اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا… اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

و نشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له، و أَنَّ محمداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه

بیستمین نشانه متقین:

  • يَمْزُجُ الْحِلْمَ بِالْعِلْمِ وَ الْقَوْلَ بِالْعَمَلِ،

علم و حلم را به هم آميخته و گفتار را با كردار هم آهنگ ساخته است،

امیرالمؤمنین سابقاً در باره علم و حلم فرموده بود: «وَ أمَّا النَّهَار فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ»، و اینک مجدداً بر همراهی علم و حلم تأکید می نماید. شارحان نهج البلاغه از این عبارت امیر المؤمنین استفاده کرده اند که اهل تقوا اهل حلم و شکیبائی هستند ولی حلمی که مسبوق به علم و بر پایه دانائی است. (شرح ‏نهج ‏البلاغة (ابن ‏أبي ‏الحديد)، ج١٠،ص١٥٧)

حلم و صبوری متقین به علت ناتوانی و ضعف آن ها نیست بلکه چون به فوائد و آثار حلم علم دارند حلم به خرج داده و شکیبائی می کنند. بعضی از افراد به خاطر ضعف و سستی در مقابل ظلم ظالم سکوت نموده و از خود عکس العملی نشان نمی دهند، و بعضی دیگر با وجود قدرت بر گرفتن انتقام و ضربه زدن به کسی که به آنها بدی کرده، سکوت می کنند و در برابر خطای او واکنش تندی از خود نشان نمی دهند. این افراد گذشت و شکیبائی را برتر و با ارزش تر از انتقام و عکس العمل می دانند. اهل تقوا از دسته دوّم هستند یعنی علم و آگاهی ایشان از ثمرات حلم و بردباری، سبب می شود که در برابر رفتار ناپسند دیگران واکنش تندی از خود نشان نداده و شکیبائی به خرج دهند. در واقع حلم آن ها از روی حکمت و خرد است نه ضعف و سستی.

دیگر این که اهل تقوا گفتار خود را با عمل همراه نموده اند. اگر امر به معروف و نهی از منکر می کنند خود آنها پیش قدم در توجه به این امر و نهی هستند. قرآن کریم می فرماید: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ* كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چرا چيزى مى‏ گوييد كه انجام نمى‏ دهيد* نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد (صف:۲-۳)»

امیر المؤمنین با تأکید بر مسأله مهم امر به معروف و نهی از منکر در روابط اجتماعی می فرماید: «ظَهَرَ الفَسادُ فَلا مُنكِرٌ مُغَيِّرٌ وَ لا زاجِرٌ مُزدَجِرٌ. أ فَبِهذا تُريدُونَ أنْ تَجاوَرُوا اللّهَ فِي دارِ قُدْسِهِ وَ تَكُونُوا أعَزَّ أولِيائِهِ عِنْدَهُ هَيْهاتَ لا يُخْدَعُ اللّهُ عَنْ‏ جَنَّتِهِ وَ لا تُنالُ مَرْضاتُهُ إلّا بِطاعَتِهِ. لَعَنَ اللهُ الآمرينَ بِالْمَعْرُوفِ التّارِكينَ لَهُ وَ النّاهينَ عَنِ الْمُنْكَرِ العامِلينَ بِهِ؛ مفاسد آشكار شده، نه انكار كننده و تغيير دهنده ‏اى پيدا مى ‏شود و نه باز دارنده‏ اى به چشم مى ‏خورد، آيا با اين وضع مى‏ خواهيد در دار قُدس خدا و جوار رحمتش قرار گيريد و عزيزترين اوليايش باشيد؟! هيهات! خداى را در باره بهشت جاويدانش نمى ‏توان فريفت‏ و جز با اطاعتش رضايتش را نتوان به دست آورد، نفرين خدا بر آنان باد كه امر به معروف مى‏ كنند و خود آن را ترك مى‏ نمايند و نهى از منكر مى‏ كنند و خود، مرتكب آن مى ‏شوند.) نهج البلاغه، خطبه۱۲۹)». ایشان در اهمیت عمل آمران به معروف و ناهیان از منکر به امر و نهی خودشان می فرماید: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لَا أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا؛ اى مردم! به خدا قسم كه من شما را به طاعتى بر نمى ‏انگيزم مگر اين كه خودم در آن طاعت بر شما سبقت گرفته ام، و از معصيتى نهی نمی کنم، مگر اين كه خودم پيش از شما از آن دست كشيده ام. (نهج البلاغه(صبحی صالح)؛ ص۲۵۰)».

 

علم بدون عمل، موجب غضب خداوند

علمی که با عمل همراه نشود نه تنها برای صاحبش سودی نخواهد داشت بلکه باعث خسران و گرفتاری او و غضب الهی نیز خواهد شد. خدای سبحان به حضرت داود علیه السّلام وحی فرمود: «أَنَّ أَهْوَنَ مَا أَنَا صَانِعٌ بِعَالِمٍ غَيْرِ عَامِلٍ بِعِلْمِهِ أَشَدُّ مِنْ سَبْعِينَ عُقُوبَةً أَنْ أُخْرِجَ مِنْ قَلْبِهِ حَلَاوَةَ ذِكْرِي؛ به درستی که همانا سبك‏ ترين و خفيف ‏ترين كارى كه با عالمی که به علمش عمل نمی کند انجام می دهم، شديدتر از هفتاد عقوبت است، و آن اين است كه شيرينى ذكر خود را از قلب او خارج مى‏ سازم.(بحار الأنوار، ج‏٢، ص٣٢)».

در روایتی از حضرت مسیح علیه السّلام آمده است که فرمود: «رَأَيْتُ حَجَراً مَكْتُوباً عَلَيْهِ قَلِّبْنِي فَقَلَّبْتُهُ فَإِذَا عَلَى بَاطِنِهِ: مَنْ لَا يَعْمَلُ بِمَا يَعْلَمُ مَشُومٌ عَلَيْهِ طَلَبُ مَا لَا يَعْلَمُ وَ مَرْدُودٌ عَلَيْهِ مَا عَلِمَ؛  سنگی را دیدم که روی آن نوشته شده بود: مرا برگردان، وقتی آن را برگرداندم دیدم داخلش نوشته شده: هر کس به آن چه می داند عمل نکند طلب آن چه نمی داند برایش شوم و مایه بدبختی است وآن چه می داند نیز مردود و نا مقبول است.(همان)».

رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرماید: «كُلُّ عِلْمٍ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا مَنْ عَمِلَ بِهِ؛ هر علمی در روز قیامت برای صاحبش وبال و سختی است مگر آن که به آن عمل کند.(منية المريد، ص١٣٥) ».

علمی که باید چراغ راه انسان شده و او را به بهشت قُرب خدا رهنمون سازد در صورتی که مورد عمل قرار نگیرد، تأثیر عکس داشته و مایه سقوط انسان از وادی قُرب پروردگار خواهد شد.‏ شخصى نزد امام سجاد عليه السّلام آمد و از حضرت درباره مسائلى سؤال كرد و حضرت پاسخ او را دادند، سپس برگشت تا از مثل همان مسائل سؤال كند، حضرت فرمودند: «مَكْتُوبٌ فِي الْإِنْجِيلِ لَا تَطْلُبُوا عِلْمَ مَا لَا تَعْلَمُونَ وَ لَمَّا تَعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا لَمْ يُعْمَلْ بِهِ لَمْ يَزْدَدْ صَاحِبُهُ إِلَّا كُفْراً وَ لَمْ يَزْدَدْ مِنَ اللَّهِ إِلَّا بُعْداً؛ در انجيل نوشته شده كه دانستن آن چه نمى‏ دانيد را طلب نكنيد، در حالى كه هنوز به آن چه مى ‏دانيد عمل نكرده ‏ايد، زيرا علم هنگامى كه به آن عمل نشود، به صاحبش چیزی جز كفر نمى ‏افزايد و به غير از دورى از خداوند چيزى زياد نمى ‏كند.(كافي، ج‏١، ص٤٤) »

هر که ز جهل شد جدا میل طرب نمی کند        خدمت خلق اگر کند حس تعب نمی کند

عالم بی عمل کجا بهره به خلق می دهد ؟         وعده ی خویش را وفا مرد جلب نمی کند

عمل بدون علم، موجب هلاکت انسان

همان طور که علم بدون عمل باعث غضب الهی است عمل بدون علم نیز مایه هلاکت انسان می شود. علم و عمل دو بال برای انسان هستند که هرگاه هر دو با هم همراه شدند، صاحب خود را به اوج آسمان سعادت و قرب پروردگار خواهند رساند. امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرماید: «فَإِنَّ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ طَرِيقٍ فَلَا يَزِيدُهُ بُعْدُهُ عَنِ الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ إِلَّا بُعْداً مِنْ حَاجَتِهِ وَ الْعَامِلُ بِالْعِلْمِ كَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ فَلْيَنْظُرْ نَاظِرٌ أَ سَائِرٌ هُوَ أَمْ رَاجِعٌ؛ همانا عمل کننده بدون علم مانند کسی است که در غیر مسیر (حقّ) راه می رود پس دور شدن از راه روشن، تنها دور شدن از نیازش را به دنبال خواهد داشت و کسی که از روی علم عمل می کند مانند کسی است که در مسیر روشن قدم بر می دارد پس باید بیننده ببیند آیا (به سوی حق) راه می رود یا (از حق) باز می گردد.(نهج البلاغة (صبحي صالح)، ص٢١٦)».

جز دانش و حکمت نبود میوهٔ انسان               ای میوه فروش هنر، این دکه و بازار

آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد              فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

از گفتهٔ ناکردهٔ بیهوده چه حاصل                  کردار نکو کن، که نه سودیست ز گفتار

 

دیدگاهتان را بنویسید

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Post comment