ارسال به دوستان
کد خبر : 86679
تاریخ انتشار : 11/6/2015 4:44:44 PM

اسلام شناسی 160 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 5

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 06.11.2015

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.


امام سجاد(ع) در بیانات نورانی خود در خصوص «حق نفس» می فرمایند: « باید آن­را فقط برای طاعت و بندگی خدا به کار ببری [و به صورتی که خدا فرمان داده آن­را هزینه کنی]».[1] البته این نگاه در رابطه با نفس بسیار مهم است، چرا که باید توجّه داشت که خدای متعال خالق ما است و ما را به حق آفریده تا برای رسیدن به غرض از آفرینش خود تلاش کنیم.

 بی شک با توجّه به مجموعه­ ظرفیت های موجود، خدای متعال ما را برای این نیافریده است، که خود را به هرزگی کشانده و لغو و بیهوده زندگی نمائیم. بلکه باید غرض از خلقت خود را که همان رسیدن به کمال مطلوب است، بشناسیم، و تلاش کنیم که از همۀ ظرفیت ها در آن مسیر استفاده نمائیم. لذا اینکه حضرت سجاد(ع) فرمودند: باید به تمام و کمال در طاعت خداوند باشیم، بدین معنا نیست که زندگی نکنیم؛ بلکه بر عکس انسان باید در این دنیا الهی زندگی کند و هر آنچه در زندگی با آن مواجه است، در مسیر طاعت و بندگی خدا تنظیم نماید. ازدواج و تشکیل زندگی، دوست داشتن کسی، خوردن و آشامیدن، خدمت در جامعه و بلکه در هر نوع رابطه ای می توان این جهت را به وجود آورد. چه در رابطه­­ انسان با خدا، چه در رابطه­ با دیگران و چه در رابطه با محیط. این موضوع (یعنی حق نفس) یکی از نکات بسیار مهمی است که باید بدان توجّه داشت. زیرا زندگی آنگاه معنا و مفهوم حقیقی خود را پیدا می کند که در مسیر واقعی جهت پیدا کند. البته برای این کار بزرگ باید از خداوند کمک و استعانت جست، که یقیناً او هم کمک خواهد کرد. بنابراین مهم آنست که نفس به شکل صحیح شناخته و تربیت شود. حال چگونه این مهم، باید تحقق یابد؟ امام سجاد(ع) در ادامه به حقوق اعضای گوناگون انسان اشاره می کند که اگر این­ها درست تربیت شوند انسان در آن مسیر کمال قرار خواهد گرفت.

حق زبان

امام سجّاد(ع) در ادامه­ فرمایشات خود به حق زبان اشاره کرده و می فرماید: « وَ أَمَّا حَقُّ اللِّسَانِ فَإِكرَامُهُ عَنِ الخَنَا وَ تَعْوِيدُهُ عَلَى الخَيْرِ وَحَمْلُهُ عَلَى الأَدَب وَإِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ الحَاجَةِ وَالمَنفَعَةِ لِلدِّينِ وَالدُّنيَا وَإِعْفَاؤُهُ عَنِ الفُضُولِ الشَّنِعَةِ القَلِيلَةِ الفَائِدَةِ الَّتِي لَايُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّةِ عَائِدَتِهَا وَ يُعَدُّ شَاهِدَ العَقلِ وَالدَّلِيلَ عَلَيْهِ وَ تَزَيُّنُ العَاقِلِ بِعَقلِهِ حُسْنُ سِيرَتِهِ فِي لِسَانِهِ وَ لاقُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ العَلِيِّ العَظِيم‏؛[2] اما حق زبان این است که او را گرامی داری از اینکه به فحش عادت کند، بلکه او را به سخن خوب و شایسته وادارش کن. او را مودّب نما و  زبان در دهان نگاه دار، مگر در محل حاجت و برای سود دین و دنیا! و از سخنان ياوه، زشت و كم فائده‏اى كه از زيان و خسرانش ايمن نيستى، و درآمدش ناچيز است، معافش بدار. زبان، گواه خرد و دلیلِ بر آن شمرده می شود و آراستگی عاقل به سبب عقل اوست و زيبائى رفتار آدمی در زبان او نهفته است و مددی جز از ناحیه خدای بزرگ وجود ندارد.

ملاحظه در این عبارات نشان می­دهد که آن­ حضرت(ع) از حق زبان آغاز کرده است. چه اینکه علی(ع) نیز در نهج البلاغه در خطبه­ متقین وقتی ویژگی­های پارسایان را ذکر می کند می فرماید: «مَنطِقُهُمُ‏ الصَّوَاب‏»[3] که آنان منطق و کلامشان درست و واقعی است و در حقیقت از زبان به شکل درست و صحیح استفاده می کنند.

پر واضح است که در سلوک عملی باید همین اعضاء و جوارح را درست تربیت کرد؛ زیرا بسیاری از گناهان و معاصی به واسطه­ همین اعضای هفت­گانه صورت می گیرد؛ چراکه در سلوک عملی نباید انسان شعار دهد بلکه باید در میدان عمل خود را تربیت کند. بدین جهت که تلاش های عملی است که خدای متعال عنایت های خود شامل حال انسان سالک می نماید.

زبان اگر درست تربیت نشود گناهان بسیاری از آن صادر می شود، چراکه برخی از 20 تا بیش از 100 گناه را برای آن برشمرده­اند. و البته همین زبان که بزرگترین نعمت انسان دانسته شد: «خَلَقَ الإِنسانَ عَلَّمَهُ‏ البَيان‏»[4] عامل شناخت آدمی نیز می باشد. امام علی(ع) فرموده­اند: مرد، پنهان در زیر زبان خویشتن است.[5] و نیز آن حضرت(ع) در جای دیگری فرموده است: «تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ المَرْءَ مَخبُوءٌ تَحْتَ‏ لِسَانِه‏؛ سخن گوئيد تا شناخته شويد، پس بدرستى كه آدمى يا مرد در زير زبانش پنهان شده است».[6]

تا مرد سخن نگفته باشد                   عیب و هنرش نهفته باشد.[7]

بی شک زبان از عوامل بسیار موثر در صلاح و فساد جامعه است، زیرا با زبان بهترین فضائل انسانی و ارزشی را می توان به جامعه آموزش داد؛ چه اینکه اگر درست از آن استفاده نشود بزرگترین عامل فساد برای فرد و جامعه شمرده می شود. زیرا گاهی اهل سیاست جمله ای را به زبان می آورند و جنگها میان ملتها رخ می دهد و انسانهای بی گناهی کشته می شوند. به همین جهت باید زبان را در مسیری تربیت نمود که امام سجاد(ع) فرمودند؛ تا زمینه رشد و کمال را برای انسان فراهم سازد.

 آدمی باید به خوب سخن گفتن و با ادب سخن گفتن عادت کند، و زبان را از یاوه گویی، غیبت، تهمت، افتراء، بدگویی و فحاشی و مانند آن، پرهیز دهد. و نیز همواره باید به آفات زبان توجّه نمود و به مبارزه­ی با آن همت گمارد. به همین جهت دانشمندان اخلاق اسلامی با استفاده از آیات و روایات برای مبارزه با این آفت بزرگ راه­هایی ذکر کرده­اند که از جمله­ آنها این است که گاهی مناسب است انسان سکوت را به عنوان بهترین راه انتخاب کند.

در روایتی از صفوان بن سلیم از رسول خدا(ص) نقل شده است، آن حضرت(ص) در این خصوص می­فرماید: «ألا أخبركم بأيسر العبادة، وأهونها على البدن؟ الصمت، وحسن الخلق؛ آیا به شما خبر دهم از آسانترین و کم زحمت ترین عبادت بر بدن انسان؟ یکی سکوت و دیگری نیکویی در اخلاق».[8]

و نیز سفارش شده است که در آنچه که فایده­ای ندارد سخن نگویید. این مطلب از بیانات نورانی پیامبر اسلام(ص) نیز قابل استفاده است که فرمود: «مِنْ‏ حُسْنِ‏ إِسْلَامِ‏ المَرْءِ تَرْكُهُ‏ الكَلَامَ‏ فِيمَا لَا يَعْنِيهِ‏؛ از زیبایی و نیکویی اسلام مرد مسلمان آن است که از سخن که به درد نمی خورد اجتناب ورزد».[9] و همچنین سفارش شده است که به قدر حاجت سخن بگوئید؛ چنانکه رسول اکرم(ص) فرموده است: «‏طُوبَى لِمَنْ أَمْسَكَ الفَضلَ‏ مِنْ‏ لِسَانِهِ‏ وَ أَنفَقَ الفَضلَ مِنْ مَالِهِ‏؛ خوشا به حال کسی که زیادی گفتارش را امساک نموده، باز دارد و زیادی در اموالش را به تهی دستان انفاق کند».[10] و نیز [سفارش شده است که] از مراوده جدل به شدت پرهیز کنید. چراکه رسول اکرم(ص) در این باره می­فرماید: «لَايَسْتَكمِلُ‏ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الإِيمَانِ حَتَّى يَدَعَ‏ المِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّا؛ بنده به حقیقت ایمان نمی رسد مگر این که مراء و جدال در کلام را ترک نماید گرچه درشتی و مطلبش بر حق باشد».[11]

لذا لازم است کسانی که درصددند زبان را تربیت کنند، در حدی که لازم است سخن بگویند و همیشه با ادب کلمات را به زبان جاری کنند. و هیچ کس را با زبان خود مسخره و استهزاء نکنند، و نیز از شوخی بیجا به شدت پرهیز کنند، و زبان را به راست گفتن و پرهیز از دروغ عادت دهند.

اگر حق زبان به درستی شناخته شود، و انسان آن­را در مسیر فضیلت قرار دهد، و به سفارش امام سجاد(ع) به صورت دقیق عمل کند، او در حقیقت حق زبان را به جا آورده است. و همچنین باید به شدت از رذائل اخلاقیی که با زبان اظهار می شود پرهیز نماید، و نیز باید توجّه داشته باشد که زبان گواه خرد و عقل آدمی است و آراستگی عاقل به این است که خوش زبان و خوش گفتار و مودب باشد. و برای استفاده از این نعمت بزرگ الهی باید از خدای متعال استمداد طلب کند و با تمرین و ممارست از آثار این نعمت الهی بهره مند شود.







[1]. «وَ حَقُ‏ نَفسِكَ‏ عَلَيْكَ‏ أَنْ تَسْتَعْمِلَهَا بِطَاعَةِ اللَّهِ عَزَّوَجَل‏». (ابن بابويه، محمدبن على(شیخ صدوق)، من لايحضره الفقيه، ج2، ص619).

[2]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص256، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1404ق.

[3]. نهج البلاغة، خطبة/193.

[4]. الرحمن/3و4.

[5]. «المَرْءُ مَخبُوءٌ تَحْتَ‏ لِسَانِه» (ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص54، ح204).‏

[6]. نهج البلاغة، حکمة/392.

[7]. سعدی شیرازی، گلستان سعدی.

[8]. ابن أبي الدنيا، الصمت و آداب اللسان، ص43، ح27، تحقيق أبو إسحاق الحويني، بیروت، چ اول، 1410ق. و الفيض الكاشاني، المحجة البيضاء في تهذيب الأحياء، ج 5، ص194، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ دوم، بی­تا.

[9]. مفيد، محمد بن محمد، الأمالي، ص34، ح9، قم، كنگره شيخ مفيد، چ اول، 1413ق.

[10]. ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى، تنبيه الخواطر، ج1، ص108، قم، مكتبه فقيه، چ اول، 1410ق.

[11]. شهيد ثانى، زين الدين بن على، منية المريد، ص171، قم، مكتب الإعلام الإسلامي، چ اول، 1409ق.



نظر شما



نمایش غیر عمومی