ارسال به دوستان
کد خبر : 63735
تاریخ انتشار : 11/28/2014 3:14:53 PM

اسلام شناسی 129 / اسلام و حقوق بشر 5

از نظر اسلام برای تعیین حقوق بشر باید جوهر و گوهر آدمی مورد توجّه قرار گیرد. به تعبیر دیگر فلسفه حیات انسان با ویژگی های خاصّ او تحلیل و بررسی شود و همه زوایای وجودی انسان مورد توجه قرار گیرد
خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 28.11.2014



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از بحث های مهمّی که باید درباره آن دقّت زیادی داشت اینست که چه کسی یا کسانی حقّ دارند که حقوق بشر را تعیین کنند. بسیار روشن است که حقّ مانند آداب و رسوم و سنّت های ملّی نیست که از اعتباریات محض شمرده شود، زیرا این نوع امور نمی تواند برای همه بشریت به عنوان یک امر مشترک در نظر گرفته شود، یعنی هر ملّتی و بلکه هر قوم و قبیله ای به خاطر شرائط و موقعیت های مختلف از آداب و رسوم خاصّ خود پیروی می کند امّا وقتی سخن از حقوق بشر به میان می آید معنایش آنست همۀ مردم جهان می توانند پیامی مشترک، یکسان و اصیل داشته باشند، به گونه ای که همه می توانند آنرا قانون همه ملّت ها بدانند. لذا حقوق بشر نمی تواند از اعتباریّات محض ـ که با عرف وعادت می توان آن را شناخت و یا آن را تغییر داد ـ باشد؛ بلکه حقوق بشر باید به گونه ای باشد که نزد همه مورد قبول قرار گیرد.

از نظر اسلام برای تعیین حقوق بشر باید جوهر و گوهر آدمی مورد توجّه قرار گیرد. به تعبیر دیگر فلسفه حیات انسان با ویژگی های خاصّ او تحلیل و بررسی شود و همه زوایای وجودی انسان مورد توجه قرار گیرد و خواسته های متنوع اعم از خواسته های مادّی و معنوی، فردی و اجتماعی و ... که همان خواسته های مشترک میان بشریّت است، در مواد حقوق بشر درج گردد. از این رو شناخت انسان و ابعاد وجودی او از مهم ترین اموری است که در تدوین حقوق بشر لازم و ضروری است. لذا اگر تنها با توجه به بعضی از این ابعاد، حقوق بشر تدوین گردد، به طور قطع این حقوق بشر، جامع و کامل نخواهد بود.

بررسی و کنکاش در این موضوع این سوال مهمّ را در بر دارد که از چه راهی می توان انسان را شناخت و به ابعاد وجودی او پی برد و اصل و فرع انسان را دانست؟ آیا فرد خاصی و یا صرفا جمعی از حقوق­دانان می توانند این ادّعای بزرگ را داشته باشند که ما توانستیم همه زوایای وجودی انسان و جایگاه حقوقی شایسته او را بدست آورده و سپس به تدوین اساسنامه حقوق بشر پرداختیم؟

بسیار واضح و روشن است که این یک بحث علمی و آکادمی است و امروزه هم باید به صورت جدّی به آن پرداخت. گرچه در دنیای امروز با اعلامیه های جهانی حقوق بشر مواجه ایم و چه بسا به واسطۀ شناخت درست نسبت به برخی ابعاد وجودی موادّ قابل دفاعی دربارۀ حقوق بشر تدوین شده است ولی هنوز جای نقد و بررسی و اظهار نظر علمی در این زمینه وجود دارد.

البته ما درصدد هستیم که از منظر درون دینی به بررسی موضوع حقوق بشر بپردازیم و لذا در ابتدا کلّیات بحث حقوق بشر را مورد اشاره قرار می دهیم.

جای هیچ شکی نیست که برای تدوین حقوق بشر ما به یک « منبع » مشترک نیازمندیم. با این معنا اگر به دنبال این هستیم که حقوق بشر را به صورت حقیقی و واقعی به دست آوریم، لازم است برای تدوین آن یک قانون اساسی جهانی داشته باشیم. چه اینکه در تدوین قوانین داخلی کشورها، قانونگزار موظّف است بر پایۀ یک قانون اساسی واحد، قوانین داخل هر کشوری را تدوین نماید. لذا توجّه به یک قانون اساسی جهانی می تواند به ما کمک کند تا در تدوین قوانین مربوط به حقوق بشر توفیق بیشتری داشته باشیم. به عنوان مثال اگر بخواهیم به مباحثی چون حقوق زنان، حقوق کارگران و یا حقوق پناهندگان بپردازیم باید در مرحله اول، اصول اساسی حاکم بر حقوق بشر، که مورد اتفاق همۀ مردم جهان است را بدست آوریم و آنگاه تک تک مواد مربوط به آن مباحث و موضوعات را تدوین نمائیم.

بی شک در این اصول کلّی اختلاف زبانی، قومی و قبیلگی و یا آداب و رسوم و رنگ پوست و مانند اینها مطرح نخواهد بود؛ زیرا بحث حقوق بشر بحث از حقوق هر انسانی، بدون در نظر گرفتن این اختلافات است و بلکه آن قوانین مربوط به همه انسان ها از هر رنگ و نژاد خواهد بود و ملاک ارزش ها در پایبندی به آن موادّ حقوقی است که همه باید به آن ملتزم باشند.

البته مباحث حقوق شهروندی و رابطه آن با حاکمیت در هر کشوری می تواند بر اساس همان کلیات تدوین شود ولی آنچه در همه این اصول و فروع حقوق بشر مشترک است، اصل کرامت همۀ انسان ها بر اساس تعریف صحیح و دقیق و عمیق از انسان است. لذا قرآن کریم اصل کرامت را به عنوان اصل الاصول در حقوق بشر دانسته و می فرماید: «ان اکرمکم عندالله اتقیکم»[1].

همچنین خدای متعال قانون اساسی زندگی و کتاب اصلی انسان شناسی و هدایت بشریت یعنی قرآن را با صفت «کریم» معرفی می کند ( قرآن کریم) و پیامبرانی را که برای دفاع از حقوق انسان ها ارسال کرده با عنوان «رسول کریم» مطرح نموده است. چه اینکه فرشتگانی که مامور این پیام رسانی از جانب خدای متعال به پیامبران بوده اند را با عنوان «کراماً برره» شناسانده است و از همه مهم تر اینکه خدائی که بساط دفاع از گوهر جان آدمیان را پهن نموده به عنوان «خدای اکرم» معرفی شده است و «ربک الاکرم الذی علم با لقلم».



[1] . حجرات، 13.


نظر شما



نمایش غیر عمومی