ارسال به دوستان
کد خبر : 85863
تاریخ انتشار : 10/23/2015 5:20:07 PM

قرآن و امام حسین(ع)

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 23.10.2015

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg


بسم الله الرحمن الرحيم 

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.   

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه 

با توجّه به اینکه این ایام متعلق به حضرت امام حسین(ع) است و در بسیاری از محافل دینی و مذهبی درباره ی آن شخصیت عظیم عالم اسلام سخن به میان می آید، مناسب دیده شد که خطبه ی این هفته ی نماز جمعه را به آن حضرت اختصاص دهیم. آن انسان آزاده ای که برای دفاع از حریّت و کرامت انسان و احیای دین خدا از عزیزترین ها گذشت و آن جریان و قیام بزرگ را به وجود آورد و روح آزادگی و ظلم ستیزی را جاودانه کرد. 

در ابتدای سخن باید گفت: امام حسین(ع) مانند پیامبر اکرم(ص) و سایر ائمه هدی(علیهم السلام) زبان قرآن هستند و برای فهم جامع، دقیق و عمیق قرآن باید با زبان قرآن انس برقرار نمود. البته رابطهی عترت نبی مکرّم اسلام(ص) با قرآن آنقدر عمیق و تنگاتنگ است که به هیچ وجه قابل تفکیک و جدائی نیست، چراکه بر اساس حدیث مشهور و متواتر «ثقلین»1 که از پیامبر (ص) نقل شده، با تمسّک به این دو ثقل است که یک مسلمان گمراه نمی شود؛ زیرا در آن حدیث آمده است: «من می روم و دو متاع سنگین، گران بها و ارزشمند را در میان شما می گذارم؛ یکی کتاب خدا، (قرآن کریم) و دیگری عترت و اهل بیتم. و این دو، هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند».2  

و لذا در زیارت امام حسین(ع) در عید فطر و قربان آمده است: «أَشهَدُ أَنَّكَ‏ التَّالِي‏ لِكِتَابِ اللَّه‏؛ من شهادت می دهم که تو (امام حسین) تلاوت کننده کتاب خداوند بودی»3 و در زیارت آن حضرت در شب قدر آمده است: «أَشهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ تَلَوْتَ‏ الكِتَابَ‏ حَقَ‏ تِلاوَتِهِ‏».4 و در برخی زیارت های آن سید ابرار و امام آزادگان همچون زیارت آن بزرگوار در عید سعید فطر و قربان، می خوانیم: «السَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا شَرِيكَ‏ القُرْآن‏»5   

به نظر می رسد از چند جهت می توان این شریک بودن را معنا کرد:   1ـ هر دو جنت الهی بودند.   2ـ هر دو ودیعه و یادگار پیامبراکرم (ص) بودند.  3ـ هر دو نور خدایند که در ظلمات ارض و عالم ناسوت نور افشانی می کنند.  4ـ هر دو هدایت کنندهی جامعه انسانی به راه خیر و صلاح و سوق دهندهی ملت ها به صراط مستقیم حق و عدالت جویی، آزادگی، عزت و شرف انسانی اند. هر یک، ذکر و وِرد روز و شب اهل ایمان و آزادگان جهانند.  6ـ هر دو تا ابد، تازه و زنده و جاویدند و گرد کهن شدن بر سیمای زیبای درخشان هیچ یک از آن دو نور الهی نخواهد نیست. 

قرآن به عنوان کتاب زندگی در نزد امام حسین(ع) جلوه ای عمیق دارد و انس آنحضرت با قرآن وصف ناشدنی است. برای اینکه انسان از محضر قرآن بیشترین بهره را ببرد میبایست از طهارت روحی و معنوی و فکری برخوردار باشد «لايَمَسُّهُ إِلاَّ المُطَهَّرُون».6  هر چه فهم و درک و دانائی و دارائی انسان از قرآن بیشتر باشد به درجه و جایگاه و مقام او افزوده می شود چراکه در روایات آمده است: «فَإِنَّ دَرَجَاتِ‏ الجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ آيَاتِ القُرْآنِ يُقَالُ لَهُ اقرَأْ وَ ارْق»7 

به همین جهت آن حضرت در خصوص مراتب و معارف قرآن کریم میفرمایند: «كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى‏ أَرْبَعَةِ أَشيَاءَ: عَلَى العِبَارَةِ، وَ الإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ‏ وَ الحَقَائِقِ‏ فَالعِبَارَةُ لِلعَوَامِ‏، وَ الإِشَارَةُ لِلخَوَاصِّ، وَ اللَّطَائِفُ لِلأَوْلِيَاءِ، وَ الحَقَائِقُ لِلأَنبِيَاءِ؛ کتاب خدا بر چهار چیز استوار است به عبارات ظاهر، و اشاره ها و لطایف و حقائق؛ عبارات آن برای تودهی مردم است، اشاره و رموزات از آن خواص و بندگان ویژه است، لطایف آن برای اولیاء و حقائق آن نیز برای پیامبران و انبیاء است».8 

آن حضرت به آموختن قرآن افتخار می کرد چه اینکه بیان امام سجاد(ع) آمده است: شب عاشورا شنیدم پدرم به یارانش می فرمود: «أُثنِي‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ أَحْسَنَ‏ الثَّنَاءِ وَ أَحْمَدُهُ‏ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَحْمَدُكَ عَلَى أَنْ أَكرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ وَ عَلَّمْتَنَا القُرْآنَ؛ خداوند را با بهترین ثناها، ثناگویم و او را بر فراخی و تنگی ستایش می کنم. خدایا تو را به سبب این که ما را با انتخاب پیامبر، از میان ما گرامی داشتی و قرآن را به ما آموختی ستایش می کنم».9 

آنحضرت(ع) از دوران کودکی به این کتاب آسمانی علاقه فراوانی داشت و در همهی مراحل زندگی از قرآن سخن می گفت و لحظه ای از آن جدا نبود. و این علاقه و انس با قرآن به اندازهای بود که حتی شب عاشورا [از دشمن] مهلت خواست تا در آن شب به نماز دعا و استغفار مشغول باشد؛ و می فرمود: «خدا می داند که من به نماز و تلاوت قرآن و دعای فراوان و استغفار را دوست دارم».10  

زندگی و حیات امام حسین(ع) منطبق بر آیات قرآن است و آن حضرت به لحاظ رفتاری و اخلاقی، شریک و حقیقت قرآن است. از اینرو بر اساس مقام علمی و معنوی امام حسین(ع) می توان ادعا کرد که آن حضرت تجسّم عینی قرآن و قرآن ناطق است و هر آنچه که از زندگی فردی، اجتماعی، و سیاسی آن حضرت به دست می آید با آیات قرآن کریم منطبق است. 

از جمله فلسفههای قیام آن حضرت که با آیات قرآن قابل تفسیر است، و به برخی از آن اشاره می گردد این است که بر اساس آموزه های قرآن، در عین آنکه انسان باید برای دست یابی به ایمان و تقوای درونی تلاش کند تا خود را از آسیب ها و آفت ها حفظ نماید، همچنین میبایست در مسیر هدایت جامعه هم تلاش نماید و افراد جامعه را به معروف دعوت کند و نسبت به منکر هشدار داده و آنها را از آن باز دارد. در این زمینه قرآن کریم می فرماید: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَ تَنهَوْنَ عَنِ المُنكَرِ».11 

 امر به معروف و نهی از منکر وظیفه بهترین امتها در طول تاریخ بوده است و لذا آن حضرت می فرماید: «مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد. [من بنا دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم]».12 و در جمله ای دیگر به برادرش محمّدبن حنفیه می فرماید: «من برای فساد، طغیان و ظلم قیام نکردم بلکه تنها برای اصلاح امت جدم قیام کردم می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به دوستی پیامبر و علی(ع) عمل کنم».13 از آموزه های قرآن کریم نیز این است که انسان لازم است در برابر سلطان ستمگر قیام کند، چراکه در این زمینه می فرماید: 

« وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ ثُمَّ لاتُنصَرُون ‏؛ به کسانی که ستم کرده اند متمایل نشوید که آتش (دوزخ) به شما می رسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سر انجام یاری نخواهید شد».14 

امام حسین(ع) نیز یکی از دلائل خود را وجوب قیام علیه سلطان ستمگر دانسته و می فرماید: «هر کسی حاکم ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال کرده و عهد الهی را نادیده گرفته، با روش پیامبر(ص) مخالفت و در میان مردم، به ظلم و گناه عمل می کند. علیه او سخنی نگوید و مشورتی نکند بر خدا لازم است که او را به جایگاه خود(جهنم) ببرد».15 

و چون آن حضرت با دستگاه حکومتی فاسق و فاجر مواجه بود، به گونه ای که هیچ یک از شرایط حکومت و رهبری در اسلام را در یزید به عنوان حاکم جامعه اسلامی نمی دید، بهوظیفه و تکلیف الهی خود عمل کرد. و در اینباره فرمود: «یزید مردی فاسق است، قاتل افراد بی گناه است، شراب می نوشد، [این مردم ملزم به اطاعت از شیطان شده اند و اطاعت خدا را ترک کرده فساد را در زمین آشکار کرده اند، حرام خدا را حلال و حلال او را حرام کرده اند]».16 بر این اساس حضرت در برابر آن حاکم ستمگر ایستاد و دین خدا را از دست پست ترین ها نجات داد و به آن حیاتی دوباره بخشید. چه اینکه بهواسطه قیام آن حضرت(ع) اسلام و قرآن احیاء گردید و لذا بقاء و حیات اسلام به واسطهی آن قیام جاودانه شد. زیرا در غیر این صورت هیچ اثری از اسلام باقی نمی ماند. 

در پایان به این نکته اشاره می شود انس آن حضرت با قرآن به گونه ای بود که برخی از اخبار و شواهد تاریخی استفاده می شود که سر بریدهی آن حضرت نیز آیاتی از قرآن را زمزمه می کرد. چراکه شیخ صدوق(ره) هم به این نکته اشاره دارد که سر شریف امام حسین(ع) آیاتی از سورهی کهف را قرائت نمود. و بر طبق نقل های مقاتل، سر بریدهی آن حضرت آیات متعددی از قرآن کریم را تلاوت نمود. مانند آنچه را که از زید بن ارقم نقل شده که گفت: «سر مبارک آنحضرت(ع) را دیدم که قرآن میخواند: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَ‏ أَصحابَ‏ الكَهْفِ‏ وَ الرَّقِيمِ‏ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَبا».17 موی بر تنم راست شد و گفتم این ماجرا عجیب است.[عجیب تر از جریان اصحاب کهف است]».18 یا آیه «وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُون‏»19و نیز آیه «فَسَيَكفيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّميعُ العَليمُ»20 را تلاوت می کرد. 

امید است خدای متعال توفیق فهم قرآن و عمل به آنرا به همهی ما عنایت فرماید و اینکه تلاش کنیم رفتار ما قرآنی گردد.





نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :