ارسال به دوستان
کد خبر : 89532
تاریخ انتشار : 12/18/2015 3:58:17 PM

اسلام شناسی 165 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 10

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ
تاریخ: 18.12.2015

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

بی شک رعایت حقوق اخلاقی باعث تربیت نفس آدمیان می شود، و برای تعدیل همۀ قوای انسان نقش مهمی را ایفاء می کند. در بحث حقوق اعضاء اشاره گردید که هر کدام از اعضای بدن انسان حقی دارد که شناخت آنها لازم و ادای حقشان باعث می شود انسانها از افراط و تفریط به­دور باشند.

از جمله­ی این اعضاء که بسیار لازم است به آن توجّه شود، «قوّه شهوت» انسان است. و اسلام نیز هیچگاه افراط و تفریط در این قوه را سفارش نکرده، بلکه تأکید دارد که این قوه مانند دیگر قوی باید تعدیل، تربیت و کنترل شود.

متأسفانه این قوه در طول تاریخ جامعه بشری با افراط و تفریط بسیاری مواجه بوده است، که برای هر جامعه­ای ضرر داشته است، چراکه آنهایی که آزادی جنسی ترویج کردند و یا آنهایی که قوه شهوت را سرکوب کردند و تاکنون از آن طرفداری نموده­اند، غیر از ناهنجاری چیز دیگری را پدید نیاورده­اند. زیرا برخی منشأ همه­ی انحرافها و عدم تعادل روحی را، از غریزه جنسی می دانند. و معتقدند که همه­ی مشکلات بشر زمانی است که تمایلات جنسی آنان بر اثر محدودیتهای اجتماعی یا عوامل دیگر سرکوب گردند. و همین سرکوب او را با فشارهای شدید عصبی و اختلالات روحی مواجه می سازد، و هر انسانی را به بیماری روحی مبتلا می سازد. و حال آنکه در خصوص مشکلات بشری نباید از عوامل مادی، اقتصادی و اجتماعی محیط، غافل بود. زیرا همیشه اشباع غریزه­ی جنسی مشکل انسان نبوده! بلکه فقر، بیکاری، گرسنگی، بی عدالتی، تبعیض نژادی و بسیاری از آسیب های اجتماعی، و حتی گاهی افراط و زیاده روی در تمایلات جنسی، باعث بسیاری از مشکلات روحی و روانی انسان می گردد.

البته این موضوع از مباحث بسیار مهمّی است که باید دربارۀ آن، جلسات زیادی را اختصاص داد؛ تا ریشه­ی این مسائل پس از تحقیقات میدانی روشن تر و شفاف تر گردد. البته همان اندازه که افراط در این موضوع، آسیب های فراوانی را در جامعه بشری ایجاد کرده است، تفریط و سرکوب در این باره نیز تهدید جدی ممکن است برای هر فرد و جامعه ای باشد.

به این بیان که متأسفانه برخی از فلاسفه و علماء اخلاق، آمیزش جنسی را عمل حیوانی دانسته و آنرا پلید و پست می دانند. و برخی نیز در دیدگاهی افراطی­تر شعارشان این بوده که «درخت ازدواج را با تبر تجرد از بن بر کنیم». بسیار روشن است که این روش باعث انقراض نسل بشری می شود ضمن آنکه به واسطه ترک ازدواج بسیاری از انسان­ها بخش معظمی از کمالات را دست می دهند و از آن­ها محروم می شوند. و البته این نوع سخنها به لحاظ هستی شناسی و نیز معرفت شناختی با اشکالات بسیاری مواجه می باشند، چراکه برخلاف قانون طبیعی و ادیان ابراهیمی و حتی قوانین علمی هستند.

حق شهوت

اسلام هیچگاه سفارش نمی کند که غرائز و عواطف بشری سرکوب شود بلکه باید آنها را در آن جهت صحیح سوق داد. به همین جهت خدای تعالی در قرآن کریم فرموده است: «وَ الَّذينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ فمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ؛ و آنها كه دامان خود را از آلوده‏شدن به بى‏عفتى حفظ مى‏كنند  تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره‏گيرى از آنان ملامت نمى‏شوند و كسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند!».[1]

غریزه­ی جنسی چون بسیار سرکش است، اسلام ازدواج را به عنوان تعدیل و کنترل قوه­ی شهوت قرار داده است تا انسانها در مسیر انحراف حرکت نکنند. و به همین جهت حضرت سجاد(ع) در تبیین حق قوه­ی شهوت می فرماید:

«وَ أَمَّا حَقُّ فَرْجِكَ فَحِفْظُهُ مِمَّا لَا يَحِلُّ لَكَ وَ الِاسْتِعَانَةُ عَلَيْهِ بِغَضِّ الْبَصَرِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْوَنِ الْأَعْوَانِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ الْمَوْتِ وَ التَّهَدُّدِ لِنَفْسِكَ بِاللَّهِ وَ التَّخْوِيفِ لَهَا بِهِ وَ بِاللَّهِ الْعِصْمَةُ وَ التَّأْيِيدُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلاّ بِه؛‏ و امّا حقّ دامنت (حق شهوت)، اين است كه آن را بر آنچه كه بر تو حرام است حفظ كرده و پاك نگه دارى، و با كمك فرو بستن چشم (كه از بهترين ياوران است) و نيز با بسيار ياد مرگ بودن، و تهديد نمودن نفس به عذاب و ترساندنش بر آن مهمّ‏ كمك گيرى. چراكه‏ مصون ماندن از خطا، و حمايت و تأييد تنها با خداست، و...».[2] بی­شک چشم پوشی از نامحرم یکی از راهکارهای مهمّ برای ترک وقوع در حرام است و همچنین یاد مرگ نیز یاور خوبی برای انسان خواهد بود؛ زیرا آدمی با تهدیدِ به عذاب، خود را کنترل کرده و تلاش می کند خودش را در عذاب داخل نکند.  به­ همین جهت امر ازدواج در اسلام، بنای محکم زندگی شمرده می­شود. چراکه پیامبر اکرم(ص) در همین جهت می فرمایند: «مَا بُنِيَ‏ بِنَاءٌ فِي‏ الْإِسْلَامِ‏ أَحَبُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ تَعَالَى مِنَ التَّزْوِيجِ ؛ هیچ بنائی در اسلام پایه گذاری نشده است که در پیشگاه الهی محبوب تر و عزیزتر از ازدواج باشد».[3]

ازدواج یک پوشش لازم برای عفت و پاکدامنی است. و از این رو تعبیر لطیف قرآن این است که از زناشوئی به لباس تعبیر می نماید و می فرماید: «هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن‏؛ آنها (زنان) لباس شما هستند؛ و شما (مردان) لباس آنها (هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد)».[4] و بی­شک این نوع پوشش از وارد شدن به زشتیها جلوگیری می کند و انسان را در برابر هر آسیب و آفتی حفظ می نماید، و باعث طهارت و پاکیزگی وی می شود. چراکه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « مَنْ‏ سَرَّهُ‏ أَنْ‏ يَلْقَى‏ اللَّهَ‏ طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ؛ کسی که دوست دارد پاک و طاهر به لقاء الهی نائل گردد باید با انتخاب همسر قانونی موجبات عفت و پاکی خود را فراهم آورد».[5] پیامبر اکرم(ص) به آنان که گمان می کردند تزکیه نفس و طهارت روح با فاصله گرفتن از زنان به دست می آید و فقط با عبادت و روزه گرفتن و گوشه نشینی به دست می آید می­فرمود: «أَ تَرْغَبُونَ‏ عَنِ‏ النِّسَاءِ إِنِّي‏ آتِي النِّسَاءَ وَ أُفْطِرُ بِالنَّهَارِ وَ أَنَامُ اللَّيْلَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي‏؛ آیا زنان خود را ترک گفته اید و از آنان اعراض کرده اید؟ من که پیغمبر شما هستم نزد زنان می روم روز غذا می خورم و شب را می خوابم و هر کسی از سنت من روی گرداند از من نیست».[6] اسلام همانطور که ترک ازدواج را روا ندانسته تأمین نیاز جنسی را از طریق حرام مانند زنا جائز ندانسته است. لذا خداوند متعال در قرآن می فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلا؛ و نزديك زنا نشويد، كه كار بسيار زشت، و بد راهى است!».[7] 

پر واضح است که حرمت زنا و ارضای شهوت از این راه هم فلسفه ای دارد از جمله اینکه: 1ـ باعث هرج و مرج در نظام خانواده می شود، و روابط میان اعضاء خانواده و پایه و اساس محبت را بر هم می زند. 2ـ باعث می شود که برخوردها و کشمکشهای فردی و اجتماعی افزایش پیدا کند و عده ای هوس باز در کنار انحرافات جنسی به جنایت نیز روی آورند. 3ـ زنا باعث اشاعه انواع بیماریها و مشکلات روحی و روانی می شود. 4ـ زنا باعث می شود که نسل بشر به تدریج نابود شود؛ چون برخی فقط آنرا در ارضاء و اشباع جنسی می پندارند. و حال آنکه امر زناشوئی فقط برای تأمین نیاز جنسی نیست، بلکه بواسطه­ی آن نسل بشر حفظ می شود. ضمن آنکه انسان از طریق مسئولیتهائی که در نظام خانواده پیدا می­کند [و به­دنبال آن با ایفاء نقش نسبت به مسئولیت­ها و وظایفیش]، خود را به کمال مطلوب می رساند.

البته آثار دنیوی و اخروی زنا بسیار زیاد است که در اینجا فقط به یک روایت بسنده می شود، و آن­ این­که نبی مکرم اسلام در وصیتی به علی بن ابی طالب(ع) چنین می­فرماید: «يَا عَلِيُّ فِي‏ الزِّنَا سِتُّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ مِنْهَا فِي الدُّنْيَا وَ ثَلَاثٌ مِنْهَا فِي الْآخِرَةِ فَأَمَّا الَّتِي فِي الدُّنْيَا فَيَذْهَبُ بِالْبَهَاءِ وَ يُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ يَقْطَعُ الرِّزْقَ وَ أَمَّا الَّتِي فِي الْآخِرَةِ فَسُوءُ الْحِسَابِ وَ سَخَطُ الرَّحْمَنِ وَ خُلُودٌ فِي النَّار؛ ای علی(ع) در خود زنا شش اثر [سوء] است: سه قسمت آن در دنیا، و سه قسمت آن در آخرت است. امّا آنها که در دنیاست:1ـ یکی این است که صفا و نورانیت را از انسان می گیرد، 2ـ تسریع در نابودی انسانها می کند 3ـ. روزی را قطع می کند و امّا آن سه که در آخرت است: 1ـ غضب پروردگار، 2ـ سختی حساب و3ـ دخول یا خلوت در آتش دوزخ است».[8]

 



[1]. مؤمنون/5 و 6 و7.

[2]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص258، قم، جامعه مدرسين، چ دوم، 1363ق.

[3]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج3، ص373، ح4343، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چ دوم، 1413ق.

[4]. بقره/187.

[5]. همان، ج3، ص385، ح4354.

[6]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة، ج90، ص73، بیروت، دار إحياء التراث العربي، چ دوم، 1403ق.

[7]. اسراء/32.

[8]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص367، ح5762.



نظر شما



نمایش غیر عمومی