ارسال به دوستان
کد خبر : 81592
تاریخ انتشار : 8/28/2015 6:00:13 PM

خانواده در قرآن کریم 20 (برکت تکثیر و تربیت نسل)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریخ: 28.08.2015



بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

وَ عِبادُ الرَّحْمنِ....وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً (الفرقان، آیه­ی74)

بندگان خدای رحمان کسانی هستند که می­گویند: پروردگارا، از همسران و فرزندانمان به ما آن ده كه روشنىِ چشمان باشد، و ما را پيشواى پرهيزگاران قرار بده.

مقدّمه:

این آیات برای مؤمنان ممتاز و برجسته تحت عنوان «عباد الرحمن» دوازده ویژگی­ ذکر می­فرماید، که آخرین مورد آن به مسأله­ی خانواده «اهتمام به تربیت نسل» مربوط می­شود. آن دوازده ویژگی عبارتند از:

آنان روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند؛2ـ وقتی اشخاص نادان آنها را مورد خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند؛ 3ـ اهل عبادت و خصوصا اهل سجده هستند و گاهی در حال سجده يا ايستاده، شب را به روز مى‏آورند؛ 4ـ با پروردگارشان گفتگو و مناجات دارند و از او می­خواهند تا جهنم افکار، اخلاق و اعمال را از آنان بازدارد؛ 5ـ اهل انفاق (بخشش مال در راه خدا) هستند ولی نه ولخرجى مى‏كنند و نه تنگ مى‏گيرند، بلکه ميان اين دو روش، حد وسط را برمى‏گزينند؛ 6ـ از شرک و بندگی غیر خدای سبحان دوری می­ورزند؛ 7ـ حرمت خون و جان انسان­ها را نگه می دارند؛ 8ـ مرتکب عمل قبیح (شهوترانی) نمى­شوند؛ 9ـ گواهى دروغ نمى‏دهند؛ 10ـ وقتی که با امر لغو و غیر مفیدی مواجه می­شوند با بزرگوارى از آن مى‏گذرند؛ 11ـ وقتی به آيات و نشانه­های پروردگارشان به آنان یادآوری می­شود، با جان و دل به آن توجّه می­کنند؛ 12ـ به تربیت نسل اهتمام دارند و در این امر مهم از خدای سبحان کمک می­طلبند.

مطلب اوّل:

همان طور که می­دانیم طبق تعالیم قرآن کریم، تأمین معیشت فرزندان بر عهده­ی پدر است: «وَ عَلى المَولُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بالمعروف۲۹». مسؤولیت مالی پدر در مقابل خانواده یک وظیفه دائمی است که در هیچ صورت سلب نمی­شود. امّا باید توجّه داشت که تأمین مادی خانواده، کمترین وظیفه است و وظیفه­ی مهم­تری هم دارد و آن «تربیت و پرورش صحیح و انسانی فرزند بر اساس تعالیم الهی» است که بر عهده­ی پدر و مادر ـ هر دو ـ قرار دارد. خدای سبحان در ارتباط با همسر و فرزندان با واژه­ی «ناس» بر عهده­ی انسان ـ چه زن و چه مرد ـ مسؤولیت قرار داده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا»

و در جای دیگر مؤمن را در برابر اهل و خانواده­اش مسؤول شمرده، می­فرماید: «یا ایها الذین امنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا» (آيه 6 سوره التحريم)

مطلب دوم:

فرمود: « وَ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا» طبق آیه­ی شریفه، اهمیّت و دشواری وظیفه­ی تربیت نسل و پرورش انسانهای مؤمنان راستین را برای انجام آن همواره به سوی دعا و کمک و یاری خواستن از خدای متعال سوق می­دهد. امّا آیا اکتفا کردن به دعا صحیح است؟ و اساساً نقش دعا در این باره چیست؟

باید گفت دعای راستین نشانه­ای از شوق و عشق دروني انسان است و رمز تلاش، حرکت و كوشش به شمار می­رود. بنابراین، افراد مورد اشاره­ی قرآن کریم که برای تربیت صحیح فرزندان دعا می­کنند امکان ندارد كه به دعای خشک و خالی بسنده کنند؛ بلکه دعا و کمک خواستن از خداوند در کنار تلاش علمی و عملی برای تربیت است که معنا و تفسیر درست پیدا می­کند. در واقع، نه تلاش برای تربیت به تنهایی کامل است؛ نه دعا به تنهایی دعاست؛ چرا که استجابت دعا شرایطی دارد و از آن جمله، تلاش و حرکت است.   

مطلب سوم:

فرمود: «هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ» «قرة عين» در فارسى معادل «نور چشمان» است. این واژه­ی مرکّب كنايه و اشاره به كسى است كه مايه­ی سرور و شادمانی است و دیدن او انسان را شاد و خوشحال می­کند. یکی از ويژگى­های مؤمنان راستين آن است كه دوست دارند فرزندانشان مایه­ی روشنی چشم آنان باشد بلکه به جهت اطلاق مایه­ی روشنی چشمان همه­ی بشریت باشند و شادمانی و خوشحالی را برای همگان به ارمغان بیاورند. بی شک، منشأ و دلیل این شادی و شادمانی یک اتفاق و تصادف آنی و لحظه ای نیست؛ بلکه شادی و نشاط با دیدن شخصی حاصل می­شود که خصوصیتی داشته باشد، مثلاً:

 1ـ شخصی باشد که برای بیننده در گذشته یک گره ناگشودنی از زندگی باز کرده یا چنین انتظار و امیدی از او باشد؛ 2ـ شخصی باشد که بیننده را به خیر و برکت و پیشرفتی بزرگ راهنمایی کند؛ 3ـ شخصی باشد که دارای کمالات و هنر بزرگی است؛ 4ـ شخصی باشد که خاطرات بسیار شیرین و پایداری را به یاد بیننده آورد. 

از این رو، در روايات متعدّدى مى‏خوانيم كه مصداق کامل اين آيه (به ویژه مصداق دو فقره­ی اخیر آن) امام على علیه السلام و ائمه اهل البيت علیهم السلام اند که نور چشمان حقیقی بشر و پیشوای پرهیزگاران و خوبان عالم هستند؛ چرا که آنان کارشان رشد دادن به مردم و گره گشایی از زندگی بشر و زنده کننده یاد همه خوبی هاست. لذا از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: منظور اصلی از اين آيه­ی شریفه ما اهل بیت هستیم. و دلیل مطلب این که آنان به مدد تربیت و عنایات خاص الهی به بالاترین مدارج انسانیت نائل شدند و وجود آنان سراسر مفید به حال بشریت است و الگوی خوبی ها و خوبان هستند.

مطلب چهارم:

فرمود: « وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقينَ إِماماً». آیا درست است که انسان از خدای سبحان مقام و ریاست معنوی و روحانی را طلب کند؟ یا آن که چنین دعا و درخواستی از خدای متعال مذموم و قبیح است؟ برخی از مفسران با توجّه به این آيه شریفه چنان دعایی را مطلوب و مرغوب می­شمرند. امّا در این رابطه باید دقّت کرد که نوعاً ریاست بخصوص ریاست و امامت معنوی یک امر اعتباری نیست تا بتواند صرفاً با نصب و تعیین یک مقام بالاتر ـ حتی اگر آن مقام برتر خود خدای متعال باشد ـ پدید آید؛ بلکه ریاست راستین که در دعا مورد نظر است، همواره با صلاحیت­هایی گسترده ارتباط پیدا می­کند و تنها کسانی به چنان درجه­ای می­توانند نائل شوند که پیش از آن به مراتب عالی از دانش و پرهیزگاری دست پیدا کرده باشند. بنابراین بازگشت و معنای اصلی دعا برای رسیدن به ریاست معنوی طلب توفیق برای نائل شدن به قله­های علم و تقوا و تلاش عملی برای تربیت خود و خانواده است.

و این که ائمه اهل البيت علیهم السلام روشن­ترين مصداق آيه شریفه هستند، مانع از عمومیت آن نیست؛ زیرا همه­ی مؤمنان می­توانند به حسب مراتب مختلف و درجات علم و تقوای خود، اسوه برای بشریت و مفید به حال همگان باشند.

همچنین معلوم می­شود که هدف گذاری تربیتی باید در بالاترین سطوح و به قصد تحصیل بالاترین مدارج الهی انسان باشد به گونه­ای که محصول تربیت بتواند نور چشمان و امام خوبان باشد.

‏همانطور که عبودیت و بندگی خداوند فلسفه­ی اصلی خلقت انسان است، باید شکوفا کردن جنبه های توحیدی و الهی انسان محور اصلی و جهت گیری کلّی تربیت در خانواده ها باشد. زمانی که تربیت الهی در خانواده ها فراگیر شود چشم جان و جهانیان روشن خواهد شد؛ زیرا انسانهایی صالح و الهی تربیت خواهند شد که مدیرت جهان را به دست می­گیرند و شادی و سرور حقیقی را برای انسانها به ارمغان خواهند آورد. طبق آیه شریفه کسانی که توفیق بندگی خدای سبحان را یافته­اند، برای تحقق بندگی خدا در زمین از خود و خانواده خود شروع می کنند و به تربیت دینی و الهی آنان همت می گمارند  و سعی می کنند پیشتاز باشند صلاحیت مدیریت جهان را دارند و می توانند داعیه دفاع از  بشر و حقوق بشر را داشته باشند و نه افراد و احزابی که نه تنها خود بوئی از انسانیت و سعادت نبرده اند بلکه کارشان جرم و جنایت و افساد فی الارض است و نمونه بارز آن جنایتی است که این مدعیان در غزه و عراق مرتکب می شوند و حتی به کودکان و زنان هم رحم نمی کنند.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :