ارسال به دوستان
کد خبر : 72610
تاریخ انتشار : 4/10/2015 5:22:38 PM

اسلام شناسی 141 ــ اسلام و حقوق بشر 17

بسیار روشن است به لحاظ طبیعی، هیچ نوع تبعیضی برای هیچ انسانی وجود نداشته و بلکه برتری انسانها به فضائل اخلاقی و تقوای الهی است که آنها را از یکدیگر جدا می دارد. ولی در عین حال چون همه انسانند باید حقوق انسانی در مورد همۀ آنها رعایت شود.

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 10.04.2015


http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

برای پاسخ به این سوال که آیا اعلامیه جهانی حقوق بشر به همۀ ابعاد مربوط به انسان پرداخته است یا خیر؟ باید همه موادّ آن مورد بررسی قرار گیرد. از اینرو بررسی دقیق این موادّ ما را کمک می کند تا تحلیل و بررسی دقیق تری دربارۀ این اعلامیه داشته باشیم. پس از بررسی مادّه اوّل، اکنون مادّه دوّم اعلامیه جهانی حقوق بشر مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. در این مادّه آمده است:

« هرکس می­تواند بدون هیچ­گونه تمایز مخصوصاً از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیهٔ آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. بعلاوه هیچ تبعیضی بعمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی، اداری و قضائی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد، خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیّت یا غیر خودمختار بوده یا حاکمیت آن به شکلی محدود شده باشد».

در این مادّه تبعیض به طور مطلق نفی شده است. البته به نظر می رسد این نوع موادّ به شعار بیشتر شبیه است تا یک مادّه قانونی؛ زیرا مادّه قانونی باید از هرگونه ابهام و کلی گوئی مبرّا باشد و نیز باید قابل توجیه و تبیین عقلی باشد ولی در این مادّه، حقوق طبیعی و اجتماعی با هم ذکر شده و حال آنکه حقوق طبیعی به جنبه هستی شناسی مربوط می شود و حقوق اجتماعی به بعد معرفت شناختی و به نوعی ارزش شناسی مربوط می شود و برای بررسی حقوق جامع انسانی این گونه کلی گوئی دقیق نیست.

امّا آنچه باید در خصوص این مادّه از حقوق بشر اشاره شود، چند چیز است:

1ـ روشن و واضح است بر اساس آیه 13 سوره مبارکه حجرات « یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر » خدای متعال بدون آنکه تبعیض در آفرینش زن و مرد قرار دهد، آنها را آفریده است و به لحاظ طبیعی نسلشان افزایش یافته و در طول زمان به حسب موقعیت مکانی و زمانی با تغییر رنگ و شکل و نژاد و زبان .... مواجه شدند.

بسیار روشن است به لحاظ طبیعی، هیچ نوع تبعیضی برای هیچ انسانی وجود نداشته و بلکه برتری انسانها به فضائل اخلاقی و تقوای الهی است که آنها را از یکدیگر جدا می دارد. ولی در عین حال چون همه انسانند باید حقوق انسانی در مورد همۀ آنها رعایت شود. در آیات و روایات به این مسئله توجّه کافی صورت گرفته است؛ چه اینکه در قرآن کریم آمده است: «انّ اکرمکم عندالله اتقیکم» و نیز آنچه که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: «لافرق بین عربی و لاعجمی و لابین الاسود والابیعض الاّ بالتقوی» حکایت از این معنا می نماید.

2ـ متأسفانه در دنیای امروز فراوان مشاهده می شود که ثروت را ملاک ارزشیابی فرد در جامعه معرّفی می کنند و یا اینکه در مقام عمل این ملاک و معیار را مورد توجّه قرار می دهند و حال آنکه قدرت و ثروت، از منظر اسلام ابزار خدمت به ملّت ها می باشد و کسی که بالاترین سمت قدرت و یا بیشترین ثروت را داشته باشد، باید چنین نگاهی را در خود به وجود آورد. لذا امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه می فرماید: حکومت کردن در نزد من کم ارزش تر است از یک کفش پینه زده، مگر در زمانی که حقی را به صاحب حق بدهم و باطلی را از بین ببرم «والله لهی احب الیّ من امرتکم هذه الاّ ان اقیمَ حقاً او ادفع باطلا » و دربارۀ دنیا که خیلی ها به آن دل می بندند، مطالب بسیار زیادی را فرمودند

.

بالاخره کسی که ثروت دارد هیچ­گاه همۀ دنیا را به دست نمی آورد، پس اگر کسی همه دنیا و ثروت آنرا از خود دور کند یعنی هیچ نوع وابستگی و تعلّق به دنیا نخواهد داشت و لذا در تعابیر آن حضرت است که می فرماید: «من دنیا را به گونه ای طلاق دادم که اجازه هیچ نوع بازگشتی را به او نمی دهم».

3ـ از نظر اسلام حق تصمیم گیری به خود انسان داده شده است. او می تواند هر شغلی را انتخاب کند و در هر جائی زندگی کند و از حق اجتماعی خود در هر جائی دفاع کند و یا اظهار نظر نمایند امّا نکته ای که اسلام بر آن تأکید دارد اینست که آدمی در هیچ مرحله ای نباید حریّت، عزّت و جایگاه انسانی خود را فراموش کند و باید هویت انسانی و معنوی خود را حفظ نماید و هیچگاه خود را بنده و برده کسی نداند و در برابر قانون الهی خاضع باشد و آنرا بپذیرد. این مهمترین نکته ای است که باید به آن توجّه داشت و لذا با حفظ هویّت انسانی و حقیقی خود در هر جائی که مایل است می تواند زندگی کند و از حق اجتماعی خود بهره ببرد و این حق در همه ابعاد زندگی از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می تواند معنا و مصداق پیدا کند.

4ـ البته بسیار روشن است در عین آنکه انسان ها اختیار دارند در هر جائی از این حقوق بهره مند شود و حق انتخاب دارند ولی این سفارش هم در اسلام مطرح است که انسان با توجّه به هدف خلقت و آفرینش خود در محیطی و جامعه ای زندگی کند که به دین و ارزش های معنوی او صدمه ای وارد نشود والاّ اگر بخواهد در جائی زندگی کند که هویت ایمانی و معنوی او آسیب ببیند و هیچ توانی برای تغییر آن حتّی در زندگی شخصی نداشته باشد، به گونه ای که به صورت کامل، هضم در فضای بی هویتی انسانی شود اسلام هجرت را پیشنهاد می کند و می فرماید: « الم تكن ارض الله واسعة فقها جروا فيها » با این هجرت او تلاش می کند که هویّت خود را حفظ کند و ایمان و اخلاق و معنویت و عقلانیت خود را توسعه دهد.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :