ارسال به دوستان
کد خبر : 67446
تاریخ انتشار : 1/30/2015 5:37:20 PM

اسلام شناسی 136 ــ اسلام و حقوق بشر 12

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 30.01.2015



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

حقوق بشر در اسلام متکّی بر اصولی است که برای همه آن اصول دلیل و استدلال وجود دارد. این اصول باید در محلّ مناسب خود به طور مفصّل مورد بحث قرار گیرد و ما این اصول ـ که در اصطلاح به آنها اصول موضوعه گفته می شود ـ را مورد بحث قرار نمی دهیم، ولی گزارشی مختصر از آنها بیان کرده تا ارتباط میان مباحث روشن تر و منطقی تر باشد.

اصول موضوعه حقوق بشر اسلامی

أ. خلقت، نظامی معنادار

یکی از اصول موضوعه که حقوق بشر اسلامی بر آن متکّی می­باشد آن است که جهان و انسان در یک نظام توحیدی معنادار آفریده شده و هیچ چیز در این نظام عبث و بیهوده آفریده نشده است. قرآن کریم درباره جهان هستی می فرماید:

« وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقّ؛[1] ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آن دو است، جز بحق نيافريديم ‏». همچنین از آنجایی که انسان دارای جایگاه و ارزش ویژه­ای در نظام خلقت می­باشد فرموده است:

« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ ؛[2] آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده‏ايم، و بسوى ما باز نمى‏گرديد؟ »

 دلیل اینکه همه موجودات برای مقصود و غرضی آفریده شده اند آن است که آفرینندۀ همه این موجودات خدای علیم حکیم است که هر چیزی را بر اساس حکمت می­آفریند. از این رو خلقت و آفرینش هر موجودی در نظام احسن است؛ به این معنا که هر موجودی با توجه به علم مطلق و محیط خداوند متعال به همان  شکلی که بایسته و شایسته است آفریده شده است. بر خلاف مواردی که سازنده، علم محدود نسبت به آفریده دارد و به همین جهت در ساخت های بعدی نمونه بهتر و برتر را با امکانات جدید می سازد. امّا خدای متعال در خلقت هر موجودی نمونه احسن و برتر را آفریده است.

ب. ادراه خلقت بر اساس تربیت الهی

از جمله اموری که به عنوان «اصل موضوعی» پذیرفته شده این است که نظام هستی با تربیت خدای متعال مدیریت می شود و در حقیقت ربّ نظام هستی، همان خالق و آفرینندۀ نظام حکیمانه است. لذا خدای متعال رب و پروردگار همه عوالم هستی است و هیچ چیز از ربوبیّت حقتعالی خارج نیست. در نتیجه انسان به عنوان یک مخلوق احسن و یا برترین مخلوق، با ربوبیّت خدای متعال به هستی خود ادامه می دهد.

البته نظام توحیدی اینگونه اقتضاء و حکم می نماید که هر موجودی از جمله انسان هم در آفرینش و هم در بقاء و دوام هستی خود، به حق تعالی تکیه نموده و به ربّ مطلق نیازمند است؛ زیرا هر آنچه که ما سوای حق متعال است، از نظر وجود و هستی، عبد و بنده خدای هستی است و محال است که پدیده ای از عبودیّت تکوینی خداوند خارج باشد.

نتیجه دو اصل پیشین این خواهد بود که هر قاعده و ضابطه تکوینی دربارۀ هر موجودی، بر اساس حکمت حکیمانه خدای متعال استوار است. البته اینکه ما به حکمت برخی موجودات پی نبردیم به این معنا نیست که آنها دارای حکمت نباشند؛ بلکه در جای خود ثابت شده است که هر پدیده ای دارای حکمت و غایتی است و غایت هر موجودی به قدر و ظرفیت همان موجود است که هر کدام برای خود تعریف خاصّی دارد. پس هر موجودی در مسیر کمال خود در حال حرکت می باشد. البته انسان در میان همۀ مخلوقات از جایگاه خاص و ویژه ای برخوردار است و به همین جهت کمال نهایی او هم بسیار بالا است.

ج. ترکیب انسان از جسم و روح

 اصل دیگر مهم پذیرفته شده این است که انسان یک موجود مادّی صرف نیست؛ بلکه افزون بر جسم و تن، از حقیقتی به نام نفس و روح برخوردار است که جایگاه او را ویژه ساخته و بلکه به او ابدیّت داده است. بر این اساس او یک موجود مادی که فقط در مسیر تغییرات مادّی باشد نیست؛ زیرا این ابعاد محدود و متناهی و زوال پذیر است؛ اما آنچه که باعث شده انسان رنگ جاودانگی به خودش بگیرد روح و جان او است و به همین جهت در مفاهیم دینی از پاداش رفتار و عمل انسان در دنیا و آخرت سخن به میان آمده و برای او وظائف و تکالیف خاصّی مشخص شده است و قانون ویژه ای دربارۀ زندگی انسان در نظر گرفته شده است. این بحث در موضوع فرجام شناسی(معادشناسی) به صورت دقیق و عمیق مستدل شده است که انسان در عالم آخرت مهمان عقیده و اخلاق و اندیشۀ و عمل خویش می باشد.

د. کرامت انسان

از مجموع آنچه تاکنون گذشت به یک اصل موضوعی دیگر می رسیم و آن در حقیقت اصل الاصول حقوق بشر، یعنی کرامت انسان است. انسان از حرمتی بس عظیم برخوردار است و باید این حریم به درستی شناخته شود و در همۀ مواد حقوق بشر مورد تاکید قرار گیرد. غفلت از این اصل مهم باعث می شود که هیچگاه آدمیان به حقوق جامع و کامل خود نرسند و این همان است که خدای حکیم به عنوان ربّ و پروردگار انسان، در حقیقت و جوهر انسان قرار داده است.

چنانکه فرمود: « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ ؛[3] همانا فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم ».

البته این ارزش که در حقیقت در جان و روح آدمیان به ودیعه نهاده شده، باید جنبۀ عملی به خود بگیرد و لذا در تدوین حقوق بشر باید لحاظ گردد؛ زیرا اگر همه پذیرفتند که انسانها از گوهری کریم و ارزشمند برخوردار است، باید باور کنند که اموری چون آرامش، امنیت و... از حقوق اولیه او خواهد بود و این حقوق هم باید به گونه ای تفسیر شود که با کرامت وی سازگار باشد. باید دانست که خدای متعال مدافع این کرامت عظیم برای آدمیان است. به همین جهت پس از آفرینش این گوهر کرامت، محور ابلیس را مورد خطاب می دهد و می فرماید:

«قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ [4]؛ گفت: اى ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟! آيا تكبّر كردى يا از برترينها بودى؟!».

به همین جهت ابلیس را که کبر خود را آشکار کرده بود، رانده و او را از جایگاهی که بود اخراج کرده و تا همیشه حیات بشر از محضر قدس خود دور ساخته است. از همین نکته باید بسیاری از مسائل مربوط به انسان روشن شود. هر کسی هم باید جایگاه خود را مرور نماید و در سعی و تلاش باشد که در همان مسیر پاک برای رسیدن به هدف مقدس قرار دهد.

آیات دربارۀ تکریم انسان و نافرمانی ابلیس در قرآن فراوان است و به جاست همواره انسان آنرا مرور کند و خود را در معرض آن دشمن قسم خورده قرار ندهد و از صراط مستقیم انسانی خود را منحرف نسازد.


 



[1] . الحجر(15)؛ آیه: 85  

[2] . المؤمنون(23)؛ آیه: 115  

[3] . اسرا(17)؛ آیه: 70

[4] . ص(38)؛ آیه: 75


نظر شما



نمایش غیر عمومی