اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا… اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

و نشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له، و أَنَّ محمداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه

نوزدهمین نشانه متقین:

  • قُرَّةُ عَینِهِ فِیمَا لَا یزُولُ وَ زَهَادَتُهُ فِیمَا لَا یبْقَی،

خوشحالی و شادمانی او درباره امور جاودانی است و بی میلی وی در امور ناپایدار است،

«قُرَّةُ عين» چيزي است كه سبب سرور، شادى و چشم روشنی انسان باشد. در داستان شیرخوارگی موسی در دستگاه فرعون قرآن کریم نقل می کند: «وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ‏ قُرَّتُ‏ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ‏؛ زن فرعون گفت: اين طفل (موسی) مايه سرور و روشنى چشم من و تو است(قصص:۹)» و خداوند نیز درباره بازگشت او نزد مادرش می فرماید: «فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ؛ پس او را به مادرش بازگردانيديم تا شاد گردد و محزون نباشد(قصص:۱۳)»

امیر المؤمنین یکی از نشانه های اهل تقوا را این بیان می کند که چیزی موجب شادی و روشنی چشم آنان می شود که فنا و نیستی در آن راه ندارد و آنان به آن چه جاودانه نیست اساساً دل نمی بندند. این نشانه درجات بالای عقلانیّت، خرد و دور اندیشی متّقین است که سرمایه گران بهای عمر و توان خود را، در راه کسب ماندنی ها و جاودانه ها به کار می گیرند.

اهل تقوا فریب رنگ و جلوه ی چیزهای فانی را نخورده و با آن ها شادمان نمی گردند لذا نسبت به آن ها تمایلی نداشته و مدّت زمان محدود حیات خود را به این امور اختصاص نمی دهند. در عوض تحصیل هر آن چه ماندگار است موجب شادمانی و روشنی چشمشان می شود و نسبت به کسب آن ها از دیگران سبقت می گیرند.

چه چیزی جاودانی است؟

قرآن کریم می فرماید:

  • كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (الرحمن:۲۶-۲۷)

همه كسانى كه روى آن [زمين‏] هستند فنا پذیرند* و ذات باشكوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند.

  • وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ (قصص:۸۸)
  • معبود ديگرى را با خدا مخوان، كه هيچ معبودى جز او نيست، همه چيز جز ذات (پاك) او فانى مى‏ شود.

پس بقاء و جاودانگی منحصر به خدای متعال است و هر چه غیر او محکوم به فناست، و لذا روشنی چشم اهل تقوا و بهجت قلبشان خداوند متعال می باشد.

دسته ای از متّقین از لحظات عمر خود تنها برای تقرّب به درگاه پروردگار و انس و الفت با او بهره می گیرند و تمام همّ و غمّ خود را برای رضای او معطوف داشته اند. این همان است که امیرالمؤمنین می فرماید: «مَا عَبَدْتُكَ‏ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ وَ لَكِنْ رَأَيْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ؛ (خدایا!) تو را به خاطر ترس از آتشت و اشتیاق به بهشتت عبادت نکردم‏ بلکه تو را سزاوار عبادت یافتم پس به همین جهت عبادتت نمودم.( نهج الحق و كشف الصدق، ص٢٤٨)».

رو حدیث ما عبدتک، ای فقیر            از کلام شاه مردان یاد گیر

چشم بر اجر عمل، از کوری است                طاعت از بهر طمع، مزدوری است

خادمان، بی‌مزد گیرند این گروه          خدمت با مزد، کی دارد شکوه؟

میزان معرفت و شناخت ایشان به خدای متعال تا حدّی اوج گرفته که جز نقش سیمای محبوب در آئینه قلبشان چیز دیگری جای ندارد و در عالم وجود تنها او را می بینند. صفات جمال و جلال پروردگار چنان در وجودشان جلوه نموده که بی اختیار عاشق و دلداده او گشته اند. ایشان در پرستش خدا بی نظیرند و در این ستایش جز وصال محبوب را نمی جویند. نه ترس از عذاب و نه طمع در نعمت ها و پاداش پروردگار، هیچ کدام توجّه آن ها را از معبود منحرف نساخته و آن ها غرق در ذات خداوند هستند.

دسته دیگری از اهل تقوا هستند که گرچه مانند دسته اوّل نبوده و در تقرّب به پروردگار فاصله زیادی با ایشان دارند، ولی در هر صورت دل از دنیا و جلوه های فریبنده اش بریده اند و دل را در گروِ آخرت و نعمتهای جاودانه اش نهاده اند چراکه به خوبی آموخته اند که: «وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى؛ و آخرت بهتر و پايدارتر است(أعلی:١٧)».

این گروه از متقین نیز روشنی چشمشان در جاودانه هاست و نسبت به هر چه پایدار نیست زهد به خرج می دهند، لکن خوف از عذاب خدا و خشم الهی و یا شوق به بهشت و نعمت های پروردگار است که آن ها را واداشته تا رضای پروردگار را با کسب اعمال صالح و ترک اموری که مورد کراهت خداوند است، به دست آورند و بدین وسیله از عقاب خدای متعال رهایی یافته و به بهشت و پاداش اخروی دست پیدا کنند.

ایشان خوب می دانند که دنیا با تمام نقش و نگار و خودنمائیش بسیار زود گذر و ناپایدار است و دل بستن به آن خسران ابدی را در پی خواهد داشت. دنیا به قدری زود گذر است که پروردگار متعال از آن به شکوفه تعبیر نموده، زیرا عمر شکوفه با وجود زیبائی، طراوت و عطری که دارد بسیار کوتاه است. قرآن کریم می فرماید: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى؛ و هرگز چشمان خود را به نعمت هاى مادّى، كه به گروه هايى از آنان داده ‏ايم، ميفكن! اين ها شكوفه ‏هاى زندگى دنياست تا آنان را در آن بيازماييم و روزىِ پروردگارت بهتر و پايدارتر است(طه:١٣١)».

امّا باید توجه داشت که بندگی به خاطر ترس از دوزخ و به شرط مزد به جای می آورد کجا و بندگی عاشقانه  و از روی محبّت فراوان و دلدادگی به محبوب کجا؟!

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند            نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست        کلاه داری و آیین سروری داند

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن           که خواجه خود روش بنده پروری داند

به هر حال اهل تقوا دل از دنیا بریده اند و به حیات ابدی دل بسته اند، و این آیه را شعار خویش ساخته اند که: « وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ؛ اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى ‏دانستند.(عنکبوت:٦٤) ».

دیدگاهتان را بنویسید

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Post comment