ارسال به دوستان
کد خبر : 85452
تاریخ انتشار : 10/16/2015 7:27:25 PM

خانواده در قرآن کریم23 (برکات و آثار مثبت خانواده داری)

احترام به خود و احترام به دیگران را در خانواده باید آموخت.
خطیب: حجت الاسلام والمسلمین دکتر ترابی

تاریخ: 16.09.2015

موضوع: احترام و تکریم در خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم

 الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه و لا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه. وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. عبادالله، أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

« لَقَد كَرَّمنا بَنى ءادَمَ (اسراء/17، 70).»

مقدّمه:

در خطبه ­های گذشته از آثار مثبت خانواده و همسرداری سخن گفتیم. اوّلین برکت به دست آوردن رضای خدای سبحان بود. برکت دوم آرامش و آسایش از نظر جسمی روحی و روانی بود. سومین برکت تجربه­ی موّدت، رحمت و  عشق پاک بود. «عفّت و پاکدامنی» چهارمین اثر و «رونق کار و اقتصاد» اثر پنجم بود. ششمین اثر «معنویت و تحکیم ارتباط با پروردگار جهان در سایه عبادت­های خانوادگی» بود. برکت هفتم تربیت نسل بود. برکت هشتم عبارت بود از «حمایت و تأمین عاطفی». در جلسه گذشته «نیازهای عاطفی» را تشریح کردیم و گفتیم اگر نیازهای عاطفی انسان تأمین نشود انسان دچار عدم تعادل و خلأ درونی می شود و از درون تهی و بی محتوی می گردد و دچار آسیب های روانی می شود. سپس سخن راجع به بیان تک تک موارد بیستگانه نیازهای عاطفی انسان را شروع کردیم تا نشان دهیم که در همه­ی موارد یادشده به برکت خانواده انسان می تواند از «حمایت عاطفی» برخوردار شود و خانواده بهترین محمل تأمین تمام این نیازهای عاطفی به شمار می رود.  در ادامه محبّت  را به عنوان اوّلین نیاز عاطفی هر انسان نام بردیم و نشان دادیم که خانواده در تأمین آن نقش بسزایی دارد. در این خطبه ان شاء الله از دومین نیاز عاطفی انسان که باز هم خانواده نقش مهمی در تأمین آن دارد سخن می­گوییم و آن «نیاز به احترام و تکریم» است.

مطلب اوّل: احترام الهی انسان  

انسان از بُعد فردى موجودى است كه به طور ذاتى و فطرى دوست دار كرامت، شخصيّت، آبرو و نيازمند احترام است. نمونه هاي فراوانی در زندگی عملی مشاهده می کنیم که نشان می دهد هر انسانی، کوچک یا بزرگ مایل به حفظ احترام و کرامت خويش است؛ به گونه ای که اگر احترام وی حفظ نشود احساس رنج و آزار و اذیت روانی به او دست می دهد و این احساس ممکن است او را از تعادل خارج کند و روان او را بیمار سازد.

بنابراین نیاز به احترام بخشی از حقیقت وجود انسان است و وقتی به قرآن کریم مراجعه می کنیم می بینیم که در این کتاب آسمانی، مبانی نظری و روشهای عملی احترام به بهترین وجه آموزش داده شده و الگو سازی شده است. از نظر قرآن کریم اوّلین و بزگترین تكريم انسان از سوى خود خداوند سبحان است که به نحو مطلق در مورد انسان بما هو انسان فرمود: لَقَد كَرَّمنا بَنى ءادَمَ (اسراء/17، 70).

برخی از مصادیق تکریم و احترام الهی به انسان را می توان چنین برشمرد:

1ـ انسان را به بهترين صورت آفريد: لَقَد خَلَقنَا الاِنسـنَ فى اَحسَنِ تَقويم» (تين/95،4)،

2ـ خود را با آفريدن او أحسن الخالقين خواند: فَتَبارَكَ اللّهُ اَحسَنُ الخــلِقين». (مؤمنون/23، 14)

3ـ ملائكه را ـ با همه مدارجی که دارند (انبياء/21، 26) ـ  مأمور فرمود به سوی آدم سجده کنند: «فَاِذا سَوَّيتُهُ و نَفَختُ فيهِ مِن رُوحى فَقَعوا لَهُ سـجِدين» (ص/38، 72)،

4ـ مقام خلافت الهى را به انسان اعطا فرمود: «و اِذ قالَ رَبُّكَ لِلمَلـئِكَةِ اِنّى جاعِلٌ فِى الاَرضِ خَليفَةً» (بقره/2، 30)،

5ـ انسان را مستحق پيمان دانست و آنان را شاهد بر خدایی خود گرفت: و اِذ اَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنى ءادَمَ مِن ظُهورِهِم ذُرِّيَّتَهُم و اَشهَدَهُم عَلى اَنفُسِهِم اَلَستُ بِرَبِّكُم قالوا بَلى» (اعراف/7،172)

6ـ آن چه در آسمان ها و زمين است براى انسان مسخّر ساخت: اَلَم تَرَوا اَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَكُم ما فِى السَّمـوتِ و ما فِى الاَرضِ» (لقمان/31، 20)

افزون بر اين، آيات بسيارى در قرآن کریم وجود دارد كه در آن، حرمت «جان» آدمى (انعام/6، 151)، «مال» (بقره/2، 188)، و «عرض و آبروى» وى (نساء/4، 148; نور/24،23) مطرح شده و در اين جهات احكامى نيز تشريع كرده است.

قرآن کریم افزون بر این مقدار از احترام عمومی، برخی از امور را مایه­ی نوعی تکریم افزون­تر قرار داده است، که به برخی از موارد آن نیز اشاره می شود:

1ـ علم و دانش (زمر/39،9; مجادله/58،11)

2ـ رعایت ارزشهای اخلاقی و ادب و نزاکت اجتماعی (عبادالرحمن)

3ـ تقوا و پرهيزگاری و وارستگی (حجرات/49، 13)،

4ـ ايمان و معنویت دینی (سجده/32،18)،

5ـ عبادت مانند نماز و اعتکاف (بقره/2،125) و ..

مطلب دوم: مصادیقی از احترام در خانواده

احترام به پیامبر و اهل بیت شریفش، احترام به پدر و مادر ، احترام به فرزندان دختر و پسر، احترام به فامیل، احترام به استاد و احترام به همه انسان ها از آموزه های قرآنی است که در خانواده باید آموخته شود تا انسان احساس کرامت کند و وقتی احساس کرامت کند دیگر خود را با معصیت و گناه در نمی آمیزد: من کرم علی نفسه لم یهنها بالمعصیة.

در این جا به برخی از مصادیق عینی و ساده احترام که در قرآن کریم از آنها به نوعی یاد شده و در خانواده قابل تحقق است اشاره می کنیم.

1ـ باب احترام به انسان ها بالعموم و احترام به مؤمنین بالخصوص:

 قرآن به ما یاد می دهد با هیچ کس نامحترمانه سخن نگوییم: در آیه شریفه سیزدهم سوره حجرات می فرماید: «اى مردم! ما شما را از مردى و زنى آفریدیم و شما را گروه‏ ها و قبیله‏ ها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید. بی گمان گرامى ترین شما نزد خداوند، پرهیزگارترین شما است. به راستى که خداوند دانایى آگاه است».  الحجرات آیه ۱۳. در این آیه سه نکته مهم وجود دارد:

آـ مخاطب آن عموم انسان ها هستند، نه فقط جامعه مؤمنین یا مسلمین یا متدینین.

ب ـ همه انسان ها از یک مرد و زن متولّد شده­اند و عضوی از خانواده واحد بشری هستند و از نظر حقوق انسانی مساوی هستند.

ج ـ انسانها باید حق انسان بودن و کرامت ذاتی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به هم احترام بگذارند، و از خود شیفتگی و خود برتر بینی پرهیز کنند. با این حال، نزد خدا ی سبحان کسی که پرهیزگار تر باشد گرامی تر است ولی به این امر تنها خدای سبحان دانا و آگاه است».

و وقتی به مؤمنان می رسد می فرماید: واخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنين» (حجر/15، 88; شعرا/26، 215 قرآن دستور می دهد هنگام دیدار یکدیگر به هم تحیت بفرستید یعنی سلام کنید. مفسّران و محدّثان، ذيل آيه تحيّت به انواع ديگر آن از جمله: اشاره با سر يا با دست، برخاستن، دست دادن، روبوسى و معانقه، بوسيدن سر، پيشانى، صورت و دست و نیز خم شدن و دست روى دست بر سينه گذاشتن نيز اشاره دارند.

همچنین در قرآن کریم  به  سخن گفتن نيكو و اجنتاب از تنابز به القاب امر شده است. (بقره/2،83  ، لاتقولوا راعنا بل قولوا انظرنا). نیز توصیه شده است احترام حریم خانه همدیگر را حفظ کنید و به عنوان مثال از وارد شدن به خانه از غیر راه در اجتناب کنید (لاتدخلوا البیوت من وراءها)

2ـ باب احترام به پدر و مادر:

حسان به پدر و مادر از سوى قرآن مورد سفارش اكيد قرار گرفته: «و بِالولِدَينِ اِحسانـًا» (بقره/2،83; نساء/4،36) و مفسّران احسان به والدين را نوعى احترام آنان دانسته اند.  در آيه 83 بقره/2 از احسان به والدين به صورت ميثاق خداوند از بنى اسرائيل ياد شده است: «و اِذ اَخَذنا ميثـقَ بَنى اِسرءيلَ لاتَعبُدونَ اِلاَّ اللّهَ وبِالولِدَينِ اِحسانـًا» و در 4 مورد از جمله سوره اسراء، امر به احسان به پدر و مادر پس از فرمان به عبادت خداوند واقع شده است كه نشانه اهمّيّت آن است:  «و قَضى رَبُّكَ اَلاّ تَعبُدوا اِلاّ اِيّاهُ و بِالولِدَينِ اِحسـنـًا» (اسراء/17،23); چنان كه امر به تشكر از پدر و مادر، پس از امر به شكرگزارى از خداوند آمده است: «اَنِ اشكُر لى و لِولِدَيكَ» (لقمان/31،14). نكره بودن احسان دليل بزرگى آن است و لزوم رعايت همه امور در حقّ آنان را بيان مى كند. افزون بر اين، لزوم احترام به پدر و مادر به مؤمن بودن آنان مقيّد نشده است.
مفسّران، احسان به والدين را شامل اين امور دانسته اند: برخورد پسنديده با ايشان، به كار بردن جملات زيبا با آنان، تواضع و افتادگى در برابر آن ها، مهربانى با آنان و دعاى خير براى ايشان. در آيه 23 اسراء/17 به وجوهى از بى احترامى به پدر و مادر، اشاره و از آن نهى شده است: «فَلاتَقُل لَهُما اُفّ و لاتَنهَرهُما و قُل لَهُما قَولاً كَريمـا». در همين آيه و آيه 24 به نمونه هايى ازاحترام آنان نيز اشاره شده است: «واخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَةِ و قُل رَبِّ ارحَمهُما كَما رَبَّيانى صَغيرا».
افّ كه در آيه پيشين، از آن نهى شده، همان كلمه و حركتى است كه ناخشنودى شخص را نشان مى دهد و از كراهت و سختى او درباره طرف مقابل حكايت مى كند. در روايات، از افّ به كم ترين چيزى كه سبب عقوق والدين است، ياد مى شود.  «نهر» در اين آيه نيز به معناى تند شدن، فرياد زدن، بالا بردن دست به نشانه اعتراض و «قول كريم» به سخن نرم، فرمان بردارى از آنان، صدا نكردن پدرو مادر به اسم، ترك ناسزا و فحش به آنان، پيشى نگرفتن از ايشان، ننشستن پيش از آنان و «خفض جناح ذلّ» در آيه بعد به معناى اطاعت از پدر و مادر و عدم مخالفت از خواسته هاى ايشان، خاك سارى و تواضع نزد آنان، رأفت و رحمت و نرمى در حقّ ايشان دانسته شده است. از وجوه ديگر احترام به پدر و مادر، دعا براى ايشان حتّى پس از وفات است. برخى از مفسّران ارتباط با دوستان و آشنايان پدر و مادر را نوعى احترام به آنان مى دانند. در روايت اهل بيت، «احسان به والدين» به معناى برخورد نيكو و رسيدگى به نيازهاى آنان پيش از درخواست و «قول كريم» به معناى طلب مغفرت آمده است. «جناح ذلّ» نيز به نگاه با رأفت و رحمت، و ترك نگاه تند و تيز به آنان، بلند نكردن صدا، بالا نبردن دست، پيش نيفتادن از آنان معنا شده است. احترام به پدر و مادر، از آيه 100 يوسف/12 نيز فهميده مى شود. آن جا كه حضرت يوسف با ديدار پدر و مادر خود آن ها را بر تخت خويش نشاند: «و رَفَعَ اَبَوَيهِ عَلَى العَرشِ».

3ـ باب احترام به فرزندان: استفاده از تعابیر مناسب مثل ای بنیّ

4ـ باب احترام میهمان:

 قرآن كريم قصّه تاريخى برخورد كريمانه حضرت ابراهيم(عليه السلام) با مهمانانش را نقل كرده و پذيرايى گرم وى از آنان را يادآور شده است: «هَل اَتـكَ حَديثُ ضَيفِ اِبرهيمَ المُكرَمين». (ذاريات/51، 24) مفسّران، احترام به مهمان را رعايت اين امور در حقّ او دانسته اند: حُسن برخورد و گرم گرفتن با او، نشاندن مهمان در بالاترين و بهترين جاى مجلس، هم نشين شدن با مهمان، سخت نگرفتن و راحت گذاشتن او، پذيرايى خوب و بدون فاصله و بدون واسطه از مهمان.

5ـ باب احترام به دانشمند:

قرآن كريم، تساوى عالمان با غير عالمان را نفى: «قُل هَل يَستَوِى الَّذينَ يعلَمونَ والَّذينَ لايَعلَمونَ» (زمر/39،9) و به جايگاه ويژه و درجه برتر آنان اشاره كرده است: «يَرفَعِ اللّهُ الَّذينَ ءامَنوا مِنكُم والَّذينَ اوتُوا العِلمَ دَرَجـت» (مجادله/58،11); چنان كه تعبير متواضعانه حضرت موسى در برابر حضرت خضر (كهف/18،66) نشان از احترام ويژه دانش مندان دارد.

6ـ باب احترام به بی کسان و نیازمندان :

احسان و نيكويى با يتيمان و مسكينان، همسايگان، از راه ماندگان و رعايت حقوق ايشان در آياتى، مورد سفارش قرار گرفته است. (نساء/4،36; بقره/2،83 و ... ، فجر/89،17) برخى مفسّران احترام (احسان) به آنان را برخوردى مناسب با حال آنان دانسته اند; يعنى كفالت و سرپرستى يتيمان، حفظ اموال آنان، صدقه دادن به مسكينان و مواسات با ايشان و تفقّد احوال آنان. شأن نزول سوره مبارکه انسان سند رفتار احترام آمیز بلکه ایثارگرانه­ی خانواده­ی علی و فاطمه وفرزندانشان علیهم السلام با یتیم واسیر و نیازمند است.

7ـ باب احترام به مقدّسات:

خانواده باید احترام به مقدسات را به فرزند یاد بدهد. احترام به خدای سبحان و با عظمت یاد کردن از آن حقیقت مقدّس عالم و پرهیز از قسم بی جا با آن ذات مقدس (لاتجعلو الله عرضه لایمانکم). احترام به خود کتاب قرآن کریم و نیز احترام به کسی که در حال نیایش است از این جمله است که در آیات متعددی مورد اشاره قرار گرفته است. هنگام تلاوت شنوندگان را به گوش فرا دادن به آن و سكوت فرا خوانده است: «و اِذا قُرِئَ القُرءانُ فاستَمِعوا لَهُ و اَنصِتوا» (اعراف/7،204) و تماس با آن بدون طهارت شرعى را ممنوع دانسته است «لايَمَسُّهُ اِلاَّ المُطَهَّرون» (واقعه/56،79   (شايد بتوان از آيه 285 بقره/2 كه ايمان به ديگر كتاب هاى آسمانى را چون ايمان به قرآن لازم دانسته: «والمُؤمِنونَ كُلٌّ ءامَنَ ...و كُتُبِهِ» احترام ساير كتاب هاى آسمانى را نيز استفاده كرد.)

از جمله مقدسات مساجد و معابد است که قرآن کریم بر حفظ حرمت آن ها تأکید دارد. (لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا  الحج آیه 40).

و مهم تر از همه در قرآن كريم از كعبه و حريم آن به بيت امن (بقره/2،125)، حرم امن (قصص/28، 57; عنكبوت/29،67)، بيت الحرام (مائده/5،97)، مسجدالحرام (حج/22،25)، و بيت محرّم (ابراهيم/14، 37) ياد شده است. اين تعابير همان گونه كه مى تواند به وضع قوانين و تشريع احكام خاصّى بر آن مكان مقدّس ناظر باشد، عظمت و احترام آن را نيز بيان مى كند; چنان كه برخى در تفسير بيت الحرام و سرّ نام گذارى آن مى گويند: حرمت آن چنان بزرگ است كه هتك آن روا نيست. احترام مسجدالحرام را از واجبات، و ستم به آن را از محرّمات خاصّ آن مكان دانسته اند. برخى، احترام آن را اعمّ از تكوينى و تشريعى دانسته اند كه وضع احكام خاصّ، ناظر به احترام تشريعى آن، و احساس امنيّت در آن محدوده، ناشى از محترم بودن تكوينى آن است. که تمام این امور باید در خانواده به شکل عملی برای فرزندان تبیین شود.

مطلب سوم: ابعاد اجتماعی احترام

احترام از خانواده شروع می شود ولی در حوزه شخصی محدود نمی ماند و ابعاد اجتماعی وسیع تری می یابد. اساسا احترامی که در خانواده مطرح می شود زمینه و مقدمه ای است برای فهم معنای محترم بودن خویش و محترم دانستن دیگران. کسانی که در خانواده به درستی تربیت نشده باشند و احترام ندیده باشند و یا احترام به دیگران را نیاموخته باشند در جامعه مشکل ساز خواهند بود. و کسانی که در جامعه مورد بی احترامی قرار بگیرند ممکن است در جهت تقابل کارهای ناپسندی مرتکب شوند که از نظر ناظران مردود است. در این جا بدون پرده می خواهم دو مثال اجتماعی برای این مسأله ذکر کنم:

مثال اوّل: در سالهای اخیر رفتارهای زشت و غیر قابل قبولی از جانب برخی مسلمان نماها به اسم داعش دیده ایم که تندترین و زننده ترین رفتار  از سوی کسانی بوده که سالها در برخی از کشورهای اروپایی زندگی کردند و در چند سال اخیر به اسم مسلمان برای کشتن انسان ها به سوریه و عراق و لیبی و یمن و نقاط دیگر سفر کردند و بی مهابا انسان ها را مانند گوسفند ذبح نمودند و فجیع ترین جنایات را رقم زدند. می خواهم متواضعانه شما را به تأمل بر این پرسش دعوت کنم که آیا احتمال نمی دهید که بی احترامی به مسلمانان و توهین به عقاید و باورهای آنان در طول بیش از یک دهه گذشته، از آنان چنین انسان هایی ساخته باشد؟ البته ما به اقتضای حقیقت اسلام همیشه این جنایات را محکوم کرده ایم ولی این پرسش همیشه وجود دارد که چرا باید برخی از جوانان تازه مسلمانان اروپایی خشن ترین خون خواران داعش را تشکیل دهند؟ آیا این نشان دهنده مشکلاتی در درون جامعه اروپایی نیست که بن نوعی تبعیض دینی و قومی دامن زده است و به جای احترام یکسان به همه شهروندان آنان را به درجه یک و دو تقسیم می کند؟      

مثال دوم:

مثال دوم من راجع به حادثه منا در حج امسال است. باز در این جا می خواهم بگویم صرف نظر از همه ابعاد مدیریتی امنیتی و غیره که در حادثه منی امسال برای عده زیادی از ضیوف الرحمن رخ داد به بعد تربیتی آن اشاره کنم. به راستی اگر کارگزاران مربوطه از تربیت درست خانوادگی برخوردار بودند و از میان انسان های سالم و خانواده دار انتخاب می شدند آیا باز هم با میهمانان خانه امن خداوند آنگونه رفتار می کردند و حرمت واحترام آن خانه وصاحب خانه و میهمانانش را می شکستند. چگونه ممکن است بین پنج تا هشت هزار انسان را زیر دست و پا رها کنند و با لب تشنه و در گرما و فشار رها کنند تا جان بدهند و بعد هم جنازه ها را به بولدوزر جمع آوری کنند و در کانتینر نگهداری کنند؟

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی