هم استفاده می شود آنان که گمراه شدند و خود را تباه ساختند، به دست خود بوده است نه دیگری؛ پس هر وضعیتی که برای آنها به وجود آمده است، ساخته و پرداخته خود آنان است. آنچه که از مباحث پیشن به دست آمده این است که رابطه تنگاتنگی میان احکام الهی و حقوق بشر با تفسیری که ارائه گردید وجود دارد. لذا مهم آن است که جایگاه انسان و رابطه آن با جهان آفرینش از یک سو و خدا و حق از سوی دیگر روشن گردد؛ زیرا نظام تشریعی حق بر اساس نظام تکوینی حق بوده و در حقیقت بر یکدیگر منطبق هستند و دست یابی به حقوق همه جانبه برای بشر به این است که احکام الهی به صورت دقیق شناخته و اجراء گردد.




[1].  التوبة(9)؛ آیه: 33  

[2].  الأنفال(8)؛ آیه: 7 

[3].  الأنفال(8)؛ آیه: 8  

[4].  «قالَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ». القصص(28)؛ آیه: 63  

[5].  الأعراف(7)؛ آیه: 30  


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :