ارسال به دوستان
کد خبر : 89420
تاریخ انتشار : 12/16/2015 12:59:14 PM

گزارش مراسم عزاداری دهه آخر ماه صفر در مرکز اسلامی هامبورگ

مراسم عزاداری دهه پایانی ماه صفر که مصادف با اربعین حسینی(ع)، رحلت پیامبر رحمت حضرت محمّد(ص)، شهادت­ کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رضا(ع) بود، از روز سه شنبه 1 تا جمعه  11 دسامبر 2015 به مدت 11 شب با حضور عدّه کثیری از مسلمانان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت(ع) از ملّیت­های مختلف در مرکز اسلامی هامبورگ برگزار گردید. لازم به ذکر است حضور جوانان در این شب­ها بسیار چشم­گیر بود.

در این شب­ها عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشاء به امامت آیت ­الله رمضانی مدیر مرکز اسلامی، از برنامه تلاوت قرآن، قرائت ادعیه، بیان احکام شرعی توسط برادر ارجمند آقای سیدمحسن آل­ بتول، سخنرانی های آیت الله دکتر رمضانی و حجت الاسلام و المسلمین مخبر و مداحی مداح اهل بیت (ع) جناب آقای حاج ابوذر بیوکافی بهره­ مند می­ شدند.

آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در چهار شب نخست و  نیز سه شب پایانی این مراسم به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان در بخشی از سخنان خویش با اشاره به حدیث معراج از « توکّل» به عنوان یکی از با فضیلت ترین اعمال نزد خداوند متعال یاد نموده و افزودند: در حدیث معراج به دو نکته مهم اشاره شده است. پیامبر اکرم (ص) سوال می کنند که چه عملی در نزد خدا با فضیلت تر است و خداوند می فرماید: « فَقالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: لَيْسَ شَيْءٌ عِنْدِي أفْضَلَ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَيَّ وَالرِّضا بِما قَسَمْتُ.»  اول توکل یعنی انسان به خدا توکل نموده و در همه امور او را وکیل خود بداند و دوم راضی بودن به آنچه خداوند به او عطا کرده است.

نکته مهم دیگری که در این حدیث مطرح می شود بحث محبت است که در قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (ع) نیز مطرح شده است. خداوند متعال پیامبر اکرم (ص) را مورد خطاب قرار می دهد و می فرماید:

« يا مُحَمَّدُ؛ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَحابّينَ فيّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَقاطِعينَ1 فيّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَواصِلينَ فيّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتي لِلْمُتَوَّكِّلينَ عَلَىَّ وَ لَيْسَ لَِمحَبَّتي عَلَمٌ وَ لا نِهايَةٌ وَ كُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً..»

 محبّت من بر چهار دسته از مردم واجب است: دسته اول: كسانى كه يكديگر را به جهت من دوست داشته باشند.

دسته دوم: كسانى كه براى من از دوستى وارتباط با كسانى كه نمى پسندم، دست بردارند و رابطه خود را با دشمنان من قطع كنند. به ديگر سخن، اگر بر اساس هواى نفس و بر خلاف رضاى پروردگار ارتباطى بين آنها برقرار شد، به انگيزه عشق به خدا چنين پيوند و ارتباطى را قطع كنند.

دسته سوم: افرادى كه به جهت من با يكديگر رابطه برقرار كنند و اگر چنانچه كدورت و تيرگى بينشان وجود دارد، آن را فراموش كنند و در ايجاد ارتباط و پيوند همه جانبه تلاش و همت نمايند.

دسته چهارم: گروهى كه بر من توكل داشته باشند.

خداوند می فرماید محبت من بر این افراد واجب است چرا که حبّ و بغض این انسانها در راه خداست. « الحبّ فی الله فریضه والبغض فی الله فریضه»

در روایت دیگری در کتب اهل سنت از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که خداوند می فرماید: «حقت محبتي للمتحابين في ، وحقت محبتي للمتواصلين في ، وحقت محبتي للمتزاورين في ، وحقت محبتي للمتباذلين في»  

محبت من حق کسانی است که یکدیگر را بواسطه من نصیحت می کنند و بواسطه من خیر یکدیگر را می خواهند. کسانی که به خاطر من به ملاقات یکدیگر می روند. کسانی که به واسطه من می بخشند و اهل بذل و بخشش هستند.

روایتی در رابطه با متحابّین نقل شده است که خداوند در روز قیامت همه مردم را از اولین تا آخرین جمع می کند . آن گاه ندا می آید که « أین المتحابّون فی الله» کجایند آنهایی که در راه خدا با هم دوست بودند. عده ای بلند می شوند و می گویند ما هستیم. سپس خداوند می فرماید: « اذهبوا الی الجنّة بغیر حساب» وارد بهشت شوید بدون حساب رسی. وقتی اینها به طرف بهشت حرکت می کنند فرشتگان الهی سوال می کنند شما چه کسانی هستید و چه کرده اید که بدون حساب وارد بهشت می شوید؟ می گویند « نحن المتحابّون فی الله» ما کسانی هستیم که یکدیگر را به خاطر خدا دوست داشتیم.

رئیس اتحادیه اروپایی علما و تئولوگ های شیعه در بخش دیگری از سخنانشان با استناد به آیات قرآن کریم به تشریح صفات کسانی که مورد رحمت و کسانی که مورد غضب الهی هستند پرداخته و افزودند: قرآن کریم در برخی از آیات به تشریح صفات کسانی می پردازد که خداوند آنها را دوست دارد. «انّ الله یحبُ المحسنین» خداوند محسنین را دوست دارد. « وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ» خداوند پاکان را دوست دارد. کسانی که اهل تقوی هستند. کسانی که مقسط و عدالت خواه هستند. خداوند توبه کنندگان را دوست دارد. متوکّلین را دوست دارد.

در مقابل اینها عده ای را خداوند دوست ندارد: « فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ» خداوند کافرین و اهل کفر را دوست ندارد. مستکبرین و خود برتر بین ها را دوست ندارد. فخر فروشان و کسانی که اهل ظلم و ستم هستند را دوست ندارد. « إنّ الله لا يُحبّ كلّ خوّان كَفور» خیانتکار ناسپاس. « معتدین» کسانی که اهل تعدّی و تجاوز هستند. « خائنین» « مفسدین» « خوّان اثیم» خیانت کار گناهکار.

آن عدّه ای را که خداوند دوست دارد همه یک وجه مشترک دارند و آن این است که همه در مسیر حق حرکت می کنند و هر کاری را در جای خود انجام می دهند.  اعمالی را انجام می دهند که مطابق با عقل و فطرت انسان می باشد. توگل، حق طلبی، عدالت خواهی و... همه از اموری هستند که با عقل و فطرت انسان مطابقت دارند.

آن دسته ای را که خداوند دوست ندارد در مسیر باطل و بر خلاف عقل و فطرت حرکت می کنند. استکبار، کفر، اسراف و تبذیر، فساد و ... بر خلاف عدل و عدالت است.

در رابطه با بحث محبت سوالاتی مطرح می شود از جمله اینکه خداوند که بندگان را دوست دارد آیا فایده و نفعی از این دوست داشتن به خداوند می رسد؟ این سوال در رابطه با خلقت و آفرینش انسان نیز مطرح  می شود که آیا با خلق انسان نفعی به خداوند می رسد؟ در پاسخ این سوال باید اشاره نمود که خداوند متعال « غنیّ بالذّات» است و نیاز به کسی یا چیزی ندارد. لذا خداوند متعال انسان را خلق کرده تا خود انسان به کمال نهایی که قرب الهی است نائل شود چه اینکه اگر خداوند بندگان را دوست می دارد نه به خاطر اینکه فایده ای از این دوستی به او برسد بلکه چون اولا انسان مخلوق و ساخته شده خداوند است و ثانیا بندگانی را که خداوند دوست دارد کسانی هستند که در مسیر او حرکت می کنند و او می خواهد همراه بنده اش باشد و به او برای رسیدن به مقصد کمک و یاری نماید.  

این سوال در رابطه با بندگان نیز مطرح می شود گه چرا انسان خداوند را دوست دارد؟ انسان خداوند را دوست دارد برای اینکه بیشترین فایده و نفع برای انسان در دوستی با خداست. فطرت انسان کمال جوست و خداوند کمال مطلق است انسان برای رسیدن به کمال باید خداوند را دوست داشته باشد و عقل سلیم هم این را تایید می کند. هر چه انسان ارتباطش با خدا بیشتر باشد به کمالات بیشتری دست می یاید و به او نزدیدکتر می شود و به همین خاطر هر چه شناختش نسبت به خداوند بیشتر شود معرفت و محبت او نیز بیشتر خواهد شد.

ولی متاسفانه انسان در دنیای امروز کمال واقعی را گم کرده است و برخی کمال را در مادّیات و داشته های دنیوی جستجو می کنند و مسائل و منافع مادّی را ملاک دوستی و محبت قرار می دهند.

امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ در شب پایانی مراسم که مصادف با شب شهادت امام رضا (ع) بود در بخشی از سخنان خود مجالس عزاداری ماه محرم و صفر را فرصتی مناسب برای شناخت و معرفت هر چه بیشتر نسبت به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) بیان نموده و افزودند: شب آخر ماه صفر است و طی دو ماه گذشته توفیقی بود که با حضور در محافل سخنرانی و عزاداری این دو ماه ارتباط خاصی را با اهل بیت (ع) برقرار کنیم. انسان مؤمن باید بکوشد که با حضور در این محافل بر ایمانش افزوده شود و در مقام عمل و اخلاقی نیز پیشرفت داشته باشد. فرد مسلمان باید با رفتار و کردارش مردم را به سوی حق دعوت کند و نقش رفتاری مسلمانان بالاخص در جوامع غربی بسیار مهم است.

این نوع مجالس برای شناخت پیامبر (ص)، اهل بیت (ع) و راه و روش صحیح است. عزاداری در این محافل باید همراه با فهم و شعور باشد. در مجالس عزاداری اگر شور است قبلش باید شعور باشد. اگر شعور و فهم باشد عزاداری و اشک انسان بسیار با ارزش خواهد بود. هم عرفان باید باشد و هم حماسه. عارف اگر حماسه ساز باشد آن وقت تاثیرگذار خواهد بود. حماسه ساز اگر عارف باشد آن وقت ماندگار خواهد شد.

ایشان در ادامه مباحث شب های گذشته که در رابطه با «محبت» بود محبوب واقعی بشر را فقط خداوند متعال بیان نموده و افزودند: محبت به اعتباری به دو قسم حقیقی و مجازی تقسیم می شود و از این رو خداوند متعال که کمالات او بالذات است محبوب واقعی است و غیر حقتعالی محبوب مجازی است.

محبت مجازی هم به دو قسم حیوانی و نفسانی تقسیم می شود. در قسم اول محبت به واسطه جنبه های حیوانی، شهوانی و دنیایی است و در حقیقت به اموری مانند محبت به واسطه زیبایی ظاهری و آنچه به امور دنیوی مربوط است باز می گردد. بی شک چنین محبتی هیچگاه انسان را به خدا نمی رساند اما اکر محبت مجازی از قبیل محبت به فضائل و کمالات نفسانی باشد مانند محبت به خاطر عفت، شجاعت، حکمت، عدالت، صداقت و به طور کلی بواسطه جنبه های انسانی و معنوی باشد این می تواند به محبت حقیقی منجر شود و در حقیقت بایدد این نوع محبت در طول محبت به خداوند باشد. لذا پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « مرا به خاطر خداوند دوست داشته باشید.»

لذا محبت انسانها نسبت به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) از این نوع محبت مجازی است که در طول محبت به خدا و منجر به آن خواهد بود. این محبت بواسطه صفات و کمالاتی است که اولیای الهی دارند. پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) واسطه هستند برای ارتباط با خداوند. انسان وقتی خدا را دوست دارد رسول خدا را نیز دوست دارد. وقتی انسان پیامبر خدا را دوست دارد وصی پیامبر را نیز دوست دارد. این محبت ها  با یکدیگر در ارتباط هستند مگر می شود انسان خدا را دوست داشته باشد ولی پیامبر خدا را نپذیرد مگر می شود انسان رسالت پیامبر (ص) را بپذیرد ولی ولایت حجّت خدا نپذیرد. درروایت آمده است که اگر کسی بگوید من پیامبر (ص) را دوست دارم اما وصی او را دوست نداشته باشد این فرد دروغ گفته است. اهل بیت (ع) در قرآن کریم به عنوان اولیاء و حجت های الهی معرفی شده اند. هر چه شناخت انسان نسبت به پیامبر (ٌص) و اهل بیت (ع) بیشتر شود محبت او نیز بیشتر خواهد شد.

در یک تقسیم بندی دیگر می توان گفت دو نوع محبت و جود دارد. 1. محبت مستقر 2. محبت عاریه ای.همانند ایمان که دو نوع است ایمان مستقر که در جان و دل فرد مؤمن رسوخ کرده است و ایمان عاریه ای که متزلزل است و حالات فرد متغیر است. لذا مهم آن است که محبت ها باید از نوع محبت مجازی نفسانی باشد که انسان را به کمال برساند نه مجازی حیوانی که عاریه ای است و همواره در حال تغییر و تبدیل است.

 شایان ذکر است حجت الاسلام و المسلمین مخبر نیز در این مراسم به مدت سه شب به ایراد سخنرانی پرداختند. ایشان در بخشی از سخنان خود از انیباء و اوصیاء الهی به عنوان راهنمایان راه الهی و هادیان جامعه بشری یاد کرده و افزودند: قرآن کریم انبیاء و اوصیاء را راهنمایان انسان به راه روشن الهی معرفی می کند و آنان را هادیان جامعه می خواند. روایات منقول از پیامبر اکرم (ص)، امامان از عترت طاهره را نیز چراغ های هدایت معرفی می کند. پیامبر و امام همچون چراغ پر فروغی هستند که از مقصد و غایت حرکت هستی و عروج انسان به دست الهی بر افروخته شده و بر انسانها تابیده اند و بدین سان هم مقصد را روشن می کنند و هم راه را. بهره مندی از فروغ هدایت آنها در نخستین گام مشروط به اراده انسان در طلب هدایت است. بدین معنی که اکر کسی در پی هدایت نباشد و آن را نخواهد راه خود را از بهره مندی از انوار هدایت آنان مسدود کرده است اما اگر کسی طالب هدایت شد به قدر وسع و استعداد خویش از آن هدایت بهره مند خواهد شد.

بر این اساس آن کسانی که اسباب هدایت و بهره مندی از آن را در خویش تحقق بخشند در مسیر هدایت از استعداد برتری برخوردار شده و به تبع آن بیشتر از نور هدایت معصومان (ع) بهره می برند.

همانطور که این راه روشن با اسباب معینی پیموده می شود از سوی آفات و موانع مختلفی نیز تهدید می شود.

یکی از اسبابی که در قرآن و لسان پیامبر (ص) و عترت طاها برای برخورداری از هدایت معرفی شده است ن علم» است. « علم» در زبان قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (ع) به معنای آگاهی است. از این رو می توان میان آگاهی و دانش تمایز قائل شد. چه اینکه دانش عبارت از دریافت اطلاعات مختلف در موضوعات گوناگون است. مانند آنچه در حوزه علمیه و دانشگاه تدریس می شود.

پیداست که صرف اطلاع از امری موجب غمل بر طبق آن نمی شود. از سوی دیگر در روایات « علم» نوری دانسته شده که خدای متعال در دل صاحبان استعداد بر می افروزد. با چنین استعدادی با ترکیبی از دانش، تهذیب، تعالی روح ایمان در انسان پدید می آید و آن گاه چراغ علم در درون جان آدمی روشن می گردد. چون علم همیشه با عمل همراه است انسان را به سوی بهره مندی از چراغ هدایت معصومین پیش می برد. از سوی دیگر قران کریم در آیاتی مانند آیه 57 سوره کهف و آیه 18 سوره زمر لجاجت و حق ناپذیری را مانع و آفت هدایت پذیری معرفی می کند.

پافشاری بر باورهای غیر صحیح و غیر عملی ( غیر برهانی) بر اساس آیه 8 سوره حج، تکبّر بر اساس آیه 25 سوره غافر، غرور و خود فرهیختگی بر اساس آیات 20 و 21 سوره ملک، هواپرستی بر اساس آیات 2 و 3 سوره قمر، اطاعت از قدرتمندان و زورگویان کینه ورز بر اساس آیه 59 سوره هود و تقلید و پیروی کورکورانه بر اساس آیات 20 و 21 سوره لقمان و 170 سوره بقره از عناصری هستند که لجاجت و حق ناپذیری را در انسان موجب می شوند و در نهایت چشم و گوش و عقل بشر را کور و کر و غیر بصیر می سازند و راه هدایت را بر روی بشر بسته یا حاصل به دست آمده از هدایتهای پیشین را از میان می برند.

لازم به ذکر است ویژه برنامه کودکان و نوجوانان نیز هر شب در محل آکادمی مرکز اسلامی برگزار گردید که شامل برنامه های بسیار متنوعی از جمله: بیان نکات اخلاقی از طریق پخش کلیپ تصویری، بیان قصه های قرآنی، همخوانی گروهی برخی ادعیه و سوره های قرآن، نقاشی و ... بود .

شایان ذکر است در مراسم شب شهادت امام رضا(ع)، عزاداران رضوی میهمان سفره با برکت امام رضا علیه السلام بوده و از آش شُله که توسط مشهدی های مقیم هامبورگ تهیه شده بود، تناول نمودند.

برای دریافت فایل های صوتی اینجا را کلیک نمایید.


 



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :