شنبه 04 فوریه 2012 (Hamburg)
فجــر 06:02
طلوع افتـاب 08:00
ظهــر 12:34
عصـــر 14:40
مغـرب 17:36
عشــاء 18:39
نیمه شب 23:33
صفحه اصـلی :: نـماز جمعـه :: آرشيو :: 2010.03.12 - انسان شناسی از دیدگاه قرآن 13
نقدها: 0
خطیب: امام مسجد و مدير مركز اسلامي هامبورگ

انسان شناسی از دیدگاه قرآن 13

بسمه تعالی
 
در مباحث پیشین اشاره گردید که کرامت ذاتی به ویژگیهای آفرینش و جامعیت نوع انسان بر می گشت و در واقع به مجموعه سرمایه هائی که خدای متعال در اختیار انسان قرار داد بازگشت می نمود و در چنین مرحله ای انسان باید به عنایتهای خدای متعال توجه شایسته داشته باشد و همواره قدردان نعمتهای الهی باشد.
اما کرامت اکتسابی در واقع به کمالاتی اطلاق می شود که در پرتو ایمان و اعمال شایسته بدست می اید و این نوع کرامت بستگی به تلاش و ایثار و معیار ارزش های انسانی و ملاک تقّرب در پیشگاه خداوند دارد و چون این کرامت با اختیار و گزینه های صحیح انسان بدست آمده می تواند ملاک برتری میان انسانها باشد و لذا هر کسی که اکتسابات بیشتری داشته باشد در نزد خدای تعالی با ارزش تر و با فضیلت تر است و در برخی از آیات مسیر رسیدن به این کرامت هم مشخص شده و بیان کرده هر کسی تقوای بیشتری داشته باشد از کرامت بیشتری برخوردار است " إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ " . [1]
و در واقع همه ارزیابی ها و بررسی ها و تحلیلها در همین جا سامان می یابد زیرا اگر انسان از این کرامت فاقد باشد و آنچه را که در تغییر و تحوّل انسان نقش آفرین است مورد توجه قرار ندهد و خود را ارزان بفروشد به مثل چارپایان و بلکه گمراه تر خواهدد بود و به عنوان بدترین جنبنده [2] دانسته می شود و این گروه از انسانها هستند که در قیامت آرزو می کنند ای کاش خاک می بودند " وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنتُ تُرَابًا " [3] و از اینرو است که قرآن به گونه های مختلف اشاره به این حقیقت دارد که باید از سرمایه وجودی که خدای متعال به انسان بخشید بهره جست زیرا در غیر اینصورت ضرر و خسران برای او خواهد بود آیاتی که در صدد بیان این مطلب است گاهی بحث ایمان و عمل صالح را برای برون رفت از خسران مطرح می کند " إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ *إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ " [4] چه اینکه در برخی از آیات توجه به نماز را عامل برون رفت از ناهنجاریها مانند حرص و طمع معرفی می کند و می فرماید : "إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ......... الّا المصلین "     
و آنچه از آیات مربوط به کرامت اکتسابی بدست می آید اینست که مقاماتی را که ایشان به واسطهء تلاش و همت و ایمان و عمل صالح به آن نائل می شود یک مقام حقیقی است نه یک امر اعتباری ، به این معنا که این امور صرفاً بر اساس یک قرارداد اجتماعی و اعتبار عده ای از عقلاء تعریف نشده بلکه هر آنچه که انسان به آن می رسد بازگشت به حقیقت انسان می نماید و هر کسی نمی تواند آنرا به انسان بدهد و یا از انسان بگیرد بلکه انسان با توسعه ای که بواسطه ایمان و حقائق ارزشی به آن نائل می شود خود را به آن مقامات می رساند و در قیامت هم میهمان آنچیزی است که با تلاش و سعی خود ، آنها را ساخته و هیچگاه از آن فاصله نخواهد گرفت و به همین جهت است آنهائی که به سمت کفر و شرک و نفاق رفتند چونکه این صفات با جان آنها متحد شده دوست دارند که در قیامت از آن اعمال برخاسته از این صفات فاصله بگیرند و در واقع چنین درخواستی نشدنی است زیرا آن انسان به واسطهء گزینش های نامطلوب ، در مسیری قرار گرفت که از انسانیت و معنویت دور گشت و قابلیت وجودی خود را به خاطر این صفات زشت از دست می دهد و چیزی برای خود باقی نمی گذارد .
خلاصه سخن اینکه برای رسیدن به کرامت اکتسابی باید از همهء امکانات و استعدادها به قدر ظرفیت وجودی بهره جست و با تعقل ، تفکر و اندیشه و ایمان و عمل صالح از سرمایهء وجودی اش بهره مند و خود را به کرامت حقیقی نائل سازد و لذا خدای متعال در اولین آیاتی که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شد ، خود را پروردگار اکرم معرفی کرد " و اقراء و ربّک الاکرم "    و در نزد خدای اکرم می توان درس کرامت را به درستی بیاموزد و از این مسیری که برای کرامت انسان ذخیره شده استفاده کرد. و برای اینکه انسان در این مسیر، از برنامه هم بی نیاز نیست کتابی را برای او فرستاد که او را به کرامت می رساند و به همین جهت از جمله صفات قرآن « کریم » است و پیامبری که برای هدایت او فرستاد از این صفت و ویژگی برخوردار است و لذا پیامبر کریم با سخن کریمانه منادی دعوت به سوی کرامت از جانب خدای اکرم است و حتی فرشته های الهی که سفرای رحمت الهی اند آنان نیز کریم اند و مجموعه ای از این کرامتها دست به دست هم می دهد تا انسان خود را به کرامت و شایستگی های لازم برساند و دعوت خدای متعال را پاسخ دهد و بسیار روشن است کسانی می تواند این دعوت را اجابت کنند که از روحیه کرامت و بزرگواری برخوردار باشند و این بدون سلامت قلب و باطن پاک بدست نخواهد آمد .
 


[1]  حجرات / 13
[2]  انفال / 22
[3]  نباء / 40
[4] عصر / 2 و 3