ارسال به دوستان
کد خبر : 86243
تاریخ انتشار : 10/30/2015 3:15:30 PM

اسلام شناسی 159 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 4

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 30.10.2015

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين.

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

برای اینکه حق نفس شناخته شود، لازم است در این زمینه به رسالهی حقوق امام سجاد(ع) مراجعه شود؛ زیرا مباحث بسیار مفیدی پیرامونِ این موضوع توسط حضرت زین العابدین(ع) در این رساله نقل شده است، که میبایست به آن اشاره شود. حق نفس در تربیت انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و چه بسا مهم ترین راز بعثت پیامبران الهی همین باشد که نفوس بشری را تربیت کنند که لازمه اش آنست که خود آن پیام آوران تربیت یافتگان خدای تعالی باشند که چنین هم بوده است. در این راستا پیامبران الهی هم معلّم بودند و هم مربی بودند. از آن جهت که معلّم بودند در جهت سامان دهی به اذهان و افکار مردم تلاش می کردند و از جهت که مربّی بودند سعی داشتند تا انسانها در مسیر صحیح تربیت شود و به جایگاه واقعی خود دست یابد.

حق نفس در آیات و روایات

اهمیت موضوع تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت، بهاندازهای است که در قرآن کریم چندین بار مورد تأکید قرار گرفته است،1 پس باید نفس را تربیت نمود چه این که حضرت علی(ع) میفرمایند: «النَّفسُ‏ مَجْبُولَةٌ عَلَى سُوءِ الأَدَبِ وَ العَبْدُ مَأْمُورٌ بِمُلَازَمَةِ حُسْنِ الأَدَبِ وَ النّفسُ تَجْرِي فِي مَيْدَانِ المُخَالَفَةِ وَ العَبْدُ يَجْهَدُ بِرَدِّهَا عَنْ سُوءِ المُطَالَبَةِ فَمَتَى أَطلَقَ عِنَانَهَا فَهُوَ شَرِيكٌ فِي فَسَادِهَا وَ مَنْ أَعَانَ نَفسَهُ فِي هَوَى نَفسِهِ فَقَدْ أَشرَكَ نَفسَهُ فِي قَتلِ نَفسِه‏؛ طبع و جبلت نفس، سرکشی و سوء ادب است. بنده ماموریت دارد که نفس را همراه و همگام با حسن ادب قرار بدهد. نفس در میدان مخالفت، در جولان است و بنده کوشش می کند خواستهای بد او را کنترل کند. هرگاه زمام او را رها ساخت، در فساد و تباهیش شریک است. کسی که به نفس خود نسبت به خواسته هایش کمک کند، با نفس خود در قتل خویش شرکت جسته است».2

به همین جهت کنترل نفس و تعدیل قوای نفس از مهم ترین و سخت ترین رسالت انسانها است و در روایات بزرگترین جهاد، (جهاد با نفس) دانسته شده است. لذا حضرت علی(ع) در همین خصوص می فرماید: «أَفضَلُ‏ الجِهَادِ مُجَاهَدَةُ المَرْءِ نَفسَه؛‏ با فضیلتترین جهاد، جهاد انسان با نفس خویش است»،3 و در تعبیر دیگر از آنحضرت آمده است که فرمود: «خَالِفْ نَفسَكَ تَسْتَقِمْ وَ خَالِطِ العُلَمَاءَ تَعْلَم؛‏ با نفس خویش به مبارزه برخیز تا در کارها از کجی و اعوجاج و انحراف رهایی پیدا کنی و به استقامت زندگی کنی و با دانشمندان معاشرت داشته باشی تا دانا شوی و از جهل برهی».4 و نیز فرمود: «مَنْ قَوِيَ عَلَى نَفسِهِ تَنَاهَى فِي القُوَّة؛ کسی که بر نفس خویش سلطه و قدرت پیدا کند به آخرین درجه توانایی رسیده است».5 و به همین جهت پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «أَنَّ الشَّدِيدَ لَيْسَ مَنْ غَلَبَ النَّاسَ وَ لَكِنَّ الشَّدِيدَ مَنْ‏ غَلَبَ‏ عَلَى‏ نَفسِه‏؛ مرد شجاع و قوی آن کسی نیست که به مردم پیروز شود؛ بلکه قوی و محکم آن کسی است که بر خویشتن حکومت کند(یعنی بر نفس خویشتن غالب و مسلط شود) ».6

نکتهای که در اینجا ذکر آن از اهمیت ویژهای برخوردار است، آن است که امام سجاد(ع) پس از حق الله (به عنوان بزرگترین حق) اشاره به حقِّ نفس دارد؛ زیرا انسان شریف ترین مخلوق الهی است؛ و این شرافت و برجستگی در میان سایر مخلوقات به این جهت که انسان، شایستگی خلافت و ولایت الهی دارد و برای رسیدن به چنین جایگاهی، باید نفس را به درستی بشناسد و آن را به گونه ای شایسته تربیت نماید. بیشک در این مسیر نیاز به مرشد و استاد است تا در تربیت نفس دچار افراط و تفریط نشود.

این بحث (جهاد با نفس) از مباحثی است که معرکهی آرای [عرفا] است؛ چراکه در مقام عمل دقتهای خاص خود را دارد. به همین جهت بزرگان ما می فرمودند: ره چنان رو که رهروان رفتند. لذا باید مسیر انبیاء و پیامبران الهی را که پاک ترین انسانها بودند به بهترین شکل تربیت یافتند، دنبال کرد. برای اهمیت این بحث به روایتی از پیامبر اکرم(ص) اشاره می شود که حاوی نکته های بسیار مهمی است و آن اینست که مجاشع به محضر پیامبر اکرم(ص) شرفیاب شد و با آن پیامبر الهی پرسشهای مهمی را مطرح نمود و پیامبر(ص) پاسخهای دقیق و عمیقی را ارائه فرمودند: وی از پیامبر(ص) سوال کرد: «كَيْفَ‏ الطَّرِيقُ‏ إِلَى‏ مَعْرِفَةِ الحَقِ؟‏ فَقَالَ(ص) مَعْرِفَةُ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى مُوَافَقَةِ الحَقِّ؟ قَالَ مُخَالَفَةُ النَّفسِ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى رِضَاءِ الحَقِّ؟ قَالَ(ص) سَخَطُ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى وَصلِ الحَقِّ؟ قَالَ هَجْرُ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى طَاعَةِ الحَقِّ؟ قَالَ عِصيَانُ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى ذِكرِ الحَقِّ؟ قَالَ نِسْيَانُ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى قُرْبِ الحَقِّ؟ قَالَ التَّبَاعُدُ عَنِ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَكَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى أُنسِ الحَقِّ؟ قَالَ الوَحْشَةُ مِنَ النَّفسِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ الطَّرِيقُ إِلَى ذَلِكَ؟ قَالَ الِاسْتِعَانَةُ بِالحَقِّ عَلَى النَّفس‏؛ ای رسول خدا راه شناخت حق چیست؟ پیامبر جواب داد: شناخت نفس. پرسید راه موافقت کردن با حق چیست؟ فرمود: به مخالفت برخاستن با نفس. پرسید راه رسیدن به رضای حق چیست؟ فرمود: به غضب درآوردن نفس. پرسید راه رسیدن به حق چیست؟ فرمود: مهاجرت کردن از خواسته های نفس. پرسید: راه اطاعت کردن از حق چیست؟ فرمود: تمرّد و سرپیچی از خواسته های نفس. پرسید: راه یاد کردن حق چیست؟ فرمود: فراموش کردن نفس. پرسید: راه نزدیک شدن به حق چیست؟ فرمود: دوری جستن از نفس. پرسید: راه انس با حق چیست؟ فرمود: ترس از نفس. پرسید: راه رسیدن به همه اینها چیست؟ فرمود: کمک خواستن او در مقابل خواسته های نفس».7

حال با توجه به مطالب بیان شده و نیز با دقت در آیات و روایات اسلامی که در این خصوص بیان شدهاند، هر انسانی بدست خواهد آورد که شناخت نفس با فضیلت ترین و نافع ترین معارف برای انسان است و برای تربیت آن باید لحظه به لحظه مراقب حالات و مقامات نفس بود تا این نفس در مسیر سرکشی و طغیان و نافرمانی قرار نگیرد.

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی