ارسال به دوستان
کد خبر : 83193
تاریخ انتشار : 9/11/2015 8:35:30 PM

خانواده در قرآن کریم 22 (روش محبّت در خانواده)

خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریخ: 11.09.2015



بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

«و جعل بینکم مودة و رحمة اِنّ فی ذلک لایات لقوم یتفکّرون» (الروم، آیه21)

و در میان­تان مودّت و رحمت قرار داد. براستی که در این نشانه­هایی است برای گروهی که تفکّر می­کنند.

مقدمه:

در خطبه­های گذشته از آثار مثبت خانواده و همسرداری سخن گفتیم. اوّلین برکت به دست آوردن رضای خدای سبحان بود. برکت دوم آرامش و آسایش از نظر جسمی روحی و روانی بود. سومین برکت تجربه­ی موّدت، رحمت و  عشق پاک بود. «عفّت و پاکدامنی» اثر چهارمین و «رونق کار و اقتصاد» اثر پنجم بود. ششمین اثر «معنویت و تحکیم ارتباط با پروردگار جهان در سایه عبادت­های خانوادگی» بود. برکت هفتم تربیت نسل بود. برکت هشتم عبارت بود از «حمایت و تأمین عاطفی». در جلسه گذشته درباره­ی معنای «نیازهای عاطفی» و «حمایت عاطفی» توضیحاتی دادیم و گفتیم محبّت اوّلین نیاز عاطفی هر انسانی است. آنگاه درباره­ی نقش خانواده در تأمین محبّت سخن گفتیم؛ چرا که خانواده بهترین محمل تأمین محبّت به شمار می رود. در این خطبه ان شاءالله درباره­ی روش­های محبّت و مصادیق آن در خانواده بیشتر سخن خواهیم گفت.

مطلب اوّل: حدّ و مرز محبّت چیست؟

در فن و علم تربیت، نقش محبت برای روان انسان مثل خون برای بدن یا اکسیژن برای خون است. بدنی که خون در آن در جریان نباشد زنده نیست و جماد محسوب می شود. به همین صورت انسانی هم که محبّت نبیند و محبّت نکند به مردگی روانی مبتلا می شود و به مرگ عاطفی دچار می گردد. این حقیقت به ویژه برای برخی از جوانان که شکست عشقی را تجربه کرده اند قابل فهم­تر است. اساساً رفتار محبّت آمیز سهم بزرگی در ایجاد آسایش و آرامش درونی دارد و بستر رشد انسان را در همه­ی ابعاد به خصوص تقویت معنویت فراهم می سازد.

از این جهت، در باور دینی اساس محبّت و عشق از سوی پروردگار هستی است و او با حرکت حبّی خود عالم را آفریده و آنها را دوست می دارد و همین رشته محبّت فطری که ریشه در خلقت انسان دارد به رابطه­ی بین خدای سبحان و انسان گرمی و حرارت می دهد و به همین ترتیب انسانی که الهی تر است با محبّت تر است تا جایی که انبیاء و اولیاء خدا بالاترین مظهر محبّت تلقّی می شوند چنان که حضرت عیسی مظهر محبّت الهی است و حضرت محمّد رسول الله صلی الله علیه و آله اساس و بنیان خویش را محبّت به جهانیان معرّفی فرمود: المحبة اساسی. و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین. و بعد از آن محبت به اهل البیت علیهم السلام را یکی از ارکان پنجگانه اسلام مقرر فرمود. و در کلام و رفتار زیبای خود، محبت به خانواده و فرزند و مؤمنان بلکه محبت به عالم هستی را نشان داد.

نکته­ی مهم این که طبق فرمایش صادق آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین : الحبّ فرع المعرفة؛ یعنی محبت فرع بر معرفت است.[1] این سخن اگر یک گزاره­ی اخلاقی باشد معنایش این است که انسان نباید بدون شناخت به کسی یا چیزی محبّت بورزد؛ زیرا در این صورت ممکن است چیزی را دوست بدارد که شایسته دوست داشتن نیست. امّا همین روایت از نظر هستی شناسی دست کم سه معنا می تواند داشته باشد:

1ـ قوه ی فهم و شعور پیش نیاز محبت است و تنها موجوداتی که دارای شعور هستند محبت را ادراک می کنند و همین طور در میان موجودات ذی شعور هر قدر قدرت و قوه ی شعور و فهم بیشتر باشد محبت بیشتر است.

2ـ محبت حقیقی مبتنی بر معرفت و معرفت مقدّم بر محبت است. پس اگر بدون معرفت و شناخت به کسی یا چیزی محبت پیدا کرد محبت حقیقی نیست بلکه نوعی هوس است.

3ـ هر قدر معرفت و شناخت و دانش انسان نسبت به هستی و خدای هستی بالاتر باشد رفتار او محبت آمیز تر می شود و لطافت بیشتری پیدا می کند.

بنابراین محبّت بعد از آن که از روی شناخت ایجاد شد، دیگر هیچ حد و مرزی ندارد و انسان به ویژه در محیط خانه می تواند به صورت نامحدود محبت خود را نشان دهد. بلکه اساسا محبت متضمن معنایی نامحدود و ملازم با بی کرانگی و بی انتها بودن است. مهم این است که قبل از هر محبّتی که نسبت به دیگران می کنیم باید ابتدا ظرفیت محبت را در خود ایجاد کنیم تا محبت تبدیل به معامله نشود و چشم انتظار جبران نمانیم چرا که در این صورت اگر شخص مقابل محبت را به طور مناسب جبران نکند مشکلات بعدی را به وجود می­آورد. برای زیاد شدن ظرفیت محبّت کردن توجهّه به نکات زیر مفید است:

1ـ این که بداند هر گاه به دیگران محبت می کند پیش از آنکه محبتش به حال دیگران سودی داشته باشد به حال خود او سود دارد؛ زیرا کم ترین دست آورد ابراز محبت این است که به سلامتی و بهداشت روانی خودش کمک می کند.

2ـ محبت کردن را یک امر الهی و تکلیف شرعی بداند، خصوصا در مورد خانواده و فرزندان خود، چنان که در روایات اسلامی آمده است: حضرت موسی علیه السلام به خداوند متعال عرض کرد: پروردگارا، کدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داتشن اطفال. (بحار الانوار، ج104، ص97) و امام صادق علیه السلام فرمود: به کودکان محبت کنید و آنان را مورد رحمت و لطف خویش قرار دهید. (من لایحضر ج3 ص483) و فرمود: خداوند متعال بنده ای  را که فرزند خو را بسیار دوست می دارد مورد رحمت خویش قرار می دهد. (میزان الحکمه ج10 ص699 ح32323)


مطلب دوم: دانش و مهارت محبّت

محبّت و بروز دادن علاقه و نشان دادن دلبستگی یک هنر است که نیاز به آموزش دارد. برای آن که بتوانیم محبت خود را از طرق مختلف به عزیزانمان نشان دهیم به دو چیز احتیاج داریم:

 1ـ دانش: در این بخش به مباحثی از این قبیل باید پرداخته شود: آگاهی های لازم درباره­ی اهمّیت محبّت، ضرورت ابراز عملی و اثبات عینی محبّت قلبی، ملاکها و شاخصه­های سنجش محبّت، تفاوت محبّت حقیقی (که به امور حقیقی هستی تعلّق می گیرد و منشأ عقلی دارد مثل محبّت به مبدأ هستی و آنچه که ریشه در فطرت دارد و ریشه در کمالات دارد و ماندنی است ) با محبّت مجازی (که به امور اعتباری و ظاهری تعلّق می گیرد و ریشه در احساسات صرف دارد و نوعاً گذراست و پس از مدّت اندکی به جدایی منجر می شود)، فرق بین محبّت صادق (که از روی یک رنگی و اخلاص است و بی چشمداشت است) با محبّت کاذب یا پنداری (که از قلب محبّت کننده سرچشمه نمی­گیرد و آن را حتی محبّت مجازی نمی توان نامید، بلکه دروغین بوده و نوعی نیرنگ و فریب است)، تفاوت بین محبّت وهمی یا خیالی ( که انفعالات حوزه­ی وهم است که با تحریکات ناشی از مواد مخدّر بر دماغ یا تبلیغات رسانه­ای یا تلقینات روانشناسی یا خاله بازی مدرن پدید می آید و در خارج از وجود خود فرد هیچ ریشه بیرونی ندارد، نظیر آنچه که در تکنولوژی های جدید رایانه ای به دنبال تأمین وهمی محبت با تحریک عصب ها و حس گرها هستند) و محبت واقعی (که ناشی از انفعالات حوزه­ی عینیات است و منشأ انتزاع و ما بحذاء واقعی دارد).     

2ـ مهارت: دومین چیزی که برای برخوردار شدن از یک زندگی محبت آمیز به آن نیاز داریم مهارت است. برخی از افراد ممکن است به طور ذاتی مهارت بیشتری در محبّت کردن داشته باشند ولی همیشه کسب مهارت و تجربه در این کار به بهبود و ارتقاء آن کمک می کند. یاد گرفتن طرق و روش­های محبّت، ابزارهای محبت؛ تکنیک استفاده از موقعیت و زمان و مکان برای ابراز محبت؛ شناسایی و کنترل عوامل انزجار آور و خنثی کننده­ی محبّت؛ تفاوت رفتاری محبت به کودک با محبت به بزرگسال و محبت به مرد با محبت به زن؛ چگونگی جمع بین محبّت به همسر با محبت به پدر و مادر؛ چگونگی توزیع عادلانه محبّت بین اعضاء خانواده (همسر و فرزندان پسر و دختر) و ... مسائلی است که باید در این بخش آموخت و در دین ما آموزه های مفید و فروانی در هر یک از این مسائل وجود دارد. 

مطلب سوم: مصادیق و نمونه­های کلّی

محبت در زندگی خانوادگی همیشه می تواند نمود و جلوه داشته باشد و شرایط و اوضاع مختلفی که در زندگی انسان ممکن است پیش آید نباید محبت را از انسان سلب کند و حمایت عاطفی او را از دیگران دریغ دارد. به عنوان مثال می توان به موارد مصادیق و نمونه های کلّی زیر اشاره کرد:

1ـ اِعمال محبّت در حالات عادی زندگی روز مره، مثل حرف زدن، گوش کردن، نگاه کردن، خوردن، پوشیدن، نشستن و برخاستن، مسافرت، استراحت و تفریح، کار و فعالیت و...؛ 2ـ اِعمال محبّت در لحظات شادی و سرور؛ 3ـ اِعمال محبّت در لحظات خشم و غضب و ناراحتی؛ 4ـ اِعمال محبّت در زمان خوشی و اقبال و رفاه و برخورداری در زندگی؛ 5ـ اِعمال محبّت در زمان دشوار و گرفتاری و نداری و درماندگی و تنگدستی و اضطرار.

امروز ما مواجه هستیم با انسان هایی که خانه و کاشانه خود را از دست داده اند و از دست عده ای آدم کش آواره سرزمین های دیگر شده اند. صحنه های رقّت انگیزی که قلب انسان را جریحه دار می کند. آنها محتاج حمایت عاطفی دیگران هستند. این در حالی است که دیده شده برخی نه تنها از کشیدن دست محبّت بر سر آنان دریغ می ورزندبلکه با توهین و تحقیر و حتی لگد از آنان پذیرایی کردند. برخی هم حمایت خود را به مسائل قومی، نژادی یا دینی و مذهبی و امثال آن مشروط کرده اند که واقعا تأسف وشرم آور است.

در روزگاری که داد حقوق همجنس بازان و سخن از حقوق حیوان و طبیعت و امثال آن از سوی برخی گوش فلک را کر کرده، شک نداشته باشیم که این فرصتی است برای اثبات انسانیت و شرافت انسانی و کمترین مسؤولیت کسانی که در رفاه و امنیت هستند، در مقابل انسان های دیگر؛ چرا که قطعا آنها اوّلین گروه گرفتاران و رنج دیدگان در تاریخ نیستند و آخرین گروه هم نخواهد بود، چه بسا ملّت هایی که در گذشته به گرفتاری آنان مبتلا شدند و چشم انتظار یاری دیگران بودند و در آینده نیز این امکان برای هر ملّتی وجود دارد. لذا این اوّلین آزمون تاریخ نیست و آخرین هم نخواهد بود.

از خداوند متعال مسألت می کنیم به دولت ها و ملّتها خصوصا مراکز اسلامی و تک تک نماز گزاران روز جمعه توفیق حمایت از این نیازمندان و پناه جویان را مرحمت فرماید.  آمین.







[1] . مصباح الشریعه، باب اول.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :