ارسال به دوستان
کد خبر : 66264
تاریخ انتشار : 1/13/2015 1:13:48 PM

پیامبر رحمت

پیامبر اسلام(ص) در همه حالات زندگی خود پیام محبت و صلح و دوستی را به بشریت تعلیم می دهد. هیچگاه از خشونت و ارعاب در سیره پیامبر(ص) چیزی را نمی توان یافت و لذا اینکه عده ای به نام اسلام و پیامبر(ص) درصدد ترویج خشونت و وحشت در جامعه هستند، هیچ نسبتی با حقیقت اسلام و رفتار پیامبر اکرم(ص) ندارد.

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 09.01.2015


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

با توجه به اینکه امروز روز ولادت پیامبر رحمت، حضرت محمّد(ص) می باشد و برای همه مسلمانان و بلکه همه پیروان ادیان آسمانی و حتّی پیروان ادیان غیر الهی مبارک است، خطبه این هفته را درباره آن پیامبر مهر و عطوفت و رحمت اختصاص می دهیم. امید است که همه ما بتوانیم پیرو آن پیامبر راستین صلح و دوستی باشیم؛ زیرا خدای متعال آن حضرت را به عنوان الگوی تمام عیار حق معرفی می کند و می فرماید: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».[1]

ولادت آن حضرت در عام الفیل در سال 570 میلادی در شهر مکه و از نسلی پاک بوده است. مادرش آمنه دختر «وهب بن عبد مناف» و پدر بزرگوارش «عبدالله بن عبدالمطلب»، هر دو از نسلی موحد و پاک بوده اند. بر اساس تاریخ قطعی، در زمان ولادتش حوادث مهمی رخ داد که شاید حکایت از «بیدارباش» برای پیشرفت و ترقی انسانها بوده است؛ حوادثی چون:

- لرزیدن کاخ انوشیروان و فرو ریختن چهارده کنگره آن

 - خاموش شدن آتشکده فارس که هزار سال زبانه می­کشید 

- خشکیدن دریاچه ساوه و ...

 در روایتی معتبر از امام صادق(ع) روایت شد که رسول اسلام در قرآن کریم دارای ده نام است: محمّد[2]، احمد[3]، عبدالله[4]، طه[5]، یس[6]، نون[7]، مزمل[8]، مدثر[9]، رسول[10]، مذکّر[11].  برخی از علماء اسامی دیگری را نیز بر اساس اوصافی که برای پیامبر اکرم (ص) در قرآن آمده است استخراج کرده­اند. در کودکی پدر و مادرش را از دست داد و یتیمی را در زندگی خود تجربه کرد. قرآن کریم به همین نکته اشاره کرده: «أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتيماً فَآوى‏».[12] تا پیش از بعثت در نزدم مردم با لقب «امین» شناخته می شد و خدای متعال به جهت شایستگی های منحصر آن حضرت، او را در سن 40 سالگی به پیامبری مبعوث نمود.

 بی شک همه ابعاد وجودی پیامبر(ص) برای مسلمانان می تواند درس و پیام داشته باشد. اما در این فرصت به سیره پیامبر اشاره می شود تا در زندگی عملی ما بیشتر مورد توجّه قرار گیرد. آنچه در ابتدا اشاره به آن ضروریست این نکته است که همه مقامات و درجات پیامبر اکرم(ص) به واسطه مقام عبودیت و بندگی آن حضرت حاصل شده است. او به دلیل همین بندگی، صاحب مقام ولایت و رسالت و نبوت و امامت گردید و آخرین پیامبر اولوالعزم و صاحب شریعت شد و دینی که آورد برای همه انسانها بوده  و جهانی است: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ»[13]

 آنچه در تمام مراحل زندگی آن حضرت ظهور و آشکار گردید، رأفت و مهربانی و مدارای او با مردم بود. آن حضرت با همین روش توانست مردمی را که بدترین فرهنگ را داشتند جذب نماید و مسیر بندگی را به آنان بیاموزد.  لذا آن حضرت بهترین معلم و مربّی هدایت بشر بود و با روش و سلوک عملی خود انسانها را به اخلاق و معنویت فرا خواند.  برای ما بسیار مهم است که به همه ابعاد زندگی آنحضرت توجه داشته باشیم. لذا تلاش می شود گوشه هایی از ابعاد مختلف سیره آنحضرت مورد اشاره قرار گیرد.

توجّه به این نکته ضروریست که اساس سیره پیامبر(ص) بر مبنای اعتقاد به توحید است و خدای متعال با کلمه «قل» این سیره را به پیامبرش آموزش می دهد و می فرماید: « قُلْ لَنْ يُصيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛[14] بگو هیچ گاه جز آنچه خداوند برای ما مقرر داشته است به ما نمی رسد. او سرور ماست و مومنان باید تنها بر خدای متعال توکل کنند».

در سیره پیامبر اکرم(ص) رابطه با خداوند مهمترین رابطه و اصل در زندگی است و به همین جهت آن حضرت به هر آنچه که این رابطه را توسعه دهد اهتمام می ورزد و به آن توجّه عمیق دارد. لذا راز و نیاز با خداوند برای پیامبر رحمت که همه چیز خود را از خدای متعال دارد، در تمام مراحل زندگی ایشان مهم است. او خدای متعال را بر اساس عشق و معرفت خالصانه عبادت می کند و با او راز و نیاز می نماید. در روایت است: « كَانَ النَّبِيُّ إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ يَرْبَدُّ وَجْهُهُ‏ خَوْفاً مِنَ‏ اللَّه‏؛[15]پیامبر خدا(ص) هرگاه به نماز می ایستاد از خوف خداوند رنگ از چهره اش می پرید».  وقت نماز که می شد هر گفتگویی را قطع می کرد و فقط با خدا سخن می گفت لذا نقل شده: « كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يُحَدِّثُنَا وَ نُحَدِّثُهُ فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلَاةُ فَكَأَنَّهُ لَمْ‏ يَعْرِفْنَا وَ لَمْ‏ نَعْرِفْهُ‏؛[16]رسول خدا چنین بود که با ما مشغول صحبت و گفتگو بود، چون وقت نماز می رسید گویا نه او ما را می شناخته و نه ما او را می شناسیم».

آن حضرت از همه به خدا عارف تر و عاشق تر بود و به راز و نیاز با خدا مشتاق تر بوده است و به خلوت خود با خدا توجّه جدّی و عمیق داشته و زمانی را به آن اختصاص می داد و در هیچ زمانی خلوتش را تعطیل نمی کرد. آنقدر به نماز که معراج مومن واقعی است توجّه داشت که برای آن انتظار می کشید و شوقش برای عبادت افزون می شد و چشم به راه رسیدن وقت نماز بوده: « کانَ النَّبِیُّ یَنتَظِرُ وَقتَ الصَّلاةِ وَ یَشتَدُّ شَوقُهُ وَ یَتَرَقَّبُ دُخُولَهُ».[17]

آن حضرت افتخارش این بود که بنده ترین بندگان خداست و لذا نسبت به همه حتّی کودکان متواضع بود و در سلام بر آنان پیشی می گرفت و بر کسی فخر نمی فروخت و تکبر نمی ورزید. نقل شده مردی خدمت آن حضرت آمد و هنگام سخن گفتن با پیامبر(ص) خود را باخت و به لرزه و لکنت زبان افتاد. پیامبر(ص) او را دلداری داد و فرمود: «هَوِّنْ عَلَيْكَ فَلَسْتُ‏ بِمَلِكٍ‏ إِنَّمَا أَنَا ابْنُ امْرَأَةٍ كَانَتْ تَأْكُلُ الْقَدَّ؛[18] آرام باش و آرام گیر، من که پادشاه نیستم. من فرزند زنی هستم که قدّ (غذای ساده مثل اشکنه) می خورد».

آنقدر حضرت خود را عادی و معمولی نشان می داد تا هیبت او از جاذبه اش نکاهد و مردم در او چهره یک حاکم مقتدر نبینند، بلکه او را پدر امّت و پیامبر رئوف و مهربان از جانب خدا بدانند. آن حضرت در هر زمانی چه هنگام خوابیدن، یا بیدار شدن، هنگام آمادگی برای نماز شب، در کنار سفره و بعد از غذا، هنگام سفر همواره در دل و زبان به یاد خدا بود و در حقیقت خدا محبوب و معشوق حقیقی آن حضرت بود و تمام حالات آن حضرت انسان را به یاد حق، حقیقت و خدا می انداخت. بزرگترین وظیفه پیامبر (ص) هم همین بود که بشر را با خدای مهربان آشنا کند تا در زندگی خود احساس آرامش و امنیت داشته باشد.

آن حضرت در نظافت، زیبایی و آراستگی اسوه و الگو بود؛ همیشه خود را در آینه نگاه می کرد و موی سر خود را شانه می زد و گاهی هم به جای آینه در ظرف آب نگاه می کرد و موی سر خود را مرتب می ساخت. علاوه بر اینکه خود را برای خانواده آراسته و مهیا می کرد، برای برادران دینی هم خود را می آراست: « وَ كَانَ يَنْظُرُ فِي الْمِرْآةِ وَ يُرَجِّلُ جُمَّتَهُ وَ يَمْتَشِطُ وَ رُبَّمَا نَظَرَ فِي الْمَاءِ وَ سَوَّى جُمَّتَهُ فِيهِ وَ لَقَدْ كَانَ يَتَجَمَّلُ لِأَصْحَابِهِ فَضْلًا عَلَى تَجَمُّلِهِ لِأَهْلِهِ‏».[19] آن حضرت خود را معطر می ساخت و بدنش را همیشه پاکیزه و نظیف می کرد و دندان خود را چه قبل از خواب و چه بعد از خواب مسواک می زد.[20] چه اینکه در پوشش لباس هم در عین حال که ساده پوش بود، اما همیشه تمیز بود.

سیره آن حضرت در خصوص خانواده برای همه می تواند الگو و اسوه باشد؛ زیرا ازدواج در نزد پیامبر بنیان و پیمانی مهمی است که خدای متعال آنرا دوست دارد.[21] چه اینکه طلاق و جدائی بدترین و منفورترین چیز نزد او بوده است. آن حضرت بر اساس آموزۀ قرآن کریم ازدواج را از آیه ها و نشانه های حقتعالی می دانست: «وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ».[22] چه اینکه بر اساس درک از این آیه دو عامل «محبت» و «گذشت» در ایجاد الفت و پیوند بین دو همسر و ایجاد تفاهم به عنوان نقش محوری دانسته شده است.

آن حضرت نسبت به زنان و کودکان مهربان ترین بود: « کانَ رَسُولُ اللهِ أَرحَمُ النَّاسِ بِالنِّساءِ و الصِّبیانِ»[23] و همیشه سفارش می کرد که به همسر خود نیکوکارتر باشید: « خِيَارُكُمْ‏ خِيَارُكُمْ‏ لِنِسَائِهِم‏»[24]و در بعضی اوقات با آنان شوخی می کرد و هیچگاه در خانه خشک و عبوس نبود: « كَانَ رسول الله يَمْزَحُ‏ وَ لَا يَقُولُ إِلَّا حَقّا».[25] چه اینکه هیچگاه چیزی را بر آنان تحمیل نمی کرد و آنها را به زحمت نمی انداخت و می فرمود: « أنا وَ أتقياءُ أمَّتي بَراءٌ مِنَ‏ التَّكلُّفِ؛[26]من و پیروان فضیلت خواه از امتم از تحمیل کار و کلفت به دیگران بیزار هستیم». در حقیقت کانون خانواده از نظر پیامبر اکرم(ص) باید سرشار از عشق، مودت، صفا، صمیمت، انس و آرامش و به دور از هر نوع نزاع و مشاجره و اختلاف و درگیری باشد.

در خصوص سیره آن حضرت در تربیت کودکان می فرمود: « أَكْرِمُوا أَوْلَادَكُمْ‏ »[27] و سفارش هائی را درباره کودکان داشتند. از جمله اینکه کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنان رئوف و مهربان باشید.[28]  در جای دیگر فرمود به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با آنها معاشرت کنید.[29] درباره حقوق فرزندان والدین سفارش های دقیق و کاملی را فرمودند.

رفتارهای اجتماعی پیامبر(ص) که حکایت از نوع دوستی و انسان دوستی حضرت دارد، برای همه  مخصوصاً افراد در این زمان می توان الگو اسوه باشد. آن حضرت با مردم با محبت رفتار می کرد و با تبسم کلام خود را القاء می کرد: « کانَ اکثرُ النَّاسِ تَبَسُّماً و ضِحکاً فی وجُوهِ اصحابِه».[30] بیش از همه، لبخند داشت و در روی یارانش خنده می کرد و  با خوش رفتاری از آنان احوال پرسی می کرد و گاهی وقتی چند روز یاران خود را نمی دید از حالشان می پرسید و به خانه آنها سر می زد. امیرالمومنین(ع) درباره پیامبر اکرم(ص) می فرمود: « كَانَ رَسُولُ اللَّهِ إِذَا فَقَدَ الرَّجُلَ مِنْ إِخْوَانِهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ سَأَلَ عَنْهُ فَإِنْ‏ كَانَ‏ غَائِباً دَعَا لَهُ وَ إِنْ كَانَ شَاهِداً زَارَهُ وَ إِنْ كَانَ مَرِيضاً عَادَهُ؛[31] هرگاه کسی از برادران دینی اش را سه روز نمی یافت سراغ او را می گرفت؛ پس اگر غایب و در سفر بود برایش دعا می کرد. اگر شاهد و حاضر در شهر بود به دیدارش می شتافت و اگر بیمار بود به عیادتش می رفت».

آن حضرت در میان مردم و با مردم زندگی می کرد و در سطح مردم سخن می گفت و با اخلاق کریمانه اش حالات همه مردم را مراعات می کرد. با سعه صدری که داشت نسبت به ناملایمات و نسبت به حرفهای تند دیگران صبوری می کرد و با لبخند می گذشت. آن حضرت بر اساس اصولی که در اسلام وجود داشت برخورد می کرد و هیچگاه اجازه نمی داد که به کسی خیانت شود و یا حقوق دیگران مورد تجاوز قرار گیرد و نیز اجازه نمی داد که به کسی ظلم شود و یا ظلم از کسی پذیرفته گردد و بلکه همگان را یادآوری می کرد که به کسی ظلم نشود و ظلم هم پذیرفته نگردد.

اگر مسلمانان در ابعاد دیگر نیز سیره پیامبر اکرم(ص) را مورد مطالعه قرار دهند و بر اساس آن عمل کنند، بی شک در مقام عمل پیروی خود از پیامبرش را نشان داده و همان باعث می شود که همه از آثار تربیتی حقیقت اسلام بهره مند شوند.

البته یادآوری این نکته ضروری است که پیامبر اسلام(ص) در همه حالات زندگی خود پیام محبت و صلح و دوستی را به بشریت تعلیم می دهد. هیچگاه از خشونت و ارعاب در سیره پیامبر(ص) چیزی را نمی توان یافت و لذا اینکه عده ای به نام اسلام و پیامبر(ص) درصدد ترویج خشونت و وحشت در جامعه هستند، هیچ نسبتی با حقیقت اسلام و رفتار پیامبر اکرم(ص) ندارد. البته همه علمای اسلام از شیعه و سنی روش اسلام ستیزانه آنان را محکوم کرده و حکم به تبری و جدایی از آنها دادند.

امید است جامعه اسلامی بر اساس آموزه های دقیق پیامبر(ص) خود را به رفتار و اخلاق نبوی آراسته کنند و با عمل به سیره علمی و عملی پیامبر(ص)، مسلمان بودن خود را نشان دهند تا همه بشریت دوستی و مدارا و محبت و معرفت و حکمت را در جامعه امروز بشری که از هر زمانی به آن بیشتر نیازمند است، تجربه نمایند و با تلاش همدیگر ریشه هر نوع ظلم به بشر ریشه کن گردد.



[1] . احزاب(33)؛ آیه 21

[2] . «وَ مَا محُمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ...». آل عمران(3)؛ آیه: 144

[3] . «َ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ يَأْتىِ مِن بَعْدِى اسمْهُ أَحْمَدُ ». صف(61)؛ آیه: 6

[4] . «وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً» .الجن(72)؛ آیه: 19  

[5] . طه(20)؛ آیه: 1

[6] . یس،(36)؛ آیه:1

[7] .  قلم(68)؛ آیه: 1

[8] . «يَأَيهُّا الْمُزَّمِّل‏». مزمل(73)؛ آیه: 1

[9] . «يَأَيهُّا الْمُدَّثِّر». مدثر(74)؛ آیه: 1

[10] . « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ». اعراف(7)؛ آیه: 157

[11] . « إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّر». الغاشیه(88)؛ آیه: 21

[12] . الضحى(93)؛ آیه: 6 

.[13] سبأ (34)؛ آیه: 28  

[14] . التوبة(9)؛ آیه:51  

[15] . بحارالانوار؛ ج: 81، ص: 248

[16] . همان، ج: 67؛ ص: 400

[17] . سنن النبی، ص 248، حدیث 257.

[18] . بحارالانوار، ج 16، ص 229.

[19] . همان؛ ص: 249

[20] . همان؛ ص: 253

[21] . « مَا بُنِيَ فِي الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ‏ التَّزْوِيجِ‏». همان؛ ج: 100؛ ص: 222

[22] . روم (30)؛ آیه: 21.

[23] . المحجة البیضاء؛ ج: 3، ص: 18

[24] .همان

[25] . همان

[26] . همان؛ ص: 366

[27] . وسائل الشیعه؛ ج: 21، ص: 476

[28] . المحجة البیضاء؛ ج:3، ص: 443

[29] . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج: ‏15 ؛ ص: 168

[30] . المحجة البیضاء، ج: 4، ص: 134

[31] . بحار الأنوار؛ ج:‏16، ص: 233


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :