شنبه 04 فوریه 2012 (Hamburg)
فجــر 06:02
طلوع افتـاب 08:00
ظهــر 12:34
عصـــر 14:40
مغـرب 17:36
عشــاء 18:39
نیمه شب 23:33
صفحه اصـلی :: نـماز جمعـه :: آرشيو :: 2010.08.27 - محبت 9 – نشانه های محبت خدا به بندگان
نقدها: 0
خطیب: امام مسجد و مدير مركز اسلامي هامبورگ

محبت 9 – نشانه های محبت خدا به بندگان

بسمه تعالی
 
در بحث های پیشین روشن شد که شروع و آغاز محبت از جانب خداست زیرا او آفریدگان خود علی الخصوص انسان را بسیار دوست دارد و بلکه دوستی اش نسبت به انسان از آن جهت که شایستگی حمل امانت بزرگ الهی را به او عطاء کرده است ، ویژه خواهد بود . به همین جهت است که محبت خدا به بندگانش ظهور و بروز بیشتری پیدا می کند و به واسطه لطف و عنایت خدای متعال است که بنده توفیق پیدا می کند که در مسیر هدایت الهی قرار گیرد و اعمال صالح را به انجام رساند . [1]
با این مقدمه برخی از نشانه هایی را که بزرگان برای محبت خدا نسبت به بندگان یادآور شده اند را مورد اشاره قرار می دهیم :
1.      بنده ، خدا را دوست می دارد ، همان گونه که خدا بنده را دوست می دارد . [2]
2.      خدا بنده اش را محبوب دوستانش می کند . وقتی محبت خدای متعال در قلب بندهء صالحش قرار می گیرد ، آن را تلطیف می کند و خدا از حسن و جمال خود نوری بر آن بنده می پوشاند که قلوب مؤمنان جذب آن می شود .
3.      بنده اش را در امر طاعت موفق می گرداند .[3]
4.      سنگینی خدمت را از بنده بر می دارد .
5.      به قدر نیاز به بنده عطاء می کند . [4]
6.      بلای بنده را بسیار می کند . [5]
7.      معایب بنده را مخفی می کند و ظاهر نمی سازد . [6]
8.      به بنده قلب سلیم عطا می فرماید و اخلاق او را نیک می گرداند . [7]
9.      دنیا را مغبوض بنده اش می سازد ، زیرا دنیا دور کنندهء بنده از خداست . [8]
10.او را به حلم و آرامش مزیّن میکند . [9]
11.صدق و راستی را به او الهام می کند . [10]
12.دانش را بر ذهنش خطور می دهد . [11]
13.عبادت نیکو را به او ارزانی می دارد. [12]
14.امانت را محبوب بنده می سازد .[13]
محبت خداوند آنقدر به بندگانش زیاد است که برای ما قابل وصف نیست و بلکه پایانی ندارد .  ما نیز بر اساس فهم و درک ناقص خود و بر اساس آنچه برای ما نقل شده مطالبی را اشاره می کنیم والّا هیچگاه نمی توان در این زمینه حق مطلب را اداء کرد. ( آنچه که درباره عشق و دوستی به خدا قابل ذکر است فناء در محضر اوست و اینکه انسان خود را به او بسپارد. ) در اینجا مناسب است به حکایت زیبائی که مولوی در مثنوی خود آن را  حکایت کرده اشاره شود.
عاشقی نزد معشوق خود رفت و خدمت ها و فداکاریهایی را که در راه عشق به او انجام داده بود برشمرد از جمله : انفاق ثروت و مال ، از دست دادن قدرت و نام و دیدن ناکامی ها ، پس از سخنان زیادی که میان آن دو رد و بدل شد عاشق گفت : گذشته ها گذشت ، حال مرا راهنمایی کن که من چه وظیفه ای نسبت به تو که محبوب منی دارم .
هر چه فرمایی به جان اِستاده ام          بر خط تو پا و سر بنهاده ام
رخ نگردانم ، نگردم از تو من               بهر فرمان تو دارم جان و تن
محبوب به او می گوید : توخیلی کارها انجام داده ای ولی تمام آنچه را که انجام داده ای فرع است و در حقیقت اصل و اساس این امور را انجام نداده ای . محب و دوستدار پرسید : آن اصل و اساس چیست ؟ محبوب گفت : اصل عشق و حب ، نیستی و جان باختن در راه محبوب و معشوق است . البته روشن و واضح است که این نیستی و فناء عین هستی و بقاء است و این مرگ ، عین زندگی جاویدان است و نام عاشق را تا قیامت زنده می سازد .
گفت آن عاشق : بگو آن اصل چیست؟            گفت : اصلش مُردنست و نیستی است
گر بمیری زندگی یابی تمام                             نام نیکوی تو ماند تا قیام
و لذا محب و عاشق وقتی این سخن را شنید آه سردی کشید و جان سپرد :
هم در آن دم شد دراز و جان بداد                 همچو گل درباخت سرخندان و شاد
    ماند آن خنده بر او وقف ابد                      همچون جان و عقل عارف بی کبد [14]
 
به همین جهت است که پیامبر اکرم (ص) بزرگ ترین عاشق و دوستدار حق و خدای متعال می باشد . اوست که همه مشکلات را برای هدایت بندگان به جان خرید و در واقع بیشترین زحمت را برای هدایت و آبادی دل بندگان الهی کشید و همواره صبر پیشه کرد و به مدت 23 سال همهء سختی راه را تحمل کرد . گاهی دیگران به پیامبراکرم (ص) پیشنهاد می کردند که شما کسانی را بیش از حدّ اذیت می کنند و به شما آزار می رسانند را نفرین کن ولی پیامبر عظیم الشأن در جواب می فرمود : « اللهم قومی فانهم لا یعلمون » . جناب مولوی در این زمینه می گوید :
با محمد (ص) بود عشق پاك جفت                  بهر عشق او خدا «لولاك» گفت
منتهي در عشق چون او بود فرد                     پس مر او را ز انبیاء تخصیص کرد
گر نبودي بحر عشق پاك را
                 كي وجودي دادمي افلاك را [15]
 به خاطر وجود آثار محبت است که قرآن کریم محبت و دوستی نسبت به خدا را حسن و نیکو شمرده و محبوبان خود را معرّفی می نماید و در عین حال محبت غیر خدا را تقبیح نمود و مذموم می شمارد . البته دوستی برخی انسانها و گروهها که بر اساس دوستی و محبت الهی است در اسلام مورد تشویق است . مانند دوستی به رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) همسر ، فرزندان ، استاد ، مردم و پدر و مادر و دوستان . ولی آنچه که مهم به نظر می رسد این است که دوستی انسانها از آن جهت مورد توجه قرار داده شد که نقش هدایت و کمال به سوی محبوب بالذات را فراهم می سازد و به همین جهت است که خدای متعال محبت و حبّی را که ملاکش بر اساس هوی و هوس باشد مورد نکوهش قرار می دهد زیرا همه آنها زودگذر و مقطعی است و رو به زوال است . و هیچکدام از آنها پایدار نیست ولی هر محبتی که به اذن و اراده او باشد پایداروماندگارخواهدبود.



[1] احیاء علوم ادین ج4 ص 304
[2] میزان الحکمه ج2 ص 224 حدیث 3147
[3]  همان . از سخنان حضرت علی (ع)
[4]  همان ص 223 فرمایش امام صادق (ع)
[5]  همان ص 224 فرمایش حضرت رسول اکرم (ص)
[6]  همان ص 223 فرمایش امام صادق (ع)
[7]  همان ص 224 فرمایش حضرت علی (ع)
[9]   همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[10]  همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[11] همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[12] همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[13] همان ص 223 فرمایش حضرت علی (ع)
[14] مثنوی مولوی دفتر ششم
[15] مثنوی معنوی دفتر پنجم بیت 2737 - 2739