ارسال به دوستان
کد خبر : 71260
تاریخ انتشار : 3/13/2015 5:08:19 PM

خانواده در قرآن کریم 15 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

عفّت، هم برای زن است و هم برای مرد
خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی
تاریخ: 13.03.2015



بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

« قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ و َالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ»  المومنون/1ـ5

مقدّمه:

سخن درباره­ی «خانواده در قرآن کریم» بود و «برکات و آثار مثبت خانواده داری »را بررسی می­کردیم. گفتیم اوّلین برکت خانواده داری اطاعت امر الهی، به دست آوردن رضای خدای سبحان و کسب اجر معنوی است. برکت دوم آرامش و آسایش جسمی روحی و روانی بود. سپس از سومین برکت خانواده داری با عنوان موّدت، رحمت و تجربه­ی عشق پاک سخن گفتیم. «برکت عفاف و پاکدامنی » چهارمین اثر مثبت خانواده داری بود که باید درباره­ی آن بیشتر سخن بگوییم.

مطلب اوّل: ارتباطات ساختارمند برای حفظ عفّت

قرآن کریم تلاش دارد برای برقرار عفّت ارتباطات ساختارمند بین زن و مرد در چارچوبه­ی معیّن به وجود آورد و از ارتباطات بی­ضابطه مردان و زنان که عامل تباهی و فساد است جلوگیری ­کند. البته به طورى كه قرآن كريم بدان اشاره مى كند[1]، روابط خارج از چاچوب متعارف در همه­ی شريعت­هاى آسمانى نهى شده است؛ چه در ميان يهود، و چه در بین مسیحیان، آنگونه که از انجيل­ها هم برمى­آيد. قرآن کریم در پاره­ای از آیات، بعد از برشمردن عفّت و پاکدامنی به عنوان صفات مؤمنین، نظام خانواده و همسرداری را که بر اساس عقد ازدواج یا قرارداد قانونی به وجود می­آید به عنوان محدوده­ی مجاز و شرعی آن اعلام می­کند، از جمله در آیاتی که تلاوت شد می­فرماید:

«به تحقيق رستگار شدند مؤمنان، آنان که در نمازشان خشوع می­ورزند و آنان که از بيهوده اعراض می­کنند و آنان که زکات را می پردازند و آنان که شرمگاه خود را نگه می­دارند؛ مگر در مورد همسرانشان يا زنانی که متعلّق به آنهاست، كه در اين صورت بر آنان نكوهشى نيست. و کسانی که غير از اين بجويند از حدّ خويش تجاوز کرده­اند.»

اشکال: کلمه­ی «زنانی که متعلّق به آنهاست» در سوره­ی المعارج آیات 29 و 30 و سوره­ی المؤمنون آیه 1 تا 7 به کنیزان و بردگان می­باشد و علاوه بر تأیید برده­داری، به مسلمانان اجازه داده که بدون عقد ازدواج با بردگان زن خود رابطه­ی جنسی داشته باشند.

جواب: اوّلاً برده­داری یک مسأله­ی تاریخی است و سابقه­ی آن به خیلی پیش­تر از اسلام بر می­گردد و در جوامع مختلف از جمله در در جاهلیت عرب در اعماق فکر و اجتماع آنان ریشه دوانده بود تا جایی که امروزه نیز متأسفانه در دنیای مدرن، روح برده داری یعنی استثمار و بهره کشی از انسان­ها به شکل­های مختلف در قالب­های جدید و بروز سازی شده، وجود دارد. امّا تاریخ اسلام نشان می­دهد که برده داری و کنیز داری به هیچ وجه یک سنّت اسلامی نیست؛ بلکه اسلام با شیوه­­های سیستمی و روش­های قانونی با تعریف حقوق با آن مبارزه کرد. در حقیقت اسلام با شیوه­ای نرم، حکیمانه و خردمندانه با این مسأله برخورد کرد، به گونه­ای که به تدریج در جهان اسلام، قرن­ها پیش از تحوّلات فرهنگی اروپا و آمریکا، بساط برده­داری از میان بر افتاد.

ثانیاً، در همان زمان صدر اسلام که هنوز در جریان جنگ­ با دشمنان خارجی زنانی که به جنگ با اسلام آمده بودند اسیر می­شدند، مسأله­ی ارتباط با آنان بدون اجرای هیچ عقد جایز نبود؛ و طی عقد قرار داد جامع و به صورت ساختارمند و ضابطه­مند در چارچوب قانونی و شناخته شده نفقه و بقیه­ی شرایط و حقوق انسانی تأمین و لحاظ شده بود. اینکه در مورد آنان کلمه­ی «زوجه» (جفت) به کار نرفته گویا اشاره به همین جهت است که چنین چیزی یک امر غیر راهبردی است و برنامه­ی اصلی و مهم­ترین طرح اسلام، تأکید و تشویق به ازدواج، همسرداری و حفظ خانواده است.

مطلب دوم: سه رویکرد نسبت به عفّت

از نظر علمای اخلاق در کتاب­هایی مانند معراج السعاده، «عفّت» در کنار شجاعت، حکمت و اعتدال از چهار فضیلت اخلاقی اصلی و ریشه­ای می­باشد. عفّت حدّ وسط بین خط تفریطی «خمود» و خط افراطی «شهوت» می­باشد. گستره­ی وسیعی از فضائل و ارزش­های اخلاقی از عفّت نشأت و سرچشمه می­گیرد.

به طور کلّی در طول تاریخ در برابر دو مسأله­ی عفّت و شهوت رویکردهای مختلفی دیده می­شود، که عمدتا در سه گروه تفریطی، افراطی و اعتدالی قابل دسته بندی می­باشد:

1ـ مرتاضان و تارکان دنیا: آنان از اساس با قوه­ی شهویه مبارزه می­کنند و خواستار خاموش ساختن این نیرو در درون انسان هستند؛ چرا که معتقدند تمام شر و بدبختی فرد و جامعه­ی بشری از تن دادن به شهوت شروع می­شود و لذا باید از اساس با آن برخورد سلبی و منفی نمود تا نور عفّت در انسان بر افروخته گردد.

نقد: قوه­ی شهوت بخشی از حقایق طبیعی و خدادادی وجود انسان است و مبارزه با طبیعت بر خلاف مسیر تعیین شده­ و هدفمند آفرینش می­باشد و از این رو حرکتی غیر عاقلانه و تفریطی است.

2ـ شهوت گرایان: آنان آزادی­های فردی را به صورت بی حد و حصر در نظر گرفته و با هر گونه عفّت و پاکدامنی مخالفت می­ورزند؛ چرا که به زعم آنان بی بند و باری در اعمال شهوات مهار گسیخته مصداقی از آزادی است، در حالی که پاکدامنی محدود کننده­ی انسان به شمار می­رود.

نقد: چنین معنایی از آزادی، موجب اسارت انسان در دام تمایلات نفسانی سخیف می­گردد و پر و بال مرغ معنویت و اخلاق را می­بندد و امکان پرواز و حضور در عالم انسانی را از فرد و جامعه سلب می­کند. این نظریه به قیمت حبس فطرت، غریزه را آزاد رها می­کند و از این رو حرکتی بر خلاف عقلانیت و افراطی است. و می­بینیم که این رویکرد چه خسارت­های معنوی که به جامعه بشری نزده است!   

3ـ خانواده­گرایان: خانواده­گرایان راهی میانه و اعتدالی در قالب خانواده را ترسیم می­کنند؛ به گونه­ای که هیچ حقیقتی از وجود انسان نادیده گرفته نشود و جایگاه هر یک از دو جنبه­ی عفّت فطری و شهوت غریز­ی به آنان اعطا گردد. در این طرح­واره دو عامل قوی عفّت و کمالات اخلاقی ناشی از آن شناخته شده و در ایجاد و استحکام آن نقش دارد: اوّل: اراده و ایمان فرد؛ دوم: همسر. با توجه به جایگاه مهم همسر در کسب عفّت برخی از دانشمندان به درستی ازدواج را «خیمه­ی عفاف» نام نهاده­اند.

مطلب سوم: برخی از مصادیق و لوازم عفّت

از نظر شرعی، عفّت لوازم و مصادیقی دارد که مسلمانان، چه زن و چه مرد باید به عنوان احترام به همسر خود و خانواده­ها و همسران دیگران به آن ملتزم باشند، که گاهی عدم اطلاع صحیح دیگران از این امور ممکن است موجب سوء تفاهم و دردسرهایی گردد. البته این مصادیق وظایفی منحصر به زنان نیست بلکه مردان هم به عنوان عضو جامعه باید حریم هایی را مراعات کنند. ، مانند: حدّ و حریم و مقدار واجب پوشش و لباس زن و مرد در جامعه؛ نحوه ارتباطات و تعامل مردان و زنان نامحرم؛ آراستگی و آرایش در جامعه و .... ان شاء الله در هفته های آینده به برخی از این موارد می ­پردازیم


[1] . ر.ک: تفسير آيات آن در سوره انعام آيه 151 تا آيه 153.




نظر شما



نمایش غیر عمومی