ارسال به دوستان
کد خبر : 71815
تاریخ انتشار : 3/20/2015 5:27:57 PM

اسلام شناسی 139 ــ اسلام و حقوق بشر 15

قرآن در آیات بسیاری تاکید می کند که انسان باید به واسطه عقل، تعقل کند و فهم صحیح نسبت به موضوع انسان، خدا و جهان، داشته باشد. اگر عقل به عنوان یک موهبت بزرگ الهی مورد قدردانی قرار گیرد و جامعه بشری به حکم عقل رفتار کند، بسیاری از مسائل مربوط به انسان حل می شود

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 20.03.2015



بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

تاکنون مباحث گوناگونی دربارۀ حقوق بشر مطرح گردید. برای اینکه مباحث بعدی منجسم تر و شفاف تر روشن شود، به نظر رسید مطالعه ای تطبیقی میان دیدگاههای مختلف انجام گیرد. 

ابتدا اعلامیه جهانی حقوق بشر و سپس دیدگاههای اسلام را بررسی میکنیم. البته از متن 25 مادّه ای حقوق بشر در اسلام مصوب 14 محرم 1411 قمری مطابق با 14 اوت 1990 میلادی در قاهره هم در جای خود استفاده می شود. ضمن آنکه متن هفده ماده ای اعلامیه حقوق بشر و شهروند 26 اوت 1789 فرانسه نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت.

بررسی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر

اعلامیۀ جهانی حقوق بشر که در 30 ماده تنظیم و تدوین گردید، در 10 دسامبر 1948 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و پس از تصویب، سازمان ملل متحد از اعضای خود خواست تا متن این اعلامیه را به صورت عمومی به گونه ای منتشر کنند. لازم به یادآوری است که این اعلامیه به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده تا در اختیار همه افراد قرار گیرد.

پیش از بررسی این مواد یادآور می شود که بررسی ما درون دینی است؛ یعنی از نظر اسلام به بررسی و تحلیل و در جای خود، به نقد مباحث پرداخته می شود. البته در برخی از مباحث ممکن است با نگاه برون دینی هم نکاتی مورد اشاره قرار گیرد. بی شک چنین بررسی هایی باعث می شود که صاحب نظران با نگاه دقیق تر و عمیقتری به بررسی این مواد بپردازند و این یک امر بسیار طبیعی است. این نوع اعلامیه ها چون به دست بشر نوشته و تنظیم شده نیاز به بازنگری و بررسی های مجدد دارد و چه بسا نیازمند به افزودن موادی مهم و یا اصلاح برخی از مواد مصوب داشته باشد.

ماده 1: در ماده اوّل اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. همه دارای عقل هستند و باید با یکدیگر با روح برادری رفتار کنند».

در این ماده به چند نکته مانند آفرینش انسان با ویژگی اراده و آزادی و عقل،  برابری در حقوق و رفتار بر اساس روح برادری اشاره شده است.

در بررسی ابتدایی این ماده چند سؤال قابل طرح است: آیا این ماده یک ماده حقوقی است؟ به این معنا که اگر رفتار انسانها با یکدیگر بر اساس روح برادری نباشد، یک جرم به حساب می آید؟  در صورتی که چنین حقی تضییع شود چه کسی یا کسانی مسئول پی گیری چنین حقی هستند؟ چگونه می توان این ماده را یک دستور قانونی تلقی کرد؟

به نظر می رسد که این ماده به دو نکته هستی شناسی اشاره دارد: اوّل آنکه انسانها آزاد آفریده شدند و دیگر آن که همه آنها از نعمت عقل برخورد دارند.

همچنین به این نکته معرفت شناسی اشاره کرده که همه انسانها از جهت حقوقی با همدیگر برابرند. همچنین یک توصیه اخلاقی نیز نموده است که همه باید با روح برادری با یکدیگر رفتار کنند. البته بعید به نظر می رسد که این توصیه اخلاقی، آثار حقوقی هم داشته باشد. مگر آنکه گفته شود این اشاره به یک حق اخلاقی است.

نکته دیگر درباره این ماده آن است که برخی از واژه ها در این ماده کلی است و چه بسا ابهام دارد، مانند «رفتار برادرانه». جای این پرسش وجود دارد که در واقع چه رفتاری برادرانه است و ملاک رفتار برادرانه چیست؟ اگر کسی این رفتار برادرانه را که مکلف و ملزم به انجام آن است نداشته باشد و به تعبیر دیگر اگر سرپیچی کند چگونه باید با او برخورد شود؟ بنابراین برخی از نکاتی که در این ماده آمده  نیاز به توضیح و یا ضمیمه دارد.

در جمع­بندی نسبت به این ماده قانونی می توان اظهار نمود که مفاد این ماده نوعی اندرز و موعظه اخلاقی است. ضمن آنکه به عاقل بودن انسان اشاره دارد و اینکه او آزاد آفریده شده و به تعبیر دیگر از نظر خلقت آزاد آفریده شد؛ یعنی دارای اراده و اختیار است.

دیدگاه اسلام درباره مفاد ماده 1

در خصوص این ماده مباحث بسیاری از دیدگاه اسلام مطرح است. از جمله آنکه بی شک انسان به لحاظ نوع خلقت و آفرینش، نسبت به موجودات دیگر دارای امتیاز است؛ زیرا انسان به غیر از قوه نباتی و حیوانی از قوه عقل نیز برخوردار است که این قوه می تواند راهنمای خوبی در هدایت انسان باشد و در جائی که نیاز باشد انسان را به وحی و آموزه های وحیانی ارجاع دهد. در حقیقت خود عقل برای نشان دادن راه و مقصد راهنما است. البتّه این راهنمایی در صورتی است که تحت سیطره شهوت و غضب انسانی قرار نگیرد و بلکه قوای شهوی و غضبی انسان را مدیریت نماید و نقش تعدیل و ساماندهی قوای انسانی را داشته باشد و آنها را به فضیلت فرا خواند.

 البته عقل برای تعدیل قوا، از آموزه های وحیانی استفاده می کند؛ زیرا باور به معاد و وعده های بهشت و هشدار نسبت به جهنم باعث می شود که انسان خود را تربیت کند و قوای خود را برای رسیدن به فضیلتهای اخلاقی به کار گیرد.

البته نقش عقل نه فقط در تعدیل قوای نفسانی، بلکه در مسائل فکری و عقیدتی برجسته خواهد بود. چه اینکه در مسائل عملی همین عقل انسان را به کارشناس ارجاع می دهد و حکم می کند که باید تابع و پیرو کارشناس در هر فن و علمی بود. به همین جهت است که در شریعت اسلامی عقل حکم می کند که انسان باید به متخصص دینی مراجعه کند تا به وظیفه خود عمل نماید.

عقل در اسلام به اندازه ای مورد تکریم قرار گرفته که انسانیت انسان به آن دانسته شده است. امیرالمومنین علی(ع) فرمود: «الانسان بعقله».[1]

قرآن هم در آیات بسیاری تاکید می کند که انسان باید به واسطه عقل، تعقل کند و فهم صحیح نسبت به موضوع انسان، خدا و جهان، داشته باشد. اگر عقل به عنوان یک موهبت بزرگ الهی مورد قدردانی قرار گیرد و جامعه بشری به حکم عقل رفتار کند، بسیاری از مسائل مربوط به انسان حل می شود؛ زیرا عقل در فهم نظام هستی و هدفمند بودن آن و اینکه نظام هستی با مدیریت و ربوبیت خدای هستی اراده می شود به انسان کمک می کند و رابطه ای تنگاتنگ را با انسان و خدا به وجود می آورد. از این رو نباید عقل بشری را فقط در عقل معاش و زندگی روزمره خلاصه نمود؛ بلکه عقل بشر، زندگی خردمندانه توام با اندیشه و معرفت و حکمت را برای انسان تعریف می کند و مسیر خردورزی را فراروی بشریت قرار می دهد.  بی شک عقل فردی و اجتماعی انسانها در امور معمولی زندگی جلوی هر نوع افراط و تفریط و تندروی ها و کندرویها را می گیرد و او را راهنمایی می کند که بر اساس عقلانیت، مسیر زندگی خود را جهت دهد.  حتی در وضع قانون و اجرای آن هم یاوری نیک و پشتیبانی قوی برای فرد و جامعه خواهد بود.

پس در این ماده که به وجود عقل در انسان اشاره کرده سخن درستی بیان داشته است. اما به نظر می رسد باید تلاش جدی صورت گیرد و به شرح و توضیح آن به عنوان ضمیمه پرداخته شود تا جایگاه عقل به درستی شناخته شده و تنزل داده نشود. بلکه با بیانی دقیق و عمیق نسبت به این واژه می توان آن را در همه مواد مربوط به حقوق انسان مورد توجه قرار داد، به شرط آنکه عقل با وحی ضمیمه شود تا راه و مقصد را به درستی و بدون نقص به انسان بشناساند.

 


[1] . غرر الحكم و درر الكلم ؛ ؛ ص: 26


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :