ارسال به دوستان
کد خبر : 96487
تاریخ انتشار : 3/11/2016 5:19:45 PM

اسلام شناسی 170 ــ اسلام و حقوق اخلاقی 15

خطیب: آیت الله دکتر رمضانی امام و مدیر مرکز اسلامی هامبورگ

تاریخ: 11.03.2016

http://fa.izhamburg.de/files/141/Image/Articles/1393/6/28/3073402041ad447a95afbbd8bd9b6184.jpg

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله ربّ العالمين و الحمد لله الذی لا مُضادّ له في مُلكه و لا مُنازِعَ لَهُ في أمره. الحمدالله الذی لا شريك لَهُ في خلقه ولا شبيه لَهُ في عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سيدّنا ونبيّنا محمّد صلّی الله عليه وعلی آله الطاهرين واصحابه المنتجبين. 

عبادالله ! أُوصيكم و نفسي بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

از جمله حقوقی که امام سجاد(ع) بدان اشاره فرموده ­اند حق «حاکم عادل» است. در ابتدا باید دانست که جامعه برای جلوگیری از هرج و مرج و برقراری نظم عمومی، نیازمند حاکم است و این یک امر ضروری است؛ در این رابطه در تعبیری از امیر مؤمنان علی(ع) آمده است: « ... لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِیرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ... ؛ مردم به زمامدارى نیك یا بد، نیازمندند تا مؤمنان در سايه حكومت، به كار خود مشغول و كافران هم بهرمند شوند، و مردم در استقرار حكومت، زندگى كنند، به وسيله حكومت، بيت المال جمع آورى مى‏گردد و به كمك آن با دشمنان بتوان مبارزه كرد. از طریق وجود حاکم جاده‏ ها أمن و امان، و حقّ ضعيفان از نيرومندان گرفته مى‏شود، نيكوكاران در رفاه، و از دست بدكاران در امان می ‏باشند».[1]

حال اگر حکومتی تشکیل گردد و حاکم او عادل باشد، این حاکم درصدد است حقوق مردم را استیفاء نماید، در این صورت چنین حاکمی حق و حقوقی دارد که باید آنها را شناخت و اداء نمود. البته این حق، حقّی متقابل است به این معنا که مردم هم نسبت به حاکم حق و حقوقی دارند که امیرالمؤمنین(ع) در بخش آخر خطبه 34 نهج البلاغه بدان اشاره می کند و می فرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ‏ لِي‏ عَلَيْكُمْ‏ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ؛ فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُم‏؛ ای مردم حقی من بر شما دارم و حقی شما بر من دارید. امّا حق شما بر من، خیرخواهی دربارۀ شما و تنظیم و فراوان نمودن بیت المال برای تهیۀ معیشت سالم برای شما و تصدی بر تعلیم شما که از جهل نجات پیدا کنید و تأدیب شما که علم (همۀ سطوح شخصیت) شما را بسازد و امّا حق من بر شما، وفا به بیعتی است که با من کرده اید و خیرخواهی در حضور و غیاب و پاسخ مثبت در آن هنگام که شما را بخوانم و اطاعت از من موقعی که به شما دستوری بدهم».[2]

شرایط حاکم اسلامی

از ویژگی های مهم حاکم اسلامی، علم و دانش کشورداری است. بدون ­شک اداره جامعه و احقاق حقوق شهروندان برای خود اصول و مبانی دارد که دانستن آن برای حاکم اسلامی لازم و واجب است. در حقیقت او باید به آنچه که قوام و پایداری جامعه به آن مربوط می شود علم داشته باشد. او باید بتواند از جهات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، جامعه دینی را مدیریت نماید. واضح است که مقصود از علم کشورداری، این است که چگونه می توان جامعه را به رشد و بالندگی رساند، و از جهت برنامه ریزی در مسیر عدالت و اصلاح قرار داد. یکی از موضوعاتی که بسیار مهم است، این است که دین با توجّه به نیازهای واقعی جامعه، بخشی از برنامه­ حکومتی خود را با آراء مردم داشته باشد. همچنین این مطلب که دین از سیاست جداست نیاز به تأمل جدّی دارد! زیرا اگر دین برای هدایت انسان آمده و برای نیازهای فردی و اجتماعی او برنامه ارائه می دهد، پس این توان را دارد که بتواند برنامه متناسب با شأن او را برنامه ریزی کند. چه بسا در حقیقت جنبه های فردی و اجتماعی انسان را در زندگی روزمره نمی توان کاملاً از هم جدا دانست. بلکه میان ابعاد مختلف زندگی انسان ها تأثیری متقابل وجود دارد. به همین جهت پیامبر اکرم (ص) وقتی در مدینه حضور یافت، بنیان های تشکیل حکومت و کشورداری را پی ریزی کرد. پس از آموزش های مقدماتی که در مکّه صورت گرفت، حکومت را بر اساس قوانین الهی تشکیل داد. البته مبنای محتوائی این حکومت حفظ و کرامت انسان از هر جهت بوده است. لذا همۀ شهروندان از حقوق شهروندی برخوردار بودند و عدالت به معنای واقعی در میان آنها پیاده شد.


به همین جهت از ویژگی های مهم دیگر حاکم اسلامی عادل بودن اوست؛ زیرا او می خواهد عدالت را در جامعه انسانی و اسلامی پیاده کند. عدالتی که در بیان معنای آن فرموده اند: «العدل يَضَعُ‏ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا؛ عدالت: هر چيزى را در جاى خود مى‏نهد»[3] لازمه این امر آنست که خود حاکم از ملکه و صفت عدالت برخوردار باشد. البته این مهم آرمان همۀ پیامبران الهی بوده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط؛ ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند».[4] و این حاکم عادل است که مردم را از هلاکت نجات می دهد. چنانکه امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «فَإِنَ‏ الرَّعِيَّةَ الصَّالِحَةَ تَنْجُو بِالْإِمَامِ الْعَادِلِ أَلَا وَ إِنَّ الرَّعِيَّةَ الْفَاجِرَةَ تُهْلَكُ بِالْإِمَامِ الْفَاجِرِ؛ نجات مردم صالح مربوط به پیشوایان عادل و صالح آن ملت است. همانگونه که هلاکت و نابودی ملت منحرف محصول تربیت پیشوایان ستمکار است».[5]

 از نظر قرآن در زمان حضرت یوسف(ع)، آن پیامبر خدا شایستگی مدیریت جامعه را از هر جهت دارا بود؛ زیرا هم حافظ مال مردم و امانت دار بود و هم دانش و دانائی امور اقتصادی و دارائی را داشت. و به همین جهت پیشنهاد کرد: «يُوسُفَ النَّبِيِّ(ع) حَيْثُ قَالَ لِمَلِكِ مِصْر: اجْعَلْنِي عَلى‏ خَزائِنِ‏ الْأَرْضِ‏ إِنِّي‏ حَفِيظٌ عَلِيم؛[6] ‏یوسف پیامبر(ص) گفت: مرا بر خزائن اين سرزمين بگمار، كه من نگهبانى كاردانم‏»،[7] آن پیامبر الهی پس از برعهده گرفتن این مسئولیت مهم، کشور مصر را از سال های قحطی و بحران اقتصادی نجات داد. قدرت اقتصادی این کشور به حدّی بود که به کشورهای اطراف، که در وضعیت قحطی و خشک سالی به سر می بردند کمک می­نمود.

 امام سجاد(ع) در موضوع حق حاکم، به چنین حاکمی اشاره می کند که حق مردم را رعایت می کند و درصدد است عدالت را پیاده کند. به همین جهت به یکسری حقوقی اشاره می نماید که رعایت آن باعث می شود جامعه از هر جهت به عدالت و آرامش و امنیت نائل شود.







[1]. نهج البلاغة، خطبة/40.

[2]. همان، خطبة/34.

[3]. همان، حکمة/437.

[4]. الحدید/25.

[5]. مفید، محمد بن محمد، الإرشاد، ج1، ص260 .

[6]. یوسف/55.

[7]. كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي، ج5، ص70.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :