ارسال به دوستان
کد خبر : 66481
تاریخ انتشار : 1/16/2015 4:30:38 PM

اسلام شناسی 134 ــ اسلام و حقوق بشر 10

به نظر می رسد گمشده امروزه جامعه انسانی، اخلاق دینی است. اخلاق متکی بر آموزه های دینی، رابطه میان انسان و خدا را به مرحله ای از رشد می رساند که انسان با باور الهی، زندگی پاک انسانی را تجربه می نماید.

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 16.01.2015



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از مباحث مهمی که در بحث حقوق بشر باید به آن اشاره نمود، نقش اخلاق و بایدها و نبایدهای آن در تنظیم حقوق بشر است. به عنوان مقدمه یادآوری می شود که برخی از دانشمندان اسلامی مانند مرحوم نراقی، اخلاق را نوعی علم دانسته و می نویسد: «علم اخلاق دانش صفات مهلكه و منجيه و چگونگي موصوف شدن و متخلق گرديدن به صفات نجات بخش و رها شدن از صفت هلاك كننده مي باشد».[1] از میان دانشمندان غربی نیز اشخاصی مانند «ژکس»، اخلاق را نوعی علم می داند و می گوید «علم اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی به آن گونه که باید باشد».[2]

برخی از حقوقدانان در تعریف حقوق آورده اند «مجموع قواعد الزامی حاکم بر روابط افراد جامعه» و در تبیین این معنا از حقوق می­گوید «حقوق، مجموع مقرراتی است که بر اشخاص از این جهت که در اجتماع هستند حکومت می کند».[3] لذا می توان حقوق را مجموع قواعد زندگی انسانها دانست که باید بر روابط اجتماعی مردم حکومت کند و به دلیل آنکه قانون است، لازم الاجراء می­باشد.

در مباحث اولیه اشاره گردید که حقوق بشر مجموعه قواعد، ضوابط، قوانین و مقررات اجتماعی در رابطه با انسان است که با رعایت آنها، همه انسانها به دلیل داشتن کرامت ذاتی، به خواسته های به حق خود برسند.

نکته­ای که دانستن آن ضروری می­باشد آن است که اخلاق، رابطه ای عمیق و تنگاتنگ با حقوق دارد؛ به گونه ای که برخی مانند «ژرژ ریپر» استاد نامدار حقوق در فرانسه، در کتاب «قاعده اخلاقی در تعهدات مدنی» بر رابطه نزدیک میان اخلاق و حقوق تاکید ورزیده است. البته اسلام با توجّه به اهمیتی که برای اخلاق و حقوق قائل است، بر ارتباط دقیق و تنگاتنگ آنها زیاد تأکید نموده است.

اگر مروری پیرامون قلمرو این دو انجام گیرد، رابطۀ آنها بیشتر روشن می گردد. در این بخش فقط اشاره­ای به آن می گردد. بسیاری از قواعد اخلاقی به عنوان قواعد حقوقی نیز شمرده می شود مانند قواعد و مقرراتی که تجاوز به جان و مال و ناموس را جرم می شمارند و در اخلاق به عنوان بدترین رذیلت های اخلاقی شمرده می شود. یا قاعده وفای به عهد و عدم جواز دارا شدن غیر عادلانه.

همچنین برخی قواعد اخلاقی، به طور مطلق در قانون مورد اشاره قرار نگرفته، امّا در بعضی از اَشکال به عنوان یک «حق» قابل پی گیری است. به عنوان مثال دروغ­گویی در اخلاق به عنوان کلید زشتی­ها و رذیلت­ها دانسته شده است ـ «جُعِلَتِ‏ الْخَبَائِثُ‏ فِي‏ بَيْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْكَذِبُ»[4] به همین دلیل، آدم دروغگو هیچ منزلت اجتماعی ندارد ـ ولی در نظام حقوقی متداول دروغ گفتن، به صورت مطلق جرم دانسته نشده است. البتّه در شرائط خاص مثل شهادت و سوگند، دروغ به عنوان جرم شمرده می شود.

همچنین برخی از قواعد حقوقی مانند مقررات حمل و نقل، نخست تصوّر می شود که هیچ ارتباطی با حوزه اخلاق ندارد و حال آنکه اگر خوب دقت شود، این نتیجه به دست می آید که این امور نیز اخلاقی است؛ زیرا نتیجه آنها خیر، سعادت و منفعت عمومی است و تحقق منفعت عمومی جزء قواعد اخلاقی است.

همچنین باید گفت که در حوزه اخلاق اجتماعی، مصالح عامه انسانها از نظر اسلام از اهمیت ویژه ای برخوردار است و آیات قرآن کریم به قواعد اخلاقی اجتماعی مانند عفو، ایثار، معاشرت نیک با انسانها، امانتداری، صداقت و داشتن روحیه تعاون و همدلی و همگرایی و همفکری تأکید خاص نموده است.

نکته دیگری که درباره رابطه میان اخلاق و حقوق بشر می توان اظهار نمود آن است که اخلاق زیربنای حقوق بشر است. در صورتیکه جامعه بشری به تربیت اخلاقی اهتمام بورزد و در مقام عمل به رفتار اخلاقی و ارزشی آراسته شود، همۀ مسائل حقوقی به درستی استیفاء شود. البته نباید به دانش اخلاقی و یا صرفاً علم اخلاق اکتفا نمود؛ بلکه پرداختن به سلوک اخلاقی و تهذیب و تعلیم اخلاق عملی، از بایسته های امروزه جامعه بشری است. (اگرچه مکارم و رفتارهای اخلاقی، در هر زمانی از تاریخ حیات و زندگی بشر و در هر عرصه ای از مسائل فردی و شخصی گرفته تا مسائل خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، امری پسندیده و ممدوح بوده است.)

به نظر می رسد گمشده امروزه جامعه انسانی، اخلاق دینی است. اخلاق متکی بر آموزه های دینی، رابطه میان انسان و خدا را به مرحله ای از رشد می رساند که انسان با باور الهی، زندگی پاک انسانی را تجربه می نماید. خصوصاً در عصری که ما در آن زندگی می کنیم که علم و ارتباطات و فضای سایبری و مجازی، ممکن است انسان را به موجودی زیاده خواه، راحت طلب، سیطره جو، قدرت طلب، اباحیگر تبدیل نماید که به راحتی ارزشهای انسانی و بشری را زیر پا بگذارد و باعث گردد که حقوق خود و دیگران پایمال شود.

 



[1] . نراقی، محمد مهدی، جامع السعادات ترجمه تهران انتشارات حکمت، 1363، ج 1، ص 85

[2] . ژکس، فلسفه اخلاق، حکمت عملی، ترجمه سید ابوالقاسم پورحسینی، تهران، امیرکبیر، 1362، ص 18.

[3] . کاتوزیان، ناصر، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1376، ص 15.

[4] . بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج:‏69 ؛ ص:263



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :