اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِه کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ کُلِّهَا… اَلْحَمْدُ لِلّهِ مالِکِ الْمُلْکِ مُجْرِی الْفُلْکِ مُسَخِّرِ الرِّیاحِ فالِقِ الاْصْباحِ دَیّانِ الدّینِ رَبِّ الْعَالَمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ عَلی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلمِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلی طُولِ اَناتِهِ فی غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلی ما یُریدُ

و نشهد أن لا اله الا الله وحده لا شریک له، و أَنَّ محمداً عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله و اتباع امره و نهیه، و اخوفکم من عقابه

هجدهمین نشانه متقین:

  • إِنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فِيمَا تَكْرَهُ لَمْ يُعْطِهَا سُؤْلَهَا فِيمَا تُحِبّ،

هرگاه نفس او در انجام وظائفی كه خوش ندارد سركشى كند او هم از آن چه دوست دارد محرومش مى‏ سازد،

در مراحل مرابطه گفتگو می کردیم، و گفتیم که انسان برای عمل به این دستور قرآنی باید ابتدای هر روز به شرط گذاری و برنامه ریزی با خود بپردازد که مشارطه نامیده می شود، و در طول روز به کنترل خویش اقدام نماید که آن را مراقبه می نامند، و در پایان روز به اعمال خود در طول روز بنگرد و آن را مورد بررسی قرار دهد که این عمل محاسبه نام دارد. گام چهارم در انجام دستور قرآنی مرابطه، عملی است به نام معاتبه.

معاتبه و معاقبه

معاتبه در لغت یعنی کسی را مورد سرزنش قرار دادن، و معاقبه یعنی کسی را مجازات نمودن. پس از آن که در مرحله محاسبه نفس مشاهده شد که نفس دچار نافرمانی شده و خلاف تعهد ابتدای روز عمل کرده است، نباید با او به مسالمت و سهل انگاری مواجهه شود بلکه باید مورد سرزنش و مجازات قرار گیرد. زیرا اگر انسان در مقابل کارهای خلاف هیچ واکنشی نشان ندهد، نتیجه معکوس شده و  باعث جرأت و جسارت نفس خواهد شد.

علماء اخلاق برای مرحله پس از محاسبه و مشاهده سرکشی نفس دو مرتبه بیان کرده اند: سرزنش نفس (معاتبه)، و تنبیه نفس (معاقبه). و امیرالمؤمنین در این بخش از خطبه همّام به این مرتبه اشاره فرموده اند، که فرد با تقوا «هرگاه نفس او در انجام وظائفی كه خوش ندارد سركشى كند او هم از آن چه دوست دارد محرومش مى‏ سازد»، کسانی که در مسیر قرب خدا گام برمی دارند و به سیر و سلوک مشغولند، نیز باید در برابر نفس سرکش چنین باشند.

قرآن مجید تا آن حدّ به این مساله اهمیت داده که به نفس «لوّامه» سوگند یاد می کند و می فرماید: «وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ؛ و سوگند به وجدان بيدار و ملامتگر (قیامه:۲) » نفس لوّامه همان وجدان بیداری است که صاحبش را به هنگام ارتکاب کار خلاف ملامت و سرزنش می کند، که این خود نوعی معاقبه و مجازات خویشتن است.

روشن است که معاقبه و مجازات خویشتن در برابر کارهای خلافی که از انسان سرزده سلسله مراتبی دارد که از ملامت شروع، سپس به مراحل شدیدتر مانند محروم کردن خویشتن از بعضی لذائذ زندگی در یک مدت معین منتهی می شود.

سه نفر از صحابه در جنگ تبوک از دستور  پیامبر اکرم سرپیچی کردند، و پیامبر پس از بازگشت از جنگ، به مسلمانان دستور داد که با آنها ترک رابطه کنند، تا جایی که زمین با آن همه وسعتش بر آنها تنگ شد.  آنها در مقام توبه بر آمده و به مجازات خویش پرداختند، به این صورت که خودشان نیز یکدیگر را ترک گفته و در انزوای کامل به مناجات با خدا و توبه مشغول شدند، پس از مدتی خداوند توبه آنها را پذیرفت، و این آیه را نازل فرمود: «وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَنْ لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ؛ (همچنین) آن سه نفر را که (در مدینه) باز ماندند (و از شرکت در تبوک خود داری کردند و مسلمانان از آنان قطع رابطه نمودند) تا آن حد که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد، و (حتی) جایی در وجود خویش برای خود نمی یافتند، و دانستند که پناهگاهی از خدا، جز به سوی او نیست، در این هنگام خدا آنان را مشمول رحمت خود ساخت، (و به آنان توفیق داد) تا توبه کنند (و خداوند توبه آنها را پذیرفت) که خداوند توبه پذیر و مهربان است(توبه:۱۱۸)».

«ابولبابه انصاری» صحابی خوب پیامبر دچار خطایی مهم شد و راز نظامی پیامبر را نزد دشمنان برملا نمود. او سپس سخت پشیمان و ناراحت شد، به مسجد النبي آمد و خود را به یکی از ستونهای مسجد بست که امروز به «ستون ابولبابه» یا «ستون توبه » معروف است، و سوگند یاد کرد که خود را باز نکند تا زمانی که خداوند توبه او را بپذیرد. او مدتی در همین حال مجازات نفس ماند، تا اینکه آیه ۱۰۲ سوره توبه نازل شد و قبولی توبه او را اعلام کرد:

  • وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

و گروه دیگری به گناهان خود اعتراف کردند، که اعمال صالح و ناصالحی را به هم آمیختند، امید می رود که خداوند توبه آنها را بپذیرد، چرا که خداوند غفور و رحیم است

امیرالمؤمنین می فرماید: «اِذا صَعُبَت عَلَیکَ نَفسُکَ فَاصعُب لَها تَذِلُّ لَکَ؛ هنگامی که نفس بر تو سخت گیرد (و در برابر طاعت فرمان حق به آسانی تسلیم نگردد) تو هم بر او سخت بگیر (و خواسته هایش را از او دریغ دار) تا در برابر تو تسلیم گردد!». و نیز می فرماید: «مَن ذَمَّ نَفسَهُ أصلَحَها، مَن مَدَحَ نَفسَهُ ذَبِحَها؛ آن کس که نفس خویشتن را مذمت ( و سرزنش) کند سبب اصلاح آن را فراهم کرده، و آن کس که خویشتن را مدح و ثنا گوید، گویی خود را ذبح کرده است». (غرر و درر؛ ۱/۶۶۱)

در حالات فقیه بزرگ عالم تشیع مرحوم آیةالله بروجردی نقل شده که هرگاه عصبانی می شد، و احیانا به بعضی طلاب درس خود پرخاش می کرد، با این که این پرخاش همانند پرخاش پدر نسبت به فرزندش بود، بلافاصله از همین پرخاش پشیمان شده و در مقام عذرخواهی و جبران بر می آمد، و طبق نذری که داشت فردای آن روز را برای جبران این کار روزه می گرفت، و به این ترتیب خود را در برابر این کار کوچک معاقبه می نمود.

ملا احمد نراقی می گوید باید انسان در برابر نفس خود «اگر کار خلافی از او سرزد در مقام تنبیه خود بر آید، مثلاً تن به عبادات سنگین و انفاق اموالی که مورد علاقه اوست بدهد، اگر لقمه حرام یا مشتبهی خورده خویشتن را مقداری گرسنگی دهد، و اگر زبان به غیبت مسلمانی گشوده، مدح او کند یا با سکوت، خود را تنبیه، یا با ذکر خدا آن را جبران نماید. اگر شخص فقیر و تنگدستی را کوچک شمرده و نسبت به او توهین کرده، مال فراوانی را به او ببخشد، و همچنین نسبت به سایر معاصی و تقصیرات در مقام جبران برآید» . (معراج السعاده:۷۰۳ )

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب                       تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

دیدگاهتان را بنویسید

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Post comment