ارسال به دوستان
کد خبر : 84030
تاریخ انتشار : 9/25/2015 5:16:04 PM

اسلام شناسی 157 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 2

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 25.09.2015

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

درهفته گذشته بنا شد مروری بر «رسالة الحقوق» امام سجاد (ع) داشته باشیم تا احکام حقوقی اسلام کمی روشن تر و واضح تر گردد. بدون شک هر یک از مواردی که در این رسالة به آن اشاره شده، می تواند در رسیدن افراد به کمال مؤثر واقع شود.

حق خدا ـ که بزرگترین حق بر انسان است ـ آن است که باید انسانها نسبت به خداوند شناخت پیدا کنند و از او اطاعت کنند و بندگی را فقط سزاوار حق تعالی بدانند و نسبت به او خاضع و خاشع باشند و با عبادت و بندگی خود را به او نزدیک نمایند. این بالاترین کمال برای انسان است و در حقیقت معرفت و عبادت برای آنست که انسان خود را به خدا نزدیک نماید و از صفات کمالش برخوردار گردد. به همین جهت است که آدمیان همیشه از ناحیه خداوند در حال آزمایش هستند تا با موفقیت در این آزمایش­ها پله های رشد و کمال را طی نمایند. از اینرو امام سجاد(ع) عبادت را حق خداوند می داند چه اینکه فرمود نباید به خداوند شرک ورزید؛ زیرا هر کدام از اقسام شرک مانع رشد می شود. شرک یا شرک جلیّ است یا شرک خفیّ.

شرک جلیّ و آشکار به این معناست که کسی برای خداوند شریک قائل شود.  بسیار روشن است که این نوع شرک بر خلاف نظام توحیدی است؛ زیرا خدای متعال به عنوان خالق و آفریننده هستی اَحد و واحد است. به همین جهت در تعالیم انبیای الهی آمده که برای خداوند شریک قائل نباشید زیرا او واحد است: « وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ»[1] لذا در اوّلین جمله از دعوت پیامبران الهی آمده است: «قولوا لا اله الاّ اللّه تفلحوا و تنجحوا» در آیات الهی شرک به عنوان ظلمی عظیم دانسته شده که قابل غفران و آمرزش نیست: «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ»[2]

قسم دیگر شرک، شرک در مقام عمل است. به معنی اینکه انسان در عبادت و یا استعانت از خدا، غیر خدا را هم دخالت دهد. این شرک از هر جهت زیان آور است و مانع جدی کمال و رشد انسان خواهد بود و به همین جهت به شدت انسانها از آن پرهیز داده می شوند.

لذا آیه شریفه می فرماید: « قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً [3] پیامبر به آنها بگو: همانا من بشری مثل شما هستم و وحی بر من نازل می شود که همانا خدای شما یکتاست و هر کس امیدوار به ملاقات پروردگارش می باشد پس باید در عمل صالح جدّی و کوشا بوده و برای پروردگارش احدی را شریک قرار ندهد».

این نوع از آیات، شرک در عبادت پروردگار را به شدت نهی می کند. از رسول اسلام (ص) درباره آیه «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ» سؤال شد که حضرت در پاسخ فرمودند: «من صلى مراياة الناس فهو مشرك، و من زكى مراياة الناس فهو مشرك، و من صام مراياة الناس فهو مشرك و من حج مراياة الناس فهو مشرك، و من عمل عملا بما امره الله عز و جل مراياة الناس فهو مشرك، و لا يقبل الله عز و جل عمل مراء [4] کسی که برای ارائه دادن به مردم نماز بخواند مشرک است. کسی که برای نشان دادن به مردم، زکات بدهد مشرک است و کسی که روزه بگیرد برای اینکه به مردم بفهماند مشرک است، و کسی که حج برود برای نشان دادن به مردم مشرک است و کسی که عملی را که خداوند به او امر فرموده انجام دهد و به رخ مردم بکشد مشرک است و خداوند عمل ریاکار را مورد پذیرش خود قرار نمی دهد».

در قرآن عمل شرک آلود مشرکان با تشبیهی دقیق بیان شده آنجا که می فرماید: « حُنَفاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكينَ بِهِ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوي بِهِ الرِّيحُ في‏ مَكانٍ سَحيق[5] برنامه و مناسک حج را انجام دهید در حالی که همگی خالص برای خدا باشید و هیچگونه شریکی برای او قائل نشوید و هر کسی شریکی برای خدا قرار دهد گویی از آسمان سقوط کرده و پرندگان در وسط هوا او را می ربایند و یا تندباد او را به مکان دوری پرتاب می کند.‏»

در این آیه شریفه حقیقت آسمان کنایه از توحید است و شرک سبب سقوط از این آسمان می گردد و هنگامی که انسان از این علو و رفعت سقوط کند گرفتار یکی از دو سرنوشت دردناک می شود: یا در وسط راه قبل از آن که به زمین سقوط کند طعمه پرندگان لاشخور می گردد و در حقیقت او بر جای نخواهد ماند. اگر بتواند از دست آنها فرار کند، آنگاه در چنگ طوفان سهمگین و مرگبار قرار خواهد گرفت و او را به کنار و گوشه ای پرتاب می کند و متلاشی می نماید و این طوفان همان شیطان و وسوسه های اوست که همواره تلاش می کند انسان را از مسیر حقیقت منحرف سازد.

بسیار روشن است اگر انسان با آفت شرک آشنا شود و با آن مقابله کند به راحتی نمی توان او را منحرف نمود. از این رو در برخی از زمانها حاکمیت تلاش می کرد که مردم با این آموزه ها آشنا نشوند تا بیشتر بتواند مردم را در جهل و نادانی قرار دهند و از آنها بهره گیرد.  امام صادق(ع) فرمودند: بنی امیه آموزش ایمان و یاد گرفتن آن را برای مردم آزاد گذاشتند. اما آموزش شرک و شناخت آن را آزاد نگذاشتند. بدین جهت که وقتی مردم را به شرک می خوانند مردم متوجّه نشوند که به طرف شرک سوق داده شدند.[6]  جناب فیض کاشانی در شرح این حدیث می نویسد: «بنی امیه بسیار حریص بودند بر این که مردم از آنان اطاعت بی چون و چرا داشته باشند. لذا راه شناخت ایمان و توحید را باز، اما شرک را بستند. بدین خاطر که اگر مردم معنی و مصداق شرک را نفهمند آن را زود می پذیرند. ولی وقتی معنای آن را بفهمند قطعاً از بنی امیه پیروی و اطاعت نخواهند کرد».[7] البته این یک روش عمومی برای حاکمان مستبد و خودخواه است که مردم را در نادانی قرار دهند تا گمراه بمانند و حاکمیت ستمگر بتواند بیشترین بهره را از مردم داشته باشند.

در معارف دینی از شرک خفی نیز نام برده شده که همان ریا است. ریا یکی از موانع جدّی رشد انسانها است و بلکه باطل کننده عمل است و آن را از هر جهت آلوده می سازد. در این زمینه فقط به این روایت اکتفاء می شود «از امام صادق (ع) سوال شد در مورد اینکه رسول خدا (ص) فرموده است شرک پنهان تر است از حرکت مورچه ای در شب تاریک بر سنگ سیاه. امام صادق (ع) فرمود: مؤمنان، معبود مشرکان را سبّ می کردند و در نتیجه مشرکان نیز معبود مؤمنان را، پس خدا نهی فرمود مؤمنان را از این عمل تا کفار چنین بکنند که در غیر این صورت مؤمنان از راه ندانسته به خدا شرک می ورزیدند خداوند در سوره انعام فرمود سب نکنید آنچه را مشرکان به غیر از خدا می خواند: « عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ‏ إِنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ النَّبِيِّ ص إِنَّ الشِّرْكَ أَخْفَى مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ‏- عَلَى صَفَاةٍ سَوْدَاءَ فِي لَيْلَةٍ ظَلْمَاءَ، فَقَالَ كَانَ الْمُؤْمِنُونَ يَسُبُّونَ مَا يَعْبُدُ الْمُشْرِكُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ- وَ كَانَ الْمُشْرِكُونَ يَسُبُّونَ مَا يَعْبُدُ الْمُؤْمِنُونَ فَنَهَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ عَنْ سَبِّ آلِهَتِهِمْ- لِكَيْلَا يَسُبَّ الْكُفَّارُ إِلَهَ الْمُؤْمِنِينَ فَيَكُونَ الْمُؤْمِنُونَ قَدْ أَشْرَكُوا بِاللَّهِ- مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ فَقَالَ: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ- فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم‏».[8]





[1] . بقره(2)؛ آیه: 163

[2] . نساء(4)آ آیه:48

[3] . کهف(18)؛ آیه: 110

[4] . تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 314.

[5] . حج(22)؛ آیه:31

[6] . الشافی، ج: 1، ص: 146

[7] . همان.

[8] . بحارالانوار، ج 72، ص 93.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :