ارسال به دوستان
کد خبر : 72205
تاریخ انتشار : 4/4/2015 1:52:18 PM

اسلام شناسی 140 ــ اسلام و حقوق بشر 16

انسان به دلیل داشتن این ویژگی ها، از جمله آزادی تکوینی و اراده و اختیار، در مسیری قرار گرفته که خود او باید گزینش و انتخاب کند و در صورتی که مسیر به سوی هدف مقدس را انتخاب نماید، خود را به آن هدف مقدس خواهد رساند و در صورت انحراف از این مسیر، نخواهد توانست از ظرفیت ها و استعدادهای وجودی خود بهره جوید.

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 03.04.2015

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg

 بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

بحث ما درباره بررسی مادّه یک اعلامیه جهانی حقوق بشر بود. بخش هایی از این ماده را توضیح داده و نظر اسلام درباره آنها را بیان کردیم. از دیگر مطالبی که در این مادّه به آن اشاره شده، اختیار و اراده داشتن انسان است؛ به این معنا که انسان آزاد آفریده شده است. در توضیح این بخش اشاره گردید که این مطلب، یک بحث وجود شناختی درباره انسان و ویژگیهای آفرینشی اوست. قرآن در این زمینه تصریح می کند که انسان آزاد آفریده شده و آزاد بودن خصوصیتی نیست که کسی به انسان داده باشد و یا بتواند از او بگیرد. بلکه انسان به لحاظ وجودی از آزادی تکوینی برخوردار است و این موهبت نیز مانند عقل و قلب و دیگر موهبت های الهی، از جانب خدای متعال به او اعطاء شده است. البته دلیلی عقلی هم آن را اثبات می کند.

در نتیجه از نظر اسلام، انسان مخلوقی با اراده است که و این نعمت آزادی و اراده، از نعمت هایی است که خدا به او اعطا کرده است. به تعبیر دیگر می توان گفت انسان در میان موجودات از نعمتهای بسیاری برخوردار است؛ او از بعد جسمانی و مادی، از ترکیبی عمیق و چه بسا ناشناخته برخوردار است. همچنین از بعد روحانی و معنوی دارای ظرفیت و استعدادی بی نهایت است. مجموع این ویژگیهای منحصر به فرد موجب شده است که وی شایستگی حمل امانت بزرگ الهی را داشته باشد و خداوند او را به جایگاه ابدی بی نهایت دعوت نماید: «وَ اللَّهُ يَدْعُواْ إِلىَ‏ دَارِ السَّلَمِ».[1]

انسان به دلیل داشتن این ویژگی ها، از جمله آزادی تکوینی و اراده و اختیار، در مسیری قرار گرفته که خود او باید گزینش و انتخاب کند و در صورتی که مسیر به سوی هدف مقدس را انتخاب نماید، خود را به آن هدف مقدس خواهد رساند و در صورت انحراف از این مسیر، نخواهد توانست از ظرفیت ها و استعدادهای وجودی خود بهره جوید.

تاکنون روشن شد عقل و اراده و آزادی داشتن انسان که در مادّه اوّل به آن اشاره شده است، جنبه حقوقی ندارد؛ بلکه به یک معنا از اصول پیش از تدوین حقوق بشر است که مورد پذیرش قرار گرفته.

دو نکته دیگر در ماده اوّل اعلامیه آورده شد که بیشتر جنبه اخلاقی و موعظه ای دارد تا جنبه حقوقی؛ در این ماده آمده است « تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند. همه دارای عقل هستند و باید با یکدیگر با روح برادری رفتار کنند».

درباره برابری حقوق انسانها و لزوم رعایت رفتار برادرانه با یکدیگر، دین اسلام دستورات و نکات بسیار عمیقی بیان کرده است. اینکه انسانها از جهت انسان بودن دارای حقوق مشترک هستند بسیار روشن است و آداب و رسوم شهری و کشوری و زبان و مانند آن هیچ نقشی در تدوین مواد حقوق بشر ندارد. همه انسانها چه مرد و چه زن و چه سیاه و سفید در همه چیز یکسان و برابرند و هیچ برتری نسبت به یکدیگر ندارند.

تنها عاملی که از نظر اسلام ملاک برتری  و فضیلت انسانها از یکدیگر است، عامل تقوا و رعایت ارزشهای انسانی و الهی است؛ به این معنا هر کسی از فضیلت اخلاقی بیشتری برخوردار باشد و پایبند به اصول انسانی باشد و در صداقت و ایثار و کمک به دیگران تلاش بیشتری داشته باشد از ارزش بیشتری برخوردار است. لذا قرآن کریم می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ »[2]

انسان موجودی فطری است و وقتی به دنیا می آیند، خوبیها و بدیها به وی شناسانده شده است: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[3] و رستگار کسی است که تلاش کند خود را در مسیر دستیابی به ارزشهای الهی قرار دهد « قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّیها»[4] و آنان که استعدادهای خود را دفن کردند و درصدد شکوفائی آن برنیامدند به رستگاری نمی رسند و به دست خویش خود را مأیوس می کنند: «وَ قَدْ خَابَ مَن دَسَّیهَا».[5]

و بنابراین انشانها فطرتاً دارای بینش و گرایش و آزادی هستند که باید این استعدادها را در مسیر توحید جهت دهند. پس هیچ انسانی بالذّات شر و بد آفریده نشده، بلکه همه بر اساس فطرت توحیدی آفریده شده­اند: «كُلُّ‏ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ»[6] و « فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»[7]

بنابراین همه انسانها به اینکه خداوند خالق و آفریننده آنهاست معرفت دارند: « يَعْنِي الْمَعْرِفَةَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَالِقُه‏»[8]

حال انسانها با این ویژگی های مشترک، دارای حقوق و مسئولیتهایی هستند و بی شک از آن جهت که انسانند در حقوق با یکدیگر برابرند و هیچکدام بر دیگری فضیلتی ندارند. لذا از نظر اسلام انسانها نباید به طبقه حاکم و محکوم تقسیم شوند و یا اینکه عده ای آزاد باشد و دیگری برده؛ بلکه همه آنها در نظامی توحیدی قرار دارند و باید حریم آنها حفظ شود و چون پدر و مادر بشر حضرت آدم و حوا هستند، همه برادر یکدیگر نیز هستند و باید نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت داشته باشند و مشکلات دیگران را مشکل خود بدانند و تلاش کنند با روحیه برادری انها را حل نمایند.

پس انسانها نسبت به همدیگر حقوقی دارند که اسلام آنها را ملزم  و مکلف به پایبندی به آن حقوق می کند  که اگر چنین روحیه ای نداشته باشند، مسلمان نخواهند بود. لذا پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «مَنْ أَصْبَحَ مِنْ أُمَّتِي وَ هِمَّتُهُ غَيْرُ اللَّهِ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ‏ يَهْتَمَ‏ بِأُمُورِ الْمُؤْمِنِينَ فَلَيْسَ مِنْهُم‏».[9] بی شک این دستور، یک شعار نیست؛ بلکه یک وظیفه و تکلیف است که بر عهده یک مسلمان گذاشته شد و اگر فردی بتواند مشکلی را حل کند و اصلاح نماید و کوتاهی کند مواخذه و بازخواست خواهد شد.

بسیار روشن است اگر همگان چنین نگاهی را نسبت به همدیگر می داشتند بسیاری از مشکلاتی که در جامعه بشری بود مرتفع می گشت. ولی متاسفانه این نگاه انسانی نسبت به یکدیگر کم رنگ و یا بی رنگ شده و باعث گردیده که مصالح معنوی فردی و اجتماعی انسانها مورد بی مهری و بی توجهی قرار گیرد. از این رو اسلام به روح برادری تاکید فراوان دارد. امیرالمومنین(ع) به جناب مالک می فرمایند: « فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ‏ لَكَ‏ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْق؛[10] مردم دو دسته اند یا برادر دینی تو هستند و یا مانند تو انسان هستند و باید حریم آنها حفظ شود‏ (بنابراین مسئولان جامعه باید از صمیم دل شهروند خود را دوست بدارند و آن را یک شعار قرار ندهند)».

پس در اسلام، داشتن روحیه برادری نه فقط یک دستور و موعظه اخلاقی، بلکه یک دستور است که جنبه حقوقی دارد، به گونه ای که اگر کسی حق برادر دینی و انسانی خود را اداء نکند، مورد بازخواست و مواخذه قرار خواهد گرفت.

 




[1] . یونس (10)؛ آیه: 25

[2] .  حجرات(49)؛ آیه: 13

[3] . شمس (91)؛ آیه: 8

[4] . شمس (91)؛ آیه: 9

[5] . شمس (91)؛ آیه: 10

[6] . الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج:‏2 ؛ ص:13

[7] . روم (30)؛ آیه: 30

[8] . الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج:‏2 ؛ ص:13

[9] . الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج:‏2 ؛ ص: 164

[10] . نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ نامه: 53،  ص427


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :