ارسال به دوستان
کد خبر : 90081
تاریخ انتشار : 12/26/2015 4:36:12 PM

اسلام شناسی 166 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 11

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از دیدگاه قرآن کریم عبودیت غرض آفرینش انسان دانسته شده و آن به این معنا است که آدمی با بندگی «حق تعالی» صفات کمالی او مانند: علم و حکمت را در خود جلوه نماید. که لازمه اش آن است که با معرفت و عبادت در این مسیر قدم گذارد، و هر عملی که را که انجام می­دهد در مسیر بندگی قرار دهد. [به همین جهت خدای تعالی در قرآن کریم] انسانها مورد خطاب قرار داده، و می­فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏؛ اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد؛ آن كس كه شما، و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزكار شويد».[1] و همچنین می فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون‏؛ من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)».[2]

تلفیق میان ساحت مادی و معنوی انسان، که هر کدام در نشئه ای قرار دارد، می تواند انسان را سبب احسن المخلوق بودن قرار دهد؛ و او را به لحاظ مرتبه­ی وجودی ویژه ساخته، و شایستگی و لیاقت خلیفة اللهی و ولایة اللهی را به او غایت کرد. که البته رسیدن به چنین جایگاهی باید از طریق بندگی و اخلاص باشد.

حق نماز

با توجه به این­که شناخت جایگاه هر فعل عبادی برای به جا آوردن حقش از ضرورتهاست، به همین جهت امام سجاد(ع) که به زین العابدین و سید الساجدین لقب یافته است، در این بخش به حقوق افعال عبادی اشاره می کند و اوّلین حق را از نماز آغاز می نماید. زیرا نماز بزرگترین و جامع ترین عبادت در میان عبادات است، و از نظر آیات و روایات در رأس امور عبادی قرار گرفته است. و از این رو همه پیامبران الهی برای قرب الهی نسبت به نماز اهتمام جدی داشته­اند. به عنوان نمونه حضرت موسی بن عمران یکی از پیامبران اولوالعزم الهی وقتی سخن خدا را می شنود مأمور به این فریضه­ی بزرگ می شود: «وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى إِنَّني‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْري؛ من تو را برای مقام رسالت برگزیده ام. اکنون به آنچه به تو وحی می شود گوش فرا ده، من الله هستم، معبودی جز من نیست پس تنها مرا عبادت کن؛ عبادتی خالص از هرگونه شرک و نماز را به پا دار تا همیشه به یاد من باشی».[3]

پس نماز برای یاد خدا است زیرا فقط یاد این نام است که انسان را آرام می کند: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب».[4] انسان برای اینکه از نماز واقعی بهره ببرد، باید شش نکته را مراعات نماید. که برخی از بزرگان مانند مرحوم فیض کاشانی در کتاب «الحقائق» در این خصوص می فرمایند: 1ـ حضور قلب 2ـ تفهم 3ـ تعظیم 4ـ هیبت 5ـ رجاء 6ـ حیاء.

از جمله اموری که باعث می شود انسان به حضور قلب برسد، همّت عالی است. لذا باید توجّه کند که دنیا نسبت به آخرت ناچیز است و نباید خود را دلداه­ی دنیای زودگذر نماید، زیرا آخرت حیات جاودان است. و در همین راستا خداوند متعال تعالی در قرآن کریم می­فرماید: «إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون‏؛ زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏دانستند!».[5] و در جای دیگر می فرماید: «وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى؛‏ در حالى كه آخرت بهتر و پايدارتر است».[6]

پس از حضور قلب موضوع تعظیم یعنی اینکه فکر و ذهن را، به درک کردن معانی بلندی توجّه دهد که از زبان صادر می شود. که این توجّه باعث می شود آدمی از امور دنیائی غافل شده، و با توجّهی که حاصل شده تلاش می­ کند خود را متمرکز سازد، و ادب در محضر حق­تعالی را رعایت کند. تعظیم آن حالتی است که از معرفت سرچشمه می گیرد. چراکه شناخت نسبت به جلال و عظمت خداوند، و کوچکی و پستی نقش خویش، باعث خشوع و خضوع انسان می شود. و در چنین حالتی برای نفس «تعظیم» حاصل می شود؛ که این موضوع با شناخت از قدرت غیرمتناهی حق­تعالی به دست می آید. و همچنین از شناخت، لطف و کرم بی­پایان الهی حاصل می شود؛ که به آن رئوف مطلق، رجاء و امید می یابد. و آنچه که از مجموع این حالات به دست می آید حیاء است. انسانی که به این مرحله برسد در حالی نماز را اقامه و به پایان می رساند، که متوجّه عیبها و نقصهای خود می شود و از محضر ربوبی حیاء می کند. و همچنین احساس عجز از اینکه نتوانسته و نخواهد توانست حق ربوبی را اداء کند. اهمیت این واجب الهی به­اندازه­ای است که شهید اوّل هزار مسأله در خصوص واجبات نماز و سه هزار مسأله در خصوص مستحبات نماز در دو کتاب جمع آوری می کند، و نام آن کتابها را «الفیة» و «النفلیة» می گذارد.

امام سجاد(ع) در اوّلین حق فعلی عبادی به نماز اشاره کرده و می فرماید: «فَأَمَّا حَقُّ الصَّلَاةِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا وِفَادَةٌ إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّكَ قَائِمٌ بِهَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَإِذَا عَلِمْتَ ذَلِكَ كُنْتَ خَلِيقاً أَنْ تَقُومَ فِيهَا مَقَامَ الذَّلِيلِ الرَّاغِبِ الرَّاهِبِ الْخَائِفِ الرَّاجِي الْمِسْكِينِ الْمُتَضَرِّعِ الْمُعَظِّمِ مَنْ قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ بِالسُّكُونِ وَ الْإِطْرَاقِ‏ وَ خُشُوعِ الْأَطْرَافِ وَ لِينِ الْجَنَاحِ وَ حُسْنِ الْمُنَاجَاةِ لَهُ فِي نَفْسِهِ وَ الطَّلَبِ إِلَيْهِ فِي فَكَاكِ رَقَبَتِكَ الَّتِي أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُكَ وَ اسْتَهْلَكَتْهَا ذُنُوبُكَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏؛ اما حق نماز این است که بدانی نماز، روی آوردن به درگاه خداست و تو در حال نماز مقابل خداوند ایستاده ای حال اگر بر این مطلب آگاه باشی خود را شایسته می بینی که همچون بنده ای خوار، مشتاق، بیمناک، امیدوار، نیازمند و نالان در برابرش بایستی و در حال آرامش و سرافکندگی و فروتنی همه جانبه، او را بزرگ داری. و از جان و دل با او راز و نیاز کنی. و از او بخواهی تا تو را زیر بار خطاهایی که تو را در برگرفته اند، و گناهانی که نابودت می کنند، آزاد نماید. و هیچ نیرویی نیست مگر از ناحیه خداوند».[7]

انسان اگر با این نگاه که حضرت اشاره فرمود­ه­اند حق نماز را بشناسد، و تلاش کند که آنرا اداء نماید، کم کم به آثار آن خواهد رسید. آثار دنیوی و آخروی و فردی و اجتماعی و بدنی و روحی! و این بسیار مهم است که یک عبادت با رعایت مسائلی که بیان شد، این همه آثار داشته باشد. آثار فردی نماز، نظیر: احساس حضور در محضر خداوند، آرامش و سکون، جدائی از خودخواهی و غرور و کبر، داشتن تواضع نسبت به حق. که در حقیقت نماز، معراج و کمال مؤمن است. که از طرفی خودبینی و خودخواهی را از انسان دور می کند، و از طرف دیگر خداخواهی و حق طلبی را در او زنده نگه می دارد. و از آثار اجتماعی نماز، مسئولیت پذیری در مقابل دیگران [است]. به­همین جهت در اسلام به نماز جماعت و جمعه، تأکید فراوان شده است. تا هر روز و هر هفته مؤمنین یکدیگر را چندین بار ملاقات کنند و با شناخت نسبت به مشکلات همدیگر، در رفع آن کوشا باشند.

آنچه که مهم است این است که باید تلاش کرد مومنان این واجب الهی را به درستی انجام دهند؛ و خشوع و خضوع را در خود احیاء و زنده سازند، و از برکات آثار او برخوردار گردند، و برای دست یابی به چنین مقامی سعی و تلاش کنند. و همچنین فلسفه­ی احکام و نیز آداب و اسرار نماز را یاد بگیرند، و در محلی مناسب، و به دور از ظواهر فریبنده و یا محل رفت و آمد، و رعایت مستحبات، حق نماز را تا آنجایی که ممکن است به جا آورد.

سخن پایانی

در بخش پایانی سخنی از رسول خدا در خصوص اثر و نماز در آمرزش گناه و طهارت انسان آورده می شود تا همه بهره مند گردیم:

«عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)‏: لَوْ كَانَ عَلَى بَابِ دَارِ أَحَدِكُمْ نَهَرٌ فَاغْتَسَلَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْهُ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَ كَانَ يَبْقَى فِي جَسَدِهِ مِنَ الدَّرَنِ شَيْ‏ءٌ قُلْنَا لَا قَالَ فَإِنَّ مَثَلَ الصَّلَاةِ كَمَثَلِ النَّهَرِ الْجَارِي كُلَّمَا صَلَّى صَلَاةً كَفَّرَتْ مَا بَيْنَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ؛ ابوبصیر از حضرت باقر(ع) و آن حضرت از جدش رسول خدا(ص) نقل می کند که فرمود: اگر برای خانه فردی از شما نهر آبی جاری باشد و در هر روز پنج مرتبه خود را در آن شستشو دهد، چیزی از چرک بر بدن او باقی می ماند؟ عرض کردم: نه، فرمود: مَثَلِ نماز مثل نهر جاری است، هرگاه نماز می گذاری گناهانی که بین آن نماز و نماز قبلی مرتکب شده ریخته می شود».[8]

 



[1]. بقره/21.

[2]. ذاریات/56.

[3]. طه/13 و 14.

[4]. رعد/28.

[5]. عنکبوت/64.

[6]. اعلی/17.

[7]. ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول، ص258، قم، جامعه مدرسین، چ دوم، 1363ق.

[8]. طوسى، محمد بن الحسن، تهذيب الأحكام، ج2، ص237، ح938، تهران، دار الكتب الإسلاميه، چ چهارم، 1407ق.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :