ارسال به دوستان
کد خبر : 74248
تاریخ انتشار : 5/8/2015 2:44:42 PM

اسلام شناسی 144 ــ اسلام و حقوق بشر 20

رابطه میان حیات و آزادی و امنیّت از نظر اسلام بسیار دقیق و عمیق است؛ زیرا حیات و زندگی مادّی برای رسیدن به حیات معقول است.
خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 08.05.2015

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg

 بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

به نظر می رسد در بررسی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر، باید به نوع تلّقی افراد نسبت به خدا، جهان و انسان توجّه نمود؛ زیرا بدون توجّه به مبانی و اصول، تحلیل دقیق و جامعی از این مواد به دست نخواهد آمد. در حقیقت برخی از تفاوت ها و بیان بدون قید و شرط قوانین، به نوع تحلیل درباره انسان و اینکه چه نگاهی درباره ماهیّت و هویّت انسان داشته باشیم، بر می گردد. مثلاً در مادّه سوم حقوق بشر چنانچه گذشت به حقّ حیات و آزادی و امنیّت شخصی برای انسان ها اشاره شده و هیچ قید و شرطی در این مادّه نیامده است؛ گرچه در برخی از مواد، محدویت هایی درباره آزادی و مانند اینها آمده است و چه خوب بود در هنگام تدوین این ماده های جهانی از تعابیر دقیق تر و بدون ابهام استفاده می شد تا این گونه نباشد که هر کسی برای خود برداشت و یا تحلیلی داشته باشد.

بنابراین بسیار روشن است که بسیاری از این مواد را نمی توان به صورت مطلق پذیرفت؛ زیرا در مقام عمل مشکلاتی را به بار خواهد آورد. مثلاً  حقّ حیات در اسلام فقط به حیات مادّی اطلاق نمی شود، بلکه حیات معنوی را نیز در بر می گیرد. یا اینکه آزادی فردی در اسلام به نحوه معقول پذیرفته شده است. آزادی معقول هم همان است که ضرورت آن برای رشد انسان ها غیر قابل انکار است. لذا از منظر آموزه های اسلامی، انسان نمی تواند برای انجام آنچه بر ضد اصول انسانی است و به حال آدمیان مفید نیست، آزاد باشد. بنابراین در گفتن ها، شنیدن ها، خوردن ها، آشامیدن ها، نوع ارتباطات، ارضاع شهوات و استفاده از قوّه قهریّه، یک سری قوانین و دستوراتی وجود دارد که باید به آن توجّه شود. از اینرو اینکه گفته شود انسان به لحاظ شخصی آزاد است هر کاری را انجام دهد، فقط با این قید که دیگران را مورد آزار قرار ندهد، نتیجه اش بی بند و باری شخصی خواهد بود نه بیان حقوق انسان. بلکه در اسلام ضمن آنکه به حقوق انسانها اشاره و بلکه تصریح می شود، به هدایت و رشد انسان هم توجّه خاصّ می شود.

لذا اسلام به گونه ای به تبیین حقوق می پردازد که تربیت قوای گوناگون انسان هم مورد توجّه قرار گیرد؛ قرآن کریم در آیه شریفه «كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميدِ»[1] به این مهم اشاره دارد که قرآن نازل شده تا به رسالت هدایت خود عمل کند؛ یعنی بشریت را به واسطه پیامبر اکرم (ص) از ظلمت ها و تاریکی ها رهائی داده و آنها را به سوی نور رهنمون سازد. بر این اساس رابطه میان حیات و آزادی و امنیّت از نظر اسلام بسیار دقیق و عمیق است؛ زیرا حیات و زندگی مادّی برای رسیدن به حیات معقول است؛ بنابراین باید در حیات و زندگی، هدف و غرض از زندگی و آفرینش مشخص باشد و به غایت آن توجه شود. به همین جهت قرآن کریم کسانی که از حیات مادی برخوردارند را مورد خطاب قرار می دهد تا با پذیرش دعوت خدا و رسول حق، به حیات مطلوب و معقول دست یابند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُم‏».[2] بنابراین آزادی برای انسان حتّی در حوزه فردی باید غایتمند باشد و نه رها و بدون هیچ قید و شرطی.

متأسفانه همیشه افراط و تفریط مسیر حیات و زندگی را منحرف می سازد و آدمی را در یک زندگی به صرف مادی غوطه می سازد. چرا نمی خواهیم بپذیریم که انسان واقعاً دارای کرامت است و این کرامت محدود به امور زودگذر حیات مادی نیست. پس نباید با مفاهیم مبهم و پیچیده خود را درگیر و مشغول سازیم و  باید قوانین را به گونه ای تدوین کنیم که انسان پس از رسیدن به حق خود، احساس عزّت و رشد و ارتقاء فکری و اخلاقی داشته باشد. بالاخره باید بپذیریم که انسان با جماد و گیاه و حیوانات متفاوت است و دارای تمایز ذاتی و عرضی است. پس کمال، سعادت، حیات، آزادی و امنیّت خاصّ خود را دارد و باید همه تلاش کنند آن معنا را به بشریّت القاء کنند و قوانین و یا هر آنچه که مربوط به انسان است را در مسیر جایگاه واقعی انسان قرار دهند.

بر همین اساس بسیار روشن است که انسان، انسان است و نه بنده و برده کسی و نباید کسی جامعه ای را پدید آورد که داد و ستد و خرید و فروش برده در آن وجود داشته باشد؛ چه اینکه در ماده چهارم این اعلامیه آمده است. البته در جنگهای میان دولتها اگر افراد اسیر گرفته می شوند باید احکام انسانی نسبت به آنها به اجراء درآید و نباید نسبت به بچه ها و زنان و پیرمردان و پیرزنان ظلمی و شکنجه ای صورت گیرد؛ بلکه حریم و شئون انسانها باید محفوظ نگه داشته شود.





[1] . سورة إبراهیم (ع) (14)؛ الآیه: 1

[2] . سورة الأنفال (8)؛ الآیه: 24  



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :